خاطرات شهید - صفحه 74

آخرین اخبار:
خاطرات شهید

غریبانه های شهدای آزاده (10)؛ نامه های بی جواب

تازه مرا عمل کرده و روی تخت بیمارستان موصل بستری بودم. سرشب علی مرا صدا زد. درد می کشید. آهسته آهسته خود را به او رساندم و کنار تختش قرار گرفتم.

۸ روایت از یک پاسدار نمونه/ شهید مهدی زندی نیا

مي خواستم خبر فوت پسرش را بدهم، ولي گريه امانم را بريد. گفتم: من تحمل دادن خبرهاي تلخ را ندارم ، تا آمدم حرف بزنم، مهدي گفت : يک چيز ديگر هم بگو ... بگو پشت مهدي از اين خبر شكست ولي خم به ابرو نياورد تا دشمن دل شاد نشود !

غریبانه های شهدای آزاده (16)؛فریاد یا محمدا کشتند اسیر بی دفاع

روزی یكی از بعثی ها قصد اذیت و آزار یك نوجوان بسیجی را داشت. حسین پیراینده با شجاعت و ایثار تمام او را از چنگال آ نها نجات داد و به همین علت به شدت شكنجه شد. در حین شكنجه، بعثی ها خواستند او را وادار به اهانت علیه امام خمینی کنند.

خدایا! این قربانی را از من قبول کن

پدر روی تابوت را باز کرد، وقتی چهره ی آرام محمد را میان تابوت دید، دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:«خدایا ! این قربانی را از من قبول کن.»

دوری از گناه به شیوه شهید "سعدالله فاریابی"

به دوستانش گفته بود باید منزلمان را عوض کنیم، چون امکان دارد به گناه کشیده شویم.

عكس شهید سبزيكار مرا متوقف مي كند

شهید علی اصغر حاجی غلامزاده سبزیکار در سال 1340 در شهرستان مشهد متولد شد. شهید سبزیکار معاون اطلاعات و عملیات تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) در تاریخ بیست و یکم بهمن سال 1364 در عملیات والفجر8 در اروند رود بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

غریبانه های شهدای آزاده (4) ؛ بلاجوی دشت کربلا

شهید مظلوم محمد صابری انسانی وارسته و پا کباز که پس از هفت سال مقاومت و ایستادگی بر سر عشق خود عشق به معبود جان خویش را بر طبق اخلاص و صفا قرار داده و با یک دنیا شور و شعف تقدیم کرد.

غریبانه های شهدای آزاده (3) ؛ سروده ای برای مادر

محمود امجدیان متولد 1342 کرمانشاه در عملیات والفجر مقدماتی اسیر شد. مدت زیادی از اسارتش را در موصل 3و 4 گذراند و سال 67 به اردوگاه 17 تکریت منتقل شد.
خاطرات آقاي مهرعلي قنبري

پدرانه از انقلاب دفاع می کرد ؛ خاطرات دوست شهيد علي اصغر جودي

دفاع شهيد جودي از انقلاب طوري با صداقت و دلسوزي بود كه به مثل دفاع يك پدر از پسر مي شود شبيه كرد. من شهيد جودي را به شهيد باكري هاي كم سن و سال و گمنام مي توانم تشبيه بكنم.

ارتشبد کائنات

احمد کشوری با اقدام شجاعانه مانع یک جنگ داخلی و قربانی شدن میلیون ها نفر شد. او ارتشبد کائنات است.
خاطرات شهید

خاطره ای از زبان همسر شهید قلی علی نیایی اصل

روزهای آخر زندگی موقعی که می خواست به جبهه برود مثل این که می دانست دیگر به خانه بر نمی گردد

غریبانه ها؛ اقتدار در اسارت!

تازه به اردوگاه پر ماجرای موصل (1) گذاشته بودیم. به ما می گفتند: اسرای پانصد نفری. مرداد ماه 61 بود؛ روز عید فطر و هوا هم داغ داغ. فشارهای عراقی هم مضاعف شده بود.

روایت هایی از فرماندهی یک جوان 18 ساله

تدبیر شجاعت و قدرت بالای تصمیم گیری در کنار تعبد و اخلاص از حسین نادری فرمانده ای ساخت که به سرعت فرمانده ی گردان ضد زره، جانشین گردان ضد زره، فرمانده گردان ضد زره و جانشین عملیات تیپ ادوات شد و سپس به عنوان فرمانده ی گردان 416 عاشورا لشکر 41 ثارالله انجام خدمت کرد. از حسین نادری که در سن 18 سالگی به سمت فرماندهی گردان رسیده بود به عنوان جوانترین فرمانده گردان نیروی زمینی سپاه یاد می شود.

روایتی از شهید علی‌اکبر صابری در «روزی که آمدی»

زندگینامه و خاطرات شهید علی‌اکبر صابری در قالب کتاب «روزی که آمدی» از طرف انتشارات ستارگان درخشان منتشر و راهی بازار کتاب شد.

شهیدی که با ذکر «یا ابوالفضل(ع)» به شهادت رسید/ شهید علیرضا قائم پناه

به سختی از جایم بلند شدم و خودم را به او رساندم. ذکر «یا ابوالفضل ( ع )» بر لبانش جاری بود که به شهادت رسید.

خاطرات دست نوشت شهید غلامعباس سیفی

در كنار يك خاكريز نشستيم، ديديم چهره مبارك نوراني دو تن از ياران با وفاي امام از دور نمايان شد، قاسم سليماني و صادق آهنگران و دو يار امام كه هميشه در سنگر شهادت مي‌جنگيدند و تن به ذلت نمي دهند آمدند.
شهید مهندس محمد جواد تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران

اسطوره مقاومت!

محمدجواد تندگویان متولد خرداد سال 1329 خانی آباد تهران با سابقه مبارزات سیاسی و تحمل هشت ماه شکنجه و زندان در دوران دبیرستان در رشتۀ کارشناسی مهندسی پالایش وارد