آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۳۲۷
۲۱:۳۴

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

ساجد شهيد




دستهايمان را با سيم تلفن محكم بسته بودند. دوازده نفر در زيرزميني كوچك زنداني بوديم؛ چهار روز مي‏گذشت و ما همچنان گرسنه و تشنه مانديم.
ساعت 9 شب، داشتيم نماز مغرب و عشاء مي‏خوانديم كه چند افسر مست وارد زيرزمين شدند و به سوي اسيري كه در حال سجده بود حمله كردند. يكي از آنها، جفت پا روي سر آن برادر پريد. ديگران هم وحشيانه به طرفش يورش بردند.
آن ساجد خدا بيهوش شده بود كه او را بالاي پله‏ها به پايين هل دادند. چند لحظه بعد، شهيد شد.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه