آواز سوخته/رسول شريفي

بوي بهشت مي دهد آواز سوخته ت
آهگ عشق مي وزد از ساز سوخته ت
هر لحظه تا حضور خدا قد كشيده است
خاكستري كه مانده از آواز سوخته ت
مشق شهادت است كه تكرار مي كند
آتشفشان زخم دهن باز سوخته ت
زخمي ترين ترانه ي اين باغ مال توست
چشم هزار پنجره در راز سوخته ت
در آسمان خاطره يادت هميشه سبز
با بال هاي زخمي و پرواز سوخته ت