خاطرات شهید - صفحه 77

آخرین اخبار:
خاطرات شهید
یادنامه امیر شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی

من هنوز روزه هستم

در سال 1353 همراه همسرم (آقای سعیدنیا)، که از پرسنل نیروی هوایی است، در منازل سازمانی پایگاه دزفول زندگی می کردیم. حدود دو سال می شد که عباس از آمریکا برگشته بود و به منظور گذراندن دوره تکمیلی خلبانی هواپیمای «F-5» به پایگاه دزفول منتقل شده بود.

«کمی بلندتر صدایم کن» روایت زندگی شهید محمدعلی حسن پور اشکذری

کتاب «کمی بلندتر صدایم کن» روایت زندگی و خاطرات شهید «محمد علی حسن پور اشکذری» معروف به علی نفتی، از شهدای انقلاب یزد که به دست منافقین کوردل به درجه رفیع شهادت نائل شده است می‌باشد که به قلم «ناهید سلمانی» به رشته تحریر در آمده است .
مروری بر خاطرات شهیدسرلشکر خلبان علیرضا یاسینی

تغییر مسیر خلبانها در عملیات بمباران پل الکوت

یک هفته از حمله عراق به میهن اسلامیمان می گذشت. در آن یک هفته، ما با انجام چندین ماموریت موفقیت آمیز، آنچه در دوران آموزشی یاد گرفته بودیم، به صورت عملی تجربه می کردیم.
خاطره دل آرام خداوندي

شهید ایوب خداوندی به روایت خواهر

بدون اينكه تاج دامادي بر سر نهد و دل پدر و مادر خود را با آوردن عروس شاد نمايد، بیست و یکم خرداد سال 58 در حالي كه با وسيله ي نقليه ي خويش در جاده ي پبرانشهر - نقده مسافركشي مي نمود توسط ضد انقلاب شهید شد.
یادنامه امیر شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی

زیباترین لحظه هایش کمک به والدینش بود

در سال 1341 من و شوهرم هر دو سرایدار مدرسه ای بودیم که عباس آخرین سال دوره ابتدایی را در آن مدرسه می گذراند. چند روزی بود که همسرم از بیماری کمردرد رنج می برد؛ به همین خاطر آنگونه که باید، توانایی انجام کار در مدرسه را نداشت.
فرازی بر زندگی شهید سرلشکر خلبان مصطفی اردستانی

ماموریت عجیب شهید اردستانی

از دوران مدرسه با حاج مصطفی اردستانی دوست بودم و مراوده و دوستیمان تا زمان شهادت ایشان ادامه داشت. هر چند او در نیروی هوایی بود و من در نیروی انتظامی خدمت می کنم، ولی ارتباط محکمی بین ما وجود داشت و در هفته دست کم یک بار تماس تلفنی داشتیم.
خاطره

خاطره شهید والامقام غلامرضا پینه دوز حسنی از زبان پدرش

خاطره شهید غلامرضا پینه دوز حسنی
جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در زندگی شهید آیت الله سعیدی/

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در سیره شهید آیت الله سعیدی

در زندگی شهید سعیدی امر به معروف و نهی از منکر جایگاه خاصی داشت. ایشان در این زمینه، بسیار زیبا عمل می کردند. در مورد رژیم بی محابا و شجاعانه و بسیار صریح اقدام می کرد و برایش هم مهم نبود که چه عواقبی خواهد داشت، اما در مورد مردم بسیار دلسوزانه و ظریف عمل می کرد و تأثیرش هم بسیار زیاد بود.
گزیده خاطرات شهید مجتبی هاشمی

در جنگ هم زندگی جاریست

در هرشرایطی دلش برای مردم می تپید. یک روز اسلحله به دست می گرفت و می رفت جنگ. یک روز می نشست در خانه و برای زوج های جوان، خنچه های عقد می ساخت. آن کجا و این کجا!

خاطره ای از شهید علی یار شول/ پاکسازی جنگل در میان خونسردی

همرزمانم با دلهره و اضطراب از من خواستند كه او را نزد ساير سربازان عراقي نفرستم زيرا بر اين باور بودند كه سرباز عراقي محل اختفاي ما را لو داده و موجب دردسر خواهد شد اما من به آنها اطمينان دادم كه اتفاقي نمي افتد به شرط اينكه صبور باشند و خونسردي خود را حفظ كنند.
خاطراتی از زندگی شهید سیدمجتبی هاشمی

تسخیر لانه جاسوسی

کسی به بچه هایی که در آنجا بودند نگفت که حتما به کمیته بیابید، بلکه براساس یک سری تمایلات انقلابی آمدند.
پاسداشت شهدای مدافع حرم (35)

فیلم ساز متعهد؛ شهید هادی باغبانی

از برادران مدافع حرم از تیپ فاطمیون بود می گفت: یکی از رزمندگان ما که بعدها شهید شد برای فرمانده ما برادر ابوحامد ماجرای عجیبی را تعریف کرد. او قبلا طی حادثه ای در کما رفته بود و ماجرایی همچون سیاحت غرب برایش اتفاق می افتد!

ره یافتگان کوی یار بر بستر اروند/ خاطره شهادت شهید اصغر رضازاده علی آبادی

ترکش یک گلوله ی توپ قلبش را شکافت. او با تمام وجود گفت: یا امام زمان( عج). وقتی به کف قایق افتاد، آنجا از خون سرخش فرش شد.
رمضان و دفاع مقدس؛

خاطرات رزمندگان کرمانی از ماه رمضان در جبهه

روزه گرفتن در اسارت جرم سنگین بود، بچه ها غذای ظهر را می گرفتند در یک پلاستیک می ریختند، سپس این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان می کردند و افطار میل می نمودند اگر موقع تفتیش از کسی غذا می گرفتند او را شکنجه می دادند.
در آستانه سالگرد ارتحال امام (ره)؛

شهید علیرضا طالب الدینی: اطاعت از فرمانده، اطاعت از امام خمینی(ره) است

این فرمانده با واسطه به امام خمینی می رسد، اگر فرمانش را اطاعت نکنم انگار که فرمان امام را اطاعت نکرده ام، لذا بدون پوتین آمدم.

شهیدی که خوابش تعبیر شد/ به روایت مادر شهید

نوید شاهد یزد : شهید فضل الله حاجی قاسمی فرزند محمد در سن 22 سالگی در قضر شیرین در چهارم آبان 59به شهادت می رسد
یاد و خاطره فرمانده شهید نورالدین انگوران شمس

برگ زرینی از خاطرات فرمانده شهید نورالدین انگوران؛ بقلم شهید

كاتيوشاهاي دشمن پشت سرهم، دشت سومار را به آتش كشيده بود و هر لحظه با صداي انفجار كاتيوشا ها زمين زير پايمان مي لرزيد؛ صداي عجيب غريبي داشت پس از آنكه نماز را بجا آورديم، گردان به صورت گروهان، گروهان عمل مي كرد كه آخرين گروهان ما بوديم كه يكي از برادران سپاه گفت ...

خاطرات پرتقالی (7)؛ نامه قلابی

سال 63 در منطقه ی عملیاتی «چنگوله» مستقر بودیم. مثل شب های دیگر، مراسم دعا و نیایش توی سنگر به پا بود، ولی آن شب از صدقه سر حضور امام جمعه، فرماندار و بخشدار رامسر رونق دیگری داشت.
پاسداشت شهدای مدافع حرم (34)

او به ملاقات امام حسین (ع) شتافت

معمولا آن ها عملیات های انتحاری خودشان را اول صبح انجام می دهند! آنها بر این باورند که اگر در اول صبح کشته شوند، ظهر را در بهشت با رسول الله (ص) اطعام می کنند!!

خاطرات سردار شهید رضا عباس زاده

حاج قاسم گفت :«او برای من چون ابوذر و مالک برای پیامبر و امام علی (ع) بود.»
طراحی و تولید: ایران سامانه