چيزي شبيه ابر/حبيب ا... بخشوده/سپيدواره

قلم بچرخد و
من چيزي نيابم تا بر آسمان بومم بيفشانم
و حتي چند كلاغ نباشد
تا خال آبيهاشان كنم
قلم بچرخد و چيزي شبيه اره
دستهايم را بسايد و چيزي شبيه ابر
چشمهايم را بپوشاند
و چيزي شبيه تو بگويد
شعر را خط نزن
گاهي دستمال گريه هاي ماست.