آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۶۶۵
۰۶:۳۰

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

در مسلخ عشق




با خودم خلوت كرده بودم و داشتم براي خودم اين شعر معروف را كه صغير و كبير مي دانند و همه جا هم نوشته شده است زمزمه مي كردم در مسلخ عشق جز نكو را نكشند، روبه صفتان زشت خو را نكشند... كه مثل اجل معلق سر رسيد و زد توي ذوقم: « بابا جان چيزي را كه نمي داني بپرس. آدم هر چي به دهانش آمد كه نمي گويد. پرسيدن كه عيب نيست ندانستن عيب است. اگر شعر هم مي خواهي بخواني لااقل درست بخوان اصل شعر اين بوده، بعد امثال شما پيدا شده اند آن را دست كاري كردده اند؛ حالا خوب گوش كن ياد بگيري، در مسلخ عشق مواظب باش بند پوتينت شل نباشه پوتين از پايت در بيايد؛ حالا فهميدي؟» لامروت چنان جدي مي گفت كه اگر كسي تازه از ده آمده بود باورش مي شد كه راستي راستي درستش همين است!

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه