آخرین اخبار:
کد خبر : ۱۲۲۲۹۱
۱۱:۲۶

۱۳۸۷/۰۵/۰۵

غزل سوخته/هدي بشيرپور




اين بار هم غزل شده روياي سوخته
حسي غريب، عطر نفس هاي سوخته
آتش به جان باغ خزان خورده مي زند
ياد شما، به خلوت شب هاي سوخته
رفتيد عاشقانه، ولي مانده ايم ما
با آتش درون دل و پاي سوخته
بعد از شما عطش ديگر اينجا غريبه نيست
ماييم تشنه در دل درياي سوخته
آخر كجاي دفتر دل را ورق زديد؟
اين گونه پر زديد به مأواي سوخته
اينجا هميشه جاي شما سبز مانده است
اي قاصدان نور، به دنياي سوخته

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه