هواي غزل /غلامرضا كرمي

بايد كه در هواي غزل ماندگار شد
همسايه با طراوت باران، بهار شد
بايد پرنده بود و از اين آسمان گذشت
يا چون كتيبه اي نگه انتظار شد
زخمي تر از هميشه، دل بي قرار من
با ياد سرخ لاله چنين داغدار شد
تصويري از ترانه و دريا گرفته ام
با اين نشانه خاطره ات پايدار شد
آوازهاي بومي خود را سروده ام
يعني كه زخم هاي دلم آشكار شد