قول دادم شام بروم خانه

از او پرسيدم «در عمليات شركت مي كني يا نه؟» گفت:«صد در صد». گفتم:«پس اگر همديگر را نديديم حلال كن، بدي، خوبي، كمي، زيادي». گفت:«برو بابا. دلت خوش است، حالا كي مي خواهد شهيد بشود من به مادرم قول داده ام بعد از عمليات شام بروم خانه!حالا براي شهادت وقت بسيار است. شام را بچسب».