آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۴۰۸۴
۱۱:۱۸

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

لال نميري




هوا فوق العاده صاف و آفتابي بود. همۀ نيروها از گردان هاي مختلف جمع شده بودند و روي زمين در فضاي خوب و خنك نشسته بودند و دل توي دلشان نبود. به زودي معاون لشكر مي آمد تا راجع به عملياتي كه در پيش بود با بچه ها صحبت كند. همه چيز دست دست به دست هم داد و خوشحالي ززادي الوصفي را فراهم كرده بود. ايام عيد هواي دلپذير بهاري و مهم تر از همه بوي خوش عمليات؛ اين سرخوشي و خوشوقتي بايد به نحوي بروز داده مي شد. بچه ها يكي يكي راه باز مي كردند و معاون محترم لشكر مي آمد تا ميكروفن بلندگوي دستي را بگيرد و صحبت كند كه اعلام كنندۀ برنامه در حالي كه بچه ها بلند شده بودند تا ابراز احساسات بكنند گفت:«لال نميري ... تخم كفتر بخور»!

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه