آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۶۵۴
۰۶:۲۶

۱۳۸۸/۰۱/۲۳

چتر منور




از خبرهاي تازه اي كه خيلي هواخواه داشت خبر ازدواج برادراني بود كه به مرخصي مي رفتند و با دست پر! بر مي گشتند. دوستي داشتيم كه دل به سيه چشمي داده بود و هر بار كه مي آمد منطقه قبل از اين كه حال پدر و مادرش را بپرسيم خودش بحث را باز مي كرد و راجع به پيشرفت مذاكرات و موانع سر راه توضيح مي داد. اين كه مادرش تا كجا پيش روي كرده و كار به كجا رسيده است. بعد ازاين كه توافق حاصل شد و قرار و مدارها را گذاشتند، رفته بود كه سور و سات عروسي را فراهم كند، خريد لوازم و تهيه منزل و احياناً برگزاري مجلس عروسي! همه بي صبرانه منتظر نتيجه كار بودند. بالاخره وقتي برگشت منطقه همه روسرش كه :« ياالله، ياالله بگو ببينيم شيري يا روباه؟» گفت :«بسيجي وار رفتم دنبال چتر منور اما در ميدان مين گير كردم!» و در توضيح گفت كه :« براي خريدن لباس عروسي به مشكل برخوردم».

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه