مصاحبه - صفحه 6

مصاحبه
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

انار، حافظ و قاب عکس شهدایی که روایت می‌کنند

شب یلدا برای تک تک مردم شب خاطره‌هاست؛ شبی که قصه‌ها از دل گذشته بیرون می‌آیند و خنده‌ها گرمای خانه‌ها را بیشتر می‌کنند. اما برای برخی از فرزندان شهدا، یلدا شب بازگویی خاطراتی است که هرگز خود در آن حاضر نبوده‌اند؛ روایت پدرانی که یا هرگز دیده نشدند، یا فقط در قاب عکس‌ها باقی ماندند و یا سال‌هاست رفته‌اند و هنوز بازنگشته‌اند.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

شهیدی که عاشق عروسی بود/ روایت مادری از شهید تکاور «محمد صدری»

شهید «محمد صدری»، جوان بلند قامت قزوینی، با عشقی عمیق به زندگی و آرزو‌های ساده‌ای، چون ازدواج و تشکیل خانواده، راهی جبهه شد و در آذر ماه سال ۱۳۶۶ در شمال‌غرب کشور به شهادت رسید. روایت پیش‌رو، گفت‌وگویی است با مادرش، تاج‌ماه اسدی؛ مادری که از دل خاطرات، تصویری زنده از ایمان، آگاهی و انتخاب آگاهانه یک جوان در دوران دفاع مقدس ترسیم می‌کند.
مادر شهید «حجت‌الله دودانگه»:

از چشم‌های انتظار تا وصیت جمعه‌ها؛ روایتی از ایثار، انتظار و درد بی‌پایان مادرانه

۳۰ سال است که چشم‌های «طاهره محمدی» به در خانه‌اش دوخته شده. از وقتی پسرش «حجت‌الله دودانگه» تنها ۱۵ روز پس از عروسی راهی جبهه شد و دیگر بازنگشت. وی که از بس گریه کرده چشمانش را عمل کرده و بزرگ‌ترین دردش را انتظاری می‌داند که تمامی ندارد: «می‌گم الان حجت میاد...». این روایت، حکایت مادری است که وصیت پسر را بهانه‌ای برای زندگی کرده: «مادر، جمعه به جمعه بیا ...»
جانباز ۳۰ درصد

نگذاریم خون شهیدان بر روی زمین بماند

جانباز سرافراز «موسی کچلانلو» بیان می‌کند: «از جوانان می‌خواهم در مقابل دشمن بایستند و نگذراند خون شهیدان بر روی زمین بماند و در دفاع از خاک و ناموس خود هر کاری می‌توانند انجام دهند. قدران امنیت فعلی مملکت باشیم ...»
مادر شهید «احمد بهتویی»:

۱۱ سال انتظار برای یک تکه استخوان؛ روایت مادری که هرگز امضا نداد

در محله شریف‌آباد قزوین، خانه‌ای وجود دارد که دیوارهایش روایتگر ۱۱ سال انتظار است. انتظاری که با بازگشت یک تکه استخوان به پایان رسید، اما هرگز تمام نشد. اینجا پای صحبت مادری نشسته‌ایم که قامتش را با یاد حضرت ابوالفضل(ع) استوار نگه داشته است. مادر شهید «احمد بهتویی»، با قلبی پر از ترک‌هایی که التیام نیافته، اما لبخندی بر لب دارد که از ایمان سرچشمه می‌گیرد.
روایت مادر شهید «محمود رفیعی»؛

شهیدی که امام زمان(عج) را می‌دید

پسری که مادرش « فرزندش را مال این دنیا نمی‌دانست»، چگونه پس از تحمل چهار سال بستری و مجروحیت سخت، مسیر تحصیل را تا دکتری ادامه داد؟ مشاهده معنوی از امام زمان(عج) چه تاثیری بر زندگی‌اش گذاشت؟ و سرانجام چگونه آن آرزوی قدیمی برای شهادت، با اصابت ۱۲ ترکش محقق شد؟ پاسخش را طی گفتگو مادر شهید «دکتر محمود رفیعی» می‌شنویم.
مادر شهید «محمود آقازمانی»:

گفت "شهید می‌شوم و شد" / روایت تکان‌دهنده مادر شهید ۱۶ ساله قزوینی

شهید «محمود آقازمانی»، نوجوان ۱۶ ساله قزوینی، تنها چند روز پیش از اعزام به جبهه نحوه شهادتش را برای دوستانش توصیف کرده بود؛ پیش‌بینی‌ که به طرز شگفت‌انگیز، روز ۲۳ ماه رمضان به واقعیت پیوست. گفت‌وگوی زیر، روایت صمیمانه مادری است که خاطراتش از فرزند، با گذر سال‌ها نه کمرنگ شده و نه شکسته؛ فقط پخته‌تر و آرام‌تر شده است. در آستانه بزرگداشت سالروز ولادت حضرت زهرا(س)، روز زن، تقدیم حضورتان می‌شود.

روایت آزادۀ سرافراز ایلامی از غروب غریبانه شهید «علی جهانبخش»

منوچهر آبسالان آزاده ایلامی، لحظه‌های تلخ شهادت هم‌بندش «علی جهانبخش» در اردوگاه موصل را روایت می‌کند. جهانبخش، بسیجی مؤمن و شوخ‌طبع اصفهانی، در اسارت مظلومانه و غریبانه جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. این شهادت ناگهانی، اردوگاه را در ماتم فرو برد و یاد او به‌عنوان شهید غریب در دل‌ها ماندگار شد.
گفتگویی به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

زمزمه‌های مادر شهید اقتدار: «منصور جانم، شهادتت مبارک باد!»

مادر شهید «منصور گرگیج مهر» درمورد فرزندش می‌گوید: انگار فرشته‌ای از جانب یزدان بود؛ هدیه‌ای آسمانی که برای مدتی کوتاه به امانت به من سپرده شد، و اکنون صاحب اصلی‌اش او را بازپس گرفته است. سخنم با او، زمزمه‌ای از عمق جان است: «منصور جانم، شهادتت مبارک باد!»
مصاحبه/

روایتی از شهادت مظلومانه «شریفیانا» در غربت اسارت

کریم غلامی روایتی تکان‌دهنده‌ای از لحظات مجروحیت، اسارت و سرانجام شهادت مظلومانه شهید «سعادت شریفیانا» در غربت زندان‌های بعثی بیان می‌کند؛ روایتی نزدیک از رزمنده‌ای که دور از وطن، بی‌صدا به آسمان ها پر کشید..

روایت یک جانباز از شهید غریب اسارت/ داستان پرواز بی‌صدای عباس جمالی در اردوگاه تکریت

شهید عباس جمالی، از آزادگان مظلوم دوران دفاع مقدس، در غربت اردوگاه تکریت و دور از وطن، جان خود را در راه ایمان و مقاومت تقدیم کرد؛ روایتی که هم‌بندش آزاده و جانباز سیدحسین سالاری پس از سال‌ها بازگو می‌کند.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد

درخشش فرزند شهید «آقاجانی» در هفته پژوهش؛ موفقیتی که از دل ایثار رویید

گفت‌وگوی نوید شاهد قزوین با پژوهشگر برتر امسال، مرضیه آقاجانی نشان می‌دهد که پشت هر موفقیت علمی، قصه‌ای از تلاش، شکست، دوباره برخاستن و انگیزه‌ای عمیق وجود دارد؛ موفقیتی که از نام پدر شهیدش سرچشمه می‌گیرد.

عباس؛ دانشجویی که از کودکی تا شهادت، در مسیر خدمت به مردم و دین گام برداشت

فاطمه جزءپناهی، مادر شهید «عباس منتخبی»، روایتگر زندگی پربار و پرخطر فرزندش است. او از دوران کودکی عباس، ماجراهای خانه و خانواده، و فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی او می‌گوید. از همان ابتدای کودکی، عباس علاقه و استعداد ویژه‌ای در مسائل دینی و مذهبی داشت و مادرش مراقبت‌های خاصی برای تربیت او انجام می‌داد. عباس از نوجوانی به جبهه رفت و با وجود سن کم، شجاعانه در راه اسلام و مردم تلاش کرد. مادر شهید با دقت و صبر، خاطرات شیرین و تلخ عباس را برای نوید شاهد زنجان بازگو می‌کند تا الگویی از ایمان، شجاعت و ایثارگری او برای نسل‌های آینده باشد.

