آخرین اخبار:
کد خبر : ۱۰۴۹۱۶
۱۰:۵۰

۱۳۸۷/۰۲/۲۲

بشير روز / محمدعلي رجايي




تا بشير تابناك روز
دامن
گستراند
از فراز كوهساري دور
در دامان صحرا
بوسه رگبار دشمن
دور از چشم عزيزان

مي نوازد پيكر خونين ما را
همسر من!
زندگي هرچند شيرين است
اما
با تمام آرزوها
دوست مي دارم
به دشت سرخ خون
گلگون برويم
يا كه بر امواج هستي
قطره اي شفاف باشم
تا كه از دريا بگويم
همسر من!
لاله اي خونين
به روي سينه بنشان
چون شب انديشان
هراسانند
از گلواژه خون
همسر من!
سرفرازا
چهره بگشا
خوشه هاي اشك را
ازديده برچين
تا مبادا
ياغيان شب
بپندارند
تواز شوي دربندت به زندان
ننگ داري
همسر من! بعد من
با كودكانت
مهربانتر باش
عين نور چشمانت
تا كه ننشيند
غبار غم
به روي چهره
معصومشان
هرگز! همسر من!
كودكانت
روزگاري گر
نشاني از پدر
جويند يا كه
از نام پدر
گويند
گو كه شد
در راه ايمان

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه