آخرین اخبار:
کد خبر : ۱۰۳۰۶۸
۰۷:۵۹

۱۳۸۷/۰۲/۱۶

لب تبدار تو/ محمدرضا رحيمي




من ز خاك قدمت زنده و بيدار شدم
رفتي و از غم تو خسته و بيمار شدم
غم هجران تو آتش زده بر جان و دلم
زين سبب سوختم و شهره ي بازار شدم
تو كه سر حلقه ي عشّاِ جهان بودي و من
رهرو عشق تو تا منزل دلدار شدم
لب تبدار تو بيمار و گرفتارم كرد
دگر از بعد فراقت به جهان خوار شدم
مي و ميخانه و خمار و خرابات تويي
زين سبب مست رخ قافله سالار شدم
دعوي و بانگ اناالحق ز تو نايد به عجب
از مي سرخ تو آگاه به هر كار شدم
همچو منصور خريدار سرداري و من
با اناالحق ز پي ات سوي سردار شدم
مسجد و دير و خرابات و كنشتم تو بُدي
دگر از بعد تو سرگشته چو پرگار شدم
قرنها قرن بيايد كه دگرمام جهان
چون تويي بيند وزين قصه دل افگار شدم
دوش ديدم كه شهيدان رهت مي گفتند
رهبر آمد هله برخيز كه بيدار شدم

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه