آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۶۹۷
۰۷:۰۵

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

مگر در قرآن نداريم




مسئول دسته بود. وقتي راه پيمايي مي رفتيم خيلي اصرار داشت كه بچه ها حتماً پاچه شلوارشان را گتر كنند، كسي پيراهن كارش را روي شلوارش نياندازد، فانوسقه شان را ببندند و ظاهرشان را مرتب كنند. گاهي كه بعضي از برادران طفره مي رفتند شروع مي كرد به جر و بحث و با لحن و قيافه اي بسيار جدي مي گفت:« شما كه ماشاءالله با سواد هستيد، كلاس نهضت رفته ايد! تازه مگر در قرآن نداريم كه كلوا واشربوا و لا تسرفوا؟» و اگر طرف جواب مي داد:« خوب داريم وبي چه ربطي به اين موضوع دارد؟» مي گفت:«لابد مي خواهي بگويي سوره اذا جاء نصرالله و الفتح هم به آن مربوط نيست ديگر»؛ و اگر جواب مي شنيد كه:«خوب معلوم است كه مربوط نيست:، با عصبانيت مي گفت:«اِااِ؛ روز روشن دارد حاشا ميكند. چند تا حديث مي خواهي از پيغمبر برايت بخونم، ها؟ حتماً مي خواهي بگويي النظافه من الايمان هم راجع به نظافت است». بعد رو به جمع مي كرد كه :«شما يك چيزي بگوييد! من كه هر چي بگويم قرآن كتاب خداست و نهج البلاغه همه اش سخنان حضرت علي (ع) است باور نمي كند!».

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه