آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۴۲۰۵
۰۷:۱۸

۱۳۸۸/۰۱/۲۴

بچه ها كنار بخوابيد پايتان را لگد نكند




عالم و آدم اگر مي گفتند من آدم خوبي هستم و مثلاً سرم مثل سر شاه مي ماند! او يكي حاضر نبود لگويد:«راست مي گوييد من هم قبول دارم». حتي سرش را هم تكان نمي داد. مي گفت:«اين مي شود مداحي و نان قرض دادن؛ محبت به دل است نه به زبان». اما آن شب نمي دانم ماه از كدام طرف درآمد كه خودش داشت از من تعريف مي كرد، آن هم چه تعريف! كارهايي را كه نكرده بودم مي گفت كرده اي. من ساده دل هم باورم شده بود. مي گفت:«فلاني خيلي عوض شده. حالات و رفتارش مرا ياد شهدا مي اندازد، خصوصاً اين شب ها. بچه ها كنار بخوابيد، پايتان را لگد نكند». يكي از برادران حرفش را قطع كرد و گفت:«منظورتان اين است كه نماز شب مي خواند ديگر، درسته؟ و لابد براي اين كه ريا نشود، چراغ را روشن نمي كند و در نتيجه روي بچه ها مي افتد يا دست و پايشان را لگد مي كند!» او هم نگذاشت و نه ورداشت گفت:«نه اتفاقاً، منظورم اين است كه او تازگي ها در خواب راه مي رود!».

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه