آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۴۴۸۶
۰۸:۱۲

۱۳۸۸/۰۱/۲۵

آقا آقا




تازه رسيده بوديم سپاه مريوان. آن جا خيلي خشم شب مي زدند. شبي كه رسام و منور زده بودند آمديم بيرون تماشا. از سنگري كه در همسايگي ما بود صداي صلوات مي آمد. از همشهري هاي آموزش نديدۀ خودمان بود. چشم به آسمان دوخته بود و پي در پي صلوات مي فرستاد و مي گفت:«آقا آقا»، بندۀ خدا فكر مي كرد نور امامزاده هاست.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه