سيصد صلوات

تنبيه و تشويق جبهه هم، مثل همۀ امورات آن، با پشت جبهه توفير داشت. معمولاً مسئولان سعي مي كردند كار بيهوده اي انجام ندهند و به همان نسبت ديگران را نيز دعوت به لغو نيم كردند. ا زجمله تنبيه ها و تذكرها جريمۀ صلوات بود. روزي از روزها مسئول دسته مرا به سبب قضيه اي كه بايد پيگيري مي كردم و آن را پشت گوش انداخته بودم با فرستادن سيصد صلوات جريمه كرد. چكار كنم چكار نكنم به بچه ها گفتم: «خاتم انبيا محمد صلوات. اللهم صل علي محمد و آل محمد». حاضران تقريباً سيصد نفري يم شدند رو كردم به فرمانده دسته و گفتم اين هم سيصد صلوات!