مصاحبه - صفحه 3

آخرین اخبار:
مصاحبه

برای تکمیل کتاب‌هایم، راهی مناطق جنگی می‌شدم

محمود نجیمی، که 27 عنوان کتاب در خصوص دفاع مقدس نوشته، در مصاحبه با خبرنگار نوید شاهد اصفهان گفت: برای تکمیل کتاب‌هایم، گاهی نیاز به بازدیده میدانی از منطقۀ عملیاتی داشتم لذا راهی خوزستان و مناطق جنگی می‌شدم.

آمریکا و رژیم صهیونیستی باید از صفحه روزگار محو شوند

حانیه کریمی همسر شهید توحید ایمانی بیان می‌کند: «به نظر من آمریکا و رژیم صهیونیستی باید از صفحه روزگار محو شوند، دیگر دوران زورگویی نیست باید در مقابل آن ها ایستادگی کرد و سیلی محکمی به آن ها زد و به امید خداوند پیروز میدان ما هستیم .»
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد مطرح شد

تبسم سرخ در آستانه پرواز/ «راضی‌ام به رضای دوست»

یدالله همواره چهره‌ای خندان و سیمایی پرنشاط داشت. روزی با همان لبخند همیشگی‌اش رو به من کرد و گفت: «مادر، اگر روزی شهید شوم، تو چه خواهی کرد؟» نگاهش کردم و با قلبی آرام گفتم: «مادر جان، من راضی‌ام به رضای خدا؛ هرچه او مقدر کند، همان است.»

کُفّار به بچه‌های چند ماهه رحم نکردند چه رسد به پسر من

پدر شهید بهنام اکبرنژاد بیان می‌کند: «کفار آمریکا و اسراییل پسرم را به شهادت رساندند، در لبنان و غزه به بچه‌های چند ماه رحم نکردند، به بچه من هم رحم نمی‌کنند. تا زنده هستم رزمنده هستم، جانم فدای رهبر.»

حقِ شهدا؛ خواسته‌ی مادر شهید تاج‌بخش

مادر شهید تاج‌بخش، از شهدای جنگ آمریکایی-صهیونی، خطاب به مسئولان گفت: «کاری کنید شرمنده ایران و خانواده‌های شهدا نشوید.»
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

اربعین حسینی، حماسه‌ای بی‌مانند است که هر ساله مرزهای جغرافیایی و زبانی را درمی‌نوردد و امت اسلامی را زیر بیرق عشق به سیدالشهدا(ع) جمع می‌کند. امسال برای زهرا محبی، دبیر نوید شاهد قزوین، این سفر معنوی فراتر از یک زیارت معمولی بود؛ سفری که در آن محبت بی‌چشمداشت مردم عراق، شور انقلابی زائران و غم مشترک از دست دادن امام قائد امت، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای(ره)، در هم آمیخت و صحنه‌هایی ماندگار رقم زد. این گزارش، تلاشی است برای روایت اراده‌ پولادین امتی که در مسیر امام حسین(ع)، هیچ توطئه‌ای را تاب نمی‌آورد.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد مطرح شد

مسیحای عشق در رؤیای همسر شهید جنگ رمضان؛ برگشت تا بگوید: «من زنده‌ام»

چندی بعد از مراسم خاکسپاری، فرزین به خوابم آمد؛ با همان چهره آرام و مهربانش رو به من کرد و گفت: «چرا غصه می‌خوری و این‌طور بی‌قراری می‌کنی؟ ببین، من توانستم نجات پیدا کنم و زنده‌ام…» این رؤیای صادقانه، مرهمی شد بر دل بی‌قرارم تا باور کنم، که شهدا زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.

از نذر چای در یک چادر کوچک تا خدمت به هزاران زائر کربلا

فرزند شهید قاسم حیدری که سال‌هاست خادم زائران اربعین است، از موکبی می‌گوید که با عشق حسینی شکل گرفت و امروز میزبان زائران چند استان و کشورهای همسایه است؛ موکبی که در آن اسکان، غذای گرم، خدمات فرهنگی و برنامه‌های جهاد تبیین به عشق سیدالشهدا(ع) به زائران ارائه می‌شود.
گفتگویی با مادر شهید «زینب مکی‌زاده»

چشمم که به جوراب‌هایش افتاد، فهمیدم زینبم را پیدا کرده‌ام

مادر شهید «زینب مکی‌زاده» می‌گوید: سه کاور کنار هم بود، رفتم سمت اولی و بعد هم دومی وقتی به سومی رسیدم، هنوز صورتش را نگاه نکرده بودم که چشمم به جوراب‌هایش افتاد؛‌ یک لحظه دلم آشوب شد و هری ریخت، با خودم گفتم این جوراب‌ها برایم آشناست اما باز هم دلم نمی‌خواست باور کنم.
گفت‌وگوی نوید شاهد با همسر شهید جنگ 12 روزه:

امان‌دارِ «اوین»؛ روایتی از ۲۲ سال خدمت صادقانه شهید حسین ذوالفقاری

«حسین ذوالفقاری، مردی که نامش با تعهد و اخلاص گره خورده بود، در جریان بمباران زندان اوین در تیرماه ۱۴۰۴ به آرزوی دیرینه‌اش رسید. او که حتی شکستگی دست هم نتوانست مانع حضورش در محل خدمت در روزهای پرالتهاب جنگ شود، در آخرین تماس تلفنی، خانواده‌اش را به صبر و ایستادگی سفارش کرد. در این گفت‌وگو، «سهیلا کاوندی» همسر شهید، پرده از زوایای پنهان زندگی مردی برمی‌دارد که میان مهربانی‌های پدرانه در خانه و اقتدارِ وظیفه‌شناسی در محل کار، پلی از جنس نور به سوی آسمان زد.»

برادرم نماد شجاعت و پایمردی در دوران جنگ تحمیلی بود

شهیدحسین نقیه، جوانی شجاع و پرتلاش که در دوران جنگ تحمیلی با ایثار خود، در دفاع از آب و خاک، دین و ناموس، نماد برترین استواری و پایمردی بود. در گفتگویی با خواهر این شهید به بیان روایت‌هایی از زندگی و عشق او به وطن و مردم خود می‌پردازیم.
نوید شاهد قزوین در آستانه گرامیداشت اربعین حسینی گزارش می‌دهد؛

از صبر زینبی تا شکوه اربعین؛ روایت مادران شهدای قزوین در آیینه عاشورا

اربعین، تنها بازگشت کاروان اهل‌بیت(ع) به کربلا یا پایان چهل روز عزاداری سیدالشهدا(ع) نیست؛ اربعین، تداوم رسالتی است که حضرت زینب(س) پس از عاشورا بر دوش گرفت؛ رسالت زنده نگه داشتن راه شهیدان. امروز نیز مادران شهدای قزوین، با صبری برگرفته از مکتب زینب کبری(س)، روایتگران همان راه هستند؛ زنانی که اگرچه داغ فرزند بر دل دارند، اما از شهادت، مقاومت و ادامه راه امام حسین(ع) سخن می‌گویند.

از خاک کربلا تا سنگرهای جبهه/ روایت اربعینی که شهدای قزوین با خون خود امضا کردند

اربعین حسینی، تنها پایان چهل روز عزاداری نیست؛ تقویم تاریخ شیعه در این روز ورق می‌خورد و مسیری تازه برای عاشقان مکتب حسینی آغاز می‌شود. در این میان، خانواده‌های شهدای استان قزوین، اربعین را نه فقط یک آیین مذهبی، بلکه حلقه وصل عاشورای سال ۶۱ هجری با حماسه‌های هشت سال دفاع مقدس و نبردهای ماندگاری همچون جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان می‌دانند. پیوندی که شهدا با خون خویش محکم‌ترین سند آن را صادر کردند و امروز بر دوش فرزندان و مادران این سرزمین، پرچم آن تا ابدیت به اهتزاز درآمده است. در آستانه بزرگداشت اربعین ۱۴۰۵، نوید شاهد استان قزوین روایتگر پیوندی است که از کربلا آغاز شد، از جبهه‌های جنوب گذشت و در دل خانواده‌های شهدا، هر سال تولدی دوباره می‌یابد.

اربعین حسینی؛ روایت پیوند ناگسستنی عاشورا با حماسه شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان در قزوین

همزمان با فرارسیدن اربعین حسینی، قزوین، چون سال‌های پیشین، صحنه تجلی عشق به سیدالشهدا(ع) و تجدید میثاق با آرمان‌های عاشوراست. این پیوند، امسال با خاطره شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان در هم آمیخته است؛ جوانانی که، چون یاران امام حسین(ع)، راه مسجد و هیئت را تا میدان شهادت پیمودند. گزارش پیش‌رو، روایتگر این هم‌آوایی حماسی است؛ از پیاده‌روی دلدادگان در کوچه‌های قزوین تا وصیت‌نامه‌هایی که بوی کربلا می‌دهند.
گفت‌وگوی نوید شاهد با همسر شهید مجتبی امیدی:

او شهیدوار زندگی کرد؛ شهادت، مزد سال‌ها بندگی‌اش بود

«سحر ناظریان» همسر شهید والامقام مجتبی امیدی، شهید حمله رژیم صهیونیستی به زندان اوین، از مردی روایت می‌کند که از سال‌ها پیش آرزوی شهادت را در دل داشت و زندگی‌اش را با ایمان، مردم‌داری، عشق به اهل‌بیت(ع) و خدمت به خانواده و جامعه معنا کرده بود. او می‌گوید: «همسرم همیشه می‌گفت: دعا کن شهید شوم؛ شهادت برای او یک آرزو نبود، سبک زندگی‌اش بود.»
گفت‌وگوی نوید شاهد با همسر شهید حمیدرضا ادیبی؛

او همیشه می‌گفت باید برای کشور تلاش کرد، پس با خون خود، مسیر خدمت را نشان داد

«شهید حمیدرضا (سجاد) ادیبی همیشه می‌گفت: “الان زمان کار کردن و تلاش برای کشور است، نه شهادت”. او رفت تا ثابت کند حتی در اوجِ خدمت به وطن، می‌توان به عاقبت‌به‌خیریِ شهادت رسید. در این گفتگو، همسر شهید ادیبی از دغدغه‌های این نخبه‌ی شهید، لحظه‌های دشوارِ آخرین خداحافظی در جنگ دوازده‌روزه و صبوری‌اش برای بزرگ کردن دو یادگارِ شهید می‌گوید.»
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

فرماندهان بی‌نشان پشت جبهه/ زنان قزوین؛ مفسران واقعی «زن، زندگی، آزادی» در جنگ رمضان

چهل روز جنگ رمضان، بیش از هر چیز، یک حماسه هویتی بود؛ حماسه‌ای که در آن، زن قزوینی با ایثار، درایت و هوشمندی خود نشان داد که «زن، زندگی، آزادی» را باید با زبانی دیگر خواند؛ زبانی که در آن، زندگی یعنی ایستادگی، آزادی یعنی مسئولیت‌پذیری و زن یعنی محور مقاومت. این گزارش، روایتگر میراث ماندگار آن ۴۰ روز است؛ میراثی که از دل بحران، چون گوهری ناب، سر برآورد و چراغ راه آینده‌ای روشن‌تر برای نسل‌های بعدی شد.

از صلوات‌های پنهانی کنار مزار شهدا تا غیرتی که برای حفظ حریم‌ها داشت

شهدا گاهی پیش از آنکه در میدان نبرد به شهادت برسند، در زندگی روزمره و رفتارهای ساده‌شان نشانه‌هایی از مسیر انتخابی خود را به نمایش می‌گذارند؛ نشانه‌هایی که شاید در همان لحظه عادی به نظر برسد، اما سال‌ها بعد تبدیل به خاطره‌ای ماندگار می‌شود. یکی از همرزمان شهید حمید مهری از لحظه‌هایی می‌گوید که شخصیت معنوی، دغدغه‌های اخلاقی و نگاه متفاوت این شهید را به خوبی نشان می‌دهد؛ از صلوات و فاتحه‌ای که هر روز کنار مزار شهدا می‌خواند تا حساسیتی که نسبت به حفظ نگاه و رفتار خود در جامعه داشت.

ماجرای آخرین روزهای برادری که مسجد را سنگر خود می‌دانست

جنگ ۱۲ روزه برای بسیاری از خانواده‌ها با لحظه‌هایی از اضطراب، دعا و چشم‌انتظاری گذشت؛ خانواده‌هایی که هر بار با شنیدن صدای اعلان گوشی، امید داشتند خبری از عزیزشان دریافت کنند. خواهر شهید علی توری از روزهایی می‌گوید که درست در آستانه عید غدیر، در کنار آماده‌سازی هزار عدد نان محلی برای مردم، ناگهان با خبر آغاز جنگ و اعزام برادرش روبه‌رو شدند؛ روزهایی که نگرانی از وضعیت علی، جای همه شادی‌ها را گرفت. او از برادری می‌گوید که مسجد را فقط یک مکان نمی‌دانست، بلکه آن را سنگر خدمت، تربیت نوجوانان و فعالیت‌های فرهنگی می‌دید.

اسارت برای ما دانشگاه انسان‌سازی بود

عباس روشنی، از آزادگان سرافراز دوران دفاع مقدس، با مرور خاطرات تلخ و شیرین سال‌های اسارت می‌گوید: «روزهای اسارت سرشار از شکنجه، سختی و دلتنگی بود، اما همان روزها ما را به انسان‌هایی مقاوم‌تر و نزدیک‌تر به خدا تبدیل کرد. امروز نیز با وجود آثار جسمی و روحی جنگ و اسارت، اگر کشورم نیاز داشته باشد، همانند گذشته آماده دفاع از ایران اسلامی هستم.»
طراحی و تولید: ایران سامانه