آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۲۶۵
۲۱:۳۴

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

عروج سرخ




برادرم علي رضا در سال 1361 در نورد اهواز به شهادت رسيد. آن زمان من 6سال بيشتر نداشتم . انسانهاي زيادي هستند كه از دوران كودكي خود،شيرين ترين خاطرات را به ياد دارند. پدر و مادر نيز خاطرات زيادي از علي رضا نقل مي كنند. او جواني 18 ساله وفرزند بزرگ خانواده بود كه به جبهه اعزام شد. امّا او خيلي جلوتر از آن با ظلم وستم و غارتگري در ستيز بود. مادر مي گفت : «علي 13 سال بيشتر نداشت ، كه يك روز در راه بازگشت از مدرسه ، عكس همسر شاه را كه آن زمان در كتابهاي درسي چاپ مي شد، از كتاب درسي جدانمود و سوراخ كرد و به مردم نشان داد. در منزل به او گفتيم عليرضاجان ! كارخطرناكي كردي مأموران ساواك آدم را مي گيرند و پدرش را در مي آورند! او پاسخ داد اين يك زن بي حجاب است و نبايد عكس زن بي حجاب در كتاب ما چاپ شود.» داداش علي رفت و يك روز كبوترهاي آسمان ِ عشق ، خبر پروازش را به مادادند. آن روز من با بچه هاي همسايه در كوچه مشغول بازي بودم . دو نفر موتور سوارجلوي ما ايستادند. پرسيدند منزل آقاي جلالي كجاست ؟ من با ديدن آنها كه لباسهايشان مثل لباسهاي داداش علي بود، جلو دويدم و گفتم منزل ما همين جااست . داداشم رفته جبهه . آنهازنگ خانه ي همسايه ما، يعني منزل آقاي تهراني رازدند .من با تعجب به آنها نگاه مي كردم . لحظه اي بعد صداي گريه مادر فضا، را پركرد. هنوز پس از سالها آن صدا در گوشم مانده است . .

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه