آخرین اخبار:
کد خبر : ۱۰۳۳۵۸
۱۰:۳۳

۱۳۸۷/۰۲/۱۷

غزل انتظار/ زينب چوقادي




از انتظار خسته ام؟ و يا دلم گرفته است؟
تو مدّتي است رفته اي، بيا دلم گرفته است
نگاه سرد پنجره به كوچه خيره مانده بود
گمان كنم بداند او چرا دلم گرفته است
دخيل بسته ام به اشك، به ساحت زلال غم
اجابتم نمي كني؟ خدا! دلم گرفته است
گذشتم از هزاره ها در امتداد دوري ات
به ذهن من نمي رسد كجا دلم گفته است
به چشم خود نديده ام شكوه چهره ي تو را
شبي بيا به خواب من، بيا دلم گرفته است

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه