آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۹۵۶
۰۹:۴۷

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

سير نشدي، خسته ام نشدي؟




بندۀ خدا دست خودش نبود؛ عادت داشت به تند خوردن. ترك عادت عم كه موجب مرض است. راه رفتن و حرف زدنش هم دست كمي از غذا خوردنش نداشت. طوري غذا مي خورد كه به قول ننه ام انگار سوار پشت سرش بود. ما هر كاري مي كرديم كه حتي چند لحظه اداي خوردنش را در بياوريم نمي توانستيم. نمي دانم چي بسته بود به اين فك اسفل كه اين همه از صبح تا شب مي جنبيد و آخ نمي گفت. گاهي سر به سرش مي گذاشتيم كه:«پسر تو سير نشدي، راستي راستي خسته هم نشدي؟»او فقط با كله اشاره مي كه نه!

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه