مصاحبه - صفحه 4

مصاحبه
در گفت‌و‌گو با جانباز «علی رامیار» مطرح شد؛

از اشک مادر تا ترکش در ستون فقرات

جنگ، همیشه از جبهه آغاز نمی‌شود. گاهی از دل یک خانه شروع می‌شود؛ از گریه‌های مادری که تاب رفتن پسرش را ندارد، از دلی که میان وظیفه و عاطفه دو پاره می‌شود. علی رامیار، نوجوانی که سال‌ها آرزوی جبهه در دل داشت، اما احترام به دل نگران پدر و مادر، اعزامش را به تاخیر انداخت. سرنوشت، اما راه خودش را پیدا کرد؛ راهی که از جاده‌ای میان آبیک و پیرانشهر گذشت و به خط مقدم، مجروحیت، جانبازی ۷۰ درصد و در نهایت، به زندگی‌ای پر از رنج، صبوری و امید ختم شد.
نویسنده کتاب «زندگینامه شهید شالی»:

کتاب «محکم‌تر از کوه» به زودی روانه بازار می‌شود

کتاب «محکم‌تر از کوه» به زودی روانه بازار می‌شود، این اثر روایتی هنرمندانه از زندگی شهید «محمدحسن شالی» است که بر اساس مصاحبه با خانواده، دوستان و همرزمانش تدوین شده و تصویری ماندگار از استقامت و ایمان این شهید بزرگوار ارائه می‌دهد.
جانباز ۷۰ درصد «علی رامیار»:

کتاب‌های سیاه شده، یادگار روز‌های انقلاب بود

وقتی مدارس پس از ماه‌ها تعطیلی در بهار سال ۵۷ بازگشایی شد، دانش‌آموزان با صحنه‌ای عجیب رو‌به‌رو شدند: کتاب‌های درسی‌شان با قلم سیاه سانسور شده بود. جانباز ۷۰ درصد «علی رامیار»، آن روز‌ها نوجوانی بود که در تظاهرات انقلابی شرکت کرده بود، اما هنوز عمق تحولات را درک نمی‌کرد. وی حالا از آن روز‌های پرالتهاب می‌گوید، روز‌هایی که هیجان انقلاب با سیاهی قلم بر صفحات کتاب‌ها ثبت شد.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

روزی که لوله تفنگ‌ها گل بارید؛ روایت لحظه پیوستن ارتش به انقلاب

گاهی تاریخ در یک تصویر خلاصه می‌شود: روزی که در قزوین، ندای «ارتش به ملت پیوست» برخاست و صحنه‌ای جاویدان آفرید. مردم با دسته‌های گل به استقبال سربازان رفتند، بر تانک‌ها بالا رفتند و با بوسه و شاخه‌گل در لوله اسلحه‌ها، طلوع انقلاب را نوید دادند. جانباز ۷۰ درصد «اصغر نظرپور»، نوجوان سیزده ساله آن روز، باور دارد که پیروزی انقلاب در همان لحظه رقم خورد؛ خاطره‌ای که در جان یک نسل ماندگار شد.

اولین تظاهرات بانوان زنجانی با شهادت احمد مرتضایی رقم خورد

معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان گفت: خون شهید احمد مرتضایی زنان انقلابی زنجان را بیدار کرد و با شهادت این شهید معزز اولین تظاهرات بانوان زنجان رقم خورد.

کارگاه آهنگری پدر؛ زمزمه‌های انقلاب زیر ضربات چکش

در دل شب‌های خفقان تهران، جرقه‌های جوشکاری در کارگاه رمضان آهنگر، نه تنها آهن که سرنوشت یک ملت را جوش می‌داد. اینجا، زیر آوازِ سندان، اعلامیه‌های انقلاب پنهان می‌شد و شبکه‌های مبارزه می‌ساختند. روایتی که از شکنجه‌گاه ساواک آغاز می‌شود، از ایثار یک قمقمه آب در رمضان خط‌مقدم می‌گذرد و بر یادگاری‌های ده ترکش در سر یک جوانه می‌زند. این، داستان نسلی است که در سه‌راهی مرگ، زندگی را معنا بخشید.

شهید انقلابی که ستون‌های ساواک را لرزاند

شهید حجت‌الاسلام «نصرت‌الله انصاری» از روحانیون پیشگام و مبارز استان قزوین بود که با فعالیت‌های گسترده فرهنگی، تربیتی و انقلابی، به یکی از چهره‌های اثرگذار نهضت اسلامی در سال‌های خفقان پهلوی تبدیل شد؛ مبارزی خستگی‌ناپذیر که سرانجام پس از دستگیری و تحمل شدیدترین شکنجه‌ها در کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان‌های مخوف ساواک، در اسفند ماه سال ۱۳۵۴ به شهادت رسید و با خون خود، ستون‌های پوشالی دستگاه امنیتی رژیم را به لرزه درآورد.

از عشق پروانه‌وار تا سنگرهای فکه؛ روایتی از ایستادگی یک جانباز انقلابی

«انسان سعی کند عاشقی را از بلبل یاد نگیرد، از پروانه یاد بگیرد. چون پروانه تا نسوزد، دست از عشق و علاقه برنمی‌دارد.» این را «عدالت شادمنامن»، جانباز پرافتخار دفاع مقدس می‌گوید؛ مردی که زندگی‌اش تاروپود عجیبی از ایمان، انقلاب، جنگ و جاودانگی است. در آستانه دهه فجر، پای صحبت‌های این پیشکسوت نشستیم تا روایتی از روزهایی را بشنویم که عشق به امام و آرمان‌های انقلاب، جان‌ها را به پرواز درمی‌آورد. آنچه می‌خوانید، شرح مجاهدت مردی از دیار خلخال است؛ از مبارزات مخفیانه در آستانه پیروزی انقلاب تا مجروحیت در عملیات والفجر ۱.
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

حُرّ انقلاب قزوین؛ بازخوانی و ضرورت شناخت سیره شهید «طیب حاج‌رضایی»

همزمان با افزایش ضرورت بازخوانی سیره شهدای انقلاب اسلامی، زندگی و مجاهدت‌های شهید «طیب حاج‌رضایی»، حُرّ انقلاب قزوین، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ شهیدی که با تحول روحی عمیق و ایستادگی مثال‌زدنی در برابر شکنجه‌های ساواک و شهادت مظلومانه، به نماد ایمان، بصیرت و وفاداری به ولایت تبدیل شد.
گفت‌وگو با پدر «شهید سعید غلامحسینی»؛

نماز خواندن را از پسرم سعید یاد گرفتم؛ دلش برای خاک شلمچه بی‌قرار بود

محمدکاظم غلامحسینی پدر شهید سعید غلامحسینی در روایت از فرزندش بیان کرد: «پسرم سعید، آنقدر با نمازش عجین بود که نماز خواندن دقیق را من از او یاد گرفتم... حالا استخوان‌هایش از شلمچه برگشته، اما قلبم هنوز با همان جوانِ بی‌قراری می‌تپد که از ماندن در خانه، وقتی موشک می‌بارید، عاجز بود.»
جانباز 70 درصد «اطلس‌باف»:

گلوله‌ای که بر پیکرم نشست، التیام‌بخش درد دیگران شد

آن روز در ارتفاعات حاجی‌عمران، وقتی نارنجک در کنارم منفجر شد و خون، چهره‌ام را شست، گمان کردم داستانم به پایان رسیده است. نمی‌دانستم این آغاز راهی است که از سنگر‌های خاکی به اتاق‌های روشن جراحی می‌رسد. حالا پس از گذر از سیاه‌چاله‌های درد، جراحت و پذیرش "جام زهر"، دست‌هایم که روزی اسلحه را می‌فشردند، اکنون درد دیگران را تسکین می‌دهد. این روایت یک جانباز نیست، روایت زندگی‌ای در سخت‌ترین لحظات است.
در گفت‌وگو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

لباس‌های خونی که هنوز حرف می‌زنند؛ روایت جانباز 70 درصد «حاجی‌نصیری»

لباس‌های خونی «مختار حاجی‌نصیری» هنوز گواه روزهایی هستند که جوانی‌ها در آتش جنگ سوخت و رفاقت معنا پیدا کرد. جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در این روایت صمیمی از خط مقدم، مجروحیت سنگین و سال‌هایی می‌گوید که جنگ برایش هیچ‌گاه تمام نشد.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

از خاکریز تا تیغ جراحی؛ روایت ایستادگی جانباز «اطلس‌باف»

«مرتضی اطلس‌باف»، پزشک متخصص جراحی و جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس که خود را از آستانه مرگ باز پس گرفت، اکنون سال‌هاست که با دستان جراحش، زندگی دیگران را نجات می‌دهد.
جانباز 70 درصد «محمد کریمی سراحی»

جبهه‌های دفاع مقدس مدرسه انسان‌سازی بودند

جانباز 70 درصد «محمد کریمی سراحی» بیان کرد: فضای جبهه‌ها سرشار از معنویت بود. در سنگرها، هرکسی در گوشه‌ای مشغول راز و نیاز با خدای خودش بود. آن فضا، مدرسه انسان‌سازی بود؛ جایی که دل‌ها صاف می‌شد و آدم‌ها به حقیقت خودشان نزدیک‌تر می‌شدند.
روایتی از جانباز ۷۰ درصد «محمد صالحی»؛

از تولد در چادر تا ایستادگی در سنگر و پیروزی در محکمه

تولدش در چادر پس از زلزله و جوانی‌اش در سنگر‌های خط مقدم بود. اما محمد صالحی با اراده‌ای آهنین، از میان ویرانی‌ها و جنگ، مسیری تا وکالت دادگستری گشود؛ روایتی از جنس ایستادگی و عشق به دانستن است.

روایت جانباز «جهانبخشی» از دوندگی برای اعزام به جبهه تا پیکار در پدافند آبادان

از آموزش‌های ویژه تا خاکریزهای داغ آبادان و سپس بیمارستان؛ مسیر پر پیچ‌وخم یک رزمنده که در آستانه عملیاتی بزرگ، بینایی خود را از دست داد. اکنون جانباز «حمید جهانبخشی» در گفت‌وگویی صمیمانه، نه‌ تنها خاطرات آن روزها، که نگاهی عمیق به وضعیت امروز رزمندگان و تحلیل‌های سیاسی خود از شرایط کشور را برایمان بازگو می‌کند.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

روایت زندگی پرفراز و نشیب جانباز «حمید جهانبخشی»

جانباز ۷۰ درصد «حمید جهانبخشی»، از روز‌های سخت کودکی و کار برای تأمین معاش در روستای زلزله‌زده «خوزنین» می‌گوید. وی که با عشق به انقلاب و امام خمینی(ره) زندگی کرد، خاطراتی از روز‌های انقلاب، ازدواج ساده و صمیمی‌اش با یک شهید و مجاهدت‌هایش در دوران دفاع مقدس دارد. این گفت‌و‌گو، روایت زندگی مردی است که با وجود تمام محدودیت‌ها و مصائب، هرگز از تلاش برای پیشرفت شخصی و خدمت به جامعه دست برنداشت.
یادداشت مدیرکل بنیاد شهید استان سمنان به مناسبت روز جانباز:

روز جانباز، پاسداشت از خودگذشتگی و شجاعت فرزندان این سرزمین

حسین شکرویان: «ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل‌العباس(ع)، اسوه وفاداری، ایثار و شجاعت و روز جانباز، فرصتی مغتنم است برای تعظیم در برابر بلندای روح انسان‌هایی که با جان‌فشانی و از خودگذشتگی، عزت، استقلال و امنیت امروز میهن اسلامی را رقم زده‌اند.»
خواهر شهید پاسدار مهندس روح‌الله سالک خرامان

شهادت خاموشی نیست؛ امتداد نوری است که راه را نشان می‌دهد

«رقیه سالک خرامان» خواهر شهید اقتدار ملی مهندس روح‌الله سالک خرامان است. او در گفتگو با خبرنگار نوید شاهد البرز بیان می‌کند: «شهادت آقاروح الله خاموش شدن یک چراغ نیست؛ بلکه روشن تر شدن نوری است که دنیای استعمار طاقت درخشش بی‌غل و غش آن را نداشته است.»

یادداشت/ جانبازان سرمایه‌های ملت هستند

سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان با صدور پیامی، سالگرد میلاد حضرت ابوالفضل العباس(ع) را به حضرت مهدی(عج)، رهبر انقلاب و جانبازان گرامی تبریک گفت و خاطرنشان کرد: جانبازان گرانقدر، سرمایه‌های ملت و نمایشگران یکی از برترین قله‌های افتخار انقلاب اسلامی هستند.
طراحی و تولید: ایران سامانه