روایت مادر شهید رضا سلیمانی ابهری از ایمان، فداکاری و رشادت فرزندش

بهجت رجبی، مادر شهید «رضا سلیمانی ابهری»، خاطراتی ناب و شنیدنی از دوران کودکی، تربیت دینی، ایثارگری و شهادت فرزندش بازگو می‌کند. او با صداقت و محبت از علاقه رضا به نماز و قرآن، کمک به دوستان و همراهی در فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی سخن می‌گوید و تصویر روشنی از زندگی یک شهید و خانواده‌اش ارائه می‌دهد.
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

از دانشگاه تا سنگر؛ ناگفته‌های خانواده شهدای دانشجوی قزوین

دانشجو بودند، اما دانشجو ماندن را کافی نمی‌دانستند. میان کلاس‌ها و امتحان‌ها، میان کتاب‌ها و آرزوها، راهی را انتخاب کردند که پایانش بهشت بود. امروز مادران، خواهران، همسران و همرزمان شهدای دانشجو از روز‌هایی می‌گویند که این جوانان قزوینی، زندگی را به پای انقلاب نوپای ملت گذاشتند.

شجاعت و صبر در برابر فراق یک فرزند از زبان مادر شهید

محبوبه اسم خانی، مادر شهیده فهیمه سیاری، در گفت‌وگو با ما از دوران کودکی دخترش، ویژگی‌های اخلاقی و روحی او و لحظات دشوار پذیرش شهادتش سخن گفت. او شهادت فهیمه را سند افتخار خانواده می‌داند و تلاش می‌کند خاطراتش را با دقت و عشق روایت کند.
گزارش نوید شاهد قزوین در آستانه وفات حضرت ام‌البنین(س)؛

عشق در ترازوی صبر؛ روایت ۳ همسر شهید از استقامتی که عاشقانه بود

در آستانه سالروز وفات حضرت‌ ام‌البنین(س)، بانویی که نامش با صبر و ایثار معنادار شده و به اسوه‌ای برای همه مادران و همسران شهدا بدل شده است، پای گفت‌و‌گو با ۳ همسر شهید نشستیم؛ زنانی که سال‌هاست زندگی را میان دلتنگی و ایمان، میان فقدان و امید، و میان اشک و لبخند مدیریت می‌کنند. زنانی که شهادت برایشان پایان نبود؛ آغاز راهی تازه بود، مسیر دشوار و در عین حال باشکوهی که باید آن را به تنهایی، اما با یاد همسران‌شان طی می‌کردند.
مصاحبه/

روایتی از رشادت و مظلومیت یک ستاره در غربت

علیرضا وادی‌السلامی، دوست و هم‌رزم شهید «جعفر پیوسته»، روایت تکان‌دهنده‌ای از فداکاری، شجاعت و مظلومیت این شهید بزرگوار در جبهه‌ها و اسارت دشمن بعثی بیان می کند؛ شهیدی که حتی در غربت هم نور ایمان و ایثار را درخشان نگه داشت.
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

از اشک‌های پنهان مادران شهدا تا ارادت به حضرت ام‌البنین(س)

در آستانه سالروز وفات حضرت‌ ام‌البنین (س)، بانویی که نامش با صبر و فداکاری در تاریخ جاودانه شد، به دیدار سه مادر شهید رفتیم؛ مادرانی که سال‌هاست در سکوت خانه‌هایشان، روایت ناتمام عاشورا را زندگی می‌کنند. آنان هر کدام با دلی لبریز از داغ، اما قامتی استوار، از روز‌های سخت فراق گفتند؛ از شب‌هایی که تنها با نام‌ ام‌البنین(س) آرام می‌شوند و صبح‌هایی که یاد فرزندان‌شان را به عنوان سند ایمان و مردانگی زنده نگه می‌دارند.
گفتگو با مادر شهید اقتدار به مناسبت سالروز تکریم مادران شهدا

تولد یافت در سوگ، به کمال رسید در شهادت

امیر حسین در ماه محرم به دنیا آمده بود، برای همین نام او را امیر حسین گذاشتیم. او که امیرحسین نام گرفت، گویا از بدو تولد، سهمی از میراث کربلا را به دوش می‌کشید. در ماه سوگواری اهل بیت (ع) متولد شد و در همان ماه، با اقتدا به آموزه‌ی سرور شهیدان، لباس شهادت پوشید. تولدی که با نوای «یا حسین» آغاز شد، با صلابت عاشورایی پایان یافت.
طراحی و تولید: ایران سامانه