عشق مي كني با ما رفيقي

خودش آدم خوش ظاهر و جدي و سنگيني نبود. بيش از همه اهل بگو بخند و شلوغ كاري بود. با اين وصف وقتي كسي به جمع ما مي پيوست و از روي كودكي و سادگي و صميميت و بي آلايشي و اقتضاي محيط بسيار طبيعي و بدن تكلف جبهه زود خودماني مي شد و با همه خوش و بش مي كرد و احساس غريبي و تازه واردي نداشت، بر مي گشت به او درميان جمع و در حضور همه با بيان مخصوص به خودش مي گفت:«عشق مي كني با ما رفيقي؟»