آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۴۱۰۳
۱۱:۴۴

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

شعارهاي تشييع جنازه




با هم ندار بوديم، از آن بمي هايي بود كه ضد بم هم به او كارگر نيم افتاد. سابقۀ حضورش در جبهه و تعداد عمليات هايي كه درآن ها شركت كرده بود كافي بود سر صدها نفر مثل او را به باد بدهد. اما دريغ از يك «تركش طلايي» ناقابل كه به انگشت كوچك دست چپش اصابت كرده باشد! به او مي گفتم:«من اين حرف ها حاليم نيست، براي شهادت و تشييع جنازه ات كلي شعار جور كرده ام، اگر بخواهي همين طور دست روي دست بگذراي ناچارم خودم آستين بالا بزنم و يك جوري سرت را زير آب كنم! پسر بجنب ديگر، جنگ دارد تمام مي شود» او همان جواب هميشگي را يم داد:«من در قبال شما مسئوليت دارم، تا شما را به مقصد نرسانم و تحويل آقا ندهم كه نم يتوانم خودم بروم، اگر از من سؤال كنند حسن و حسين و تقي و نقي و علي و ولي كجايند چه جوابي بدهم!».

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه