الهي دست همۀ شما بشكنه

مواقعي كه بچه ها مشغول تميز كردن سلاح خود بودند يا دست اندكار درست كردن سنگ(بعد از جا كن شدن و رفتن از نقطه اي به نقطۀ ديگر) و گرما و سرما و خستگي هم دست به يكي كرده كه امان بچه ار بگيرند و طاقتشان را طاق كنند، يك مرتبه يكي با صداي بلند و خيلي جدي رو به بقيه مي كرد و مي گفت:«الهي دست همتون بشكنه ...» بعد دوباره سرش را مي انداخت پايين و مشغول كارش مي شد و بچه ها كه توجه شان جلب شده و انتظار شنيدن چنين حرفي را نداشتند مات و مبهوت به او نگاه مي كردند و او بعد از مكثي مي گفت:«گردن صدامو بلند صلوات بفرست».