اگر بدي ديده اند حقشان بوده

شب عمليات بود و فصل جدايي و بريدن از يك عمر پيوستگي و گره خوردن دوستان با هم. موقع حلاليت طلبيدن، خون نامه امضا كردن، عهدنامه نوشتن و قول شفاعت گرفتن بچه ها از هم به اعتبار شهيد شدن. مطايبات اين شب ها هم تماشايي است. خصوصاً شوخي فرماندهان گردان و گروهان با بچه هاي خودشان. يكي از آن ها آمده بود وداع كند خيلي به بچه ها مي گفت: خوب، برادرا! اگر در اين مدت از ما بدي ديده اند (بعد از مكثي) حقشان بوده و اگر خوبي ديده اند حتماً اشتباهي رخ داده است. بچه هاي اطلاعات عمليات و تخريب هم كه در واقع هر روز عمليات و هر شب، شب شهادتشان بود به صورت ديگري اين عبارت را به هم مي گفتند البته به ندرت آن ها از هم خداحافظي مي كردند چون آن قدر مي رفتند و مي آمدند كه ديگر اين وضع هم براي خودشان و هم براي ديگران عادي شده بود، با اين وصف گاهي به شوخي مي گفتند:«برادرا! اگر ما را نديديد(به جاي گفتن حلال كنيد) عينك بزنيد»!