آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۷۰۲
۰۷:۰۷

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

مي ترسم ريا بشود




اوج روزهايي بود كه وقتي اسم كسي را صدا مي زدند به جاي گفتن كلمه «من» جواب مي داد:«الله» مي پرسيدي:«حالت چطوره؟» از ترس اين كه ريا نشود مي گفت:« الحمدالله». روزهايي بود كه فرمانده را نمي شد از نيروي عادي تشخيص داد. در آن روزگار، هر وقت افراد مرخصي مي رفتند حامل پيام و سلام دوستان و همشهريان خود بودن، بعضي به كنايه مي گفتند:«سلام مرا به فلاني برسان، البته نگو چه كسي سلام داده، ريا مي شود! اگر اصرار كرد، بگو عبدالعاصي!»

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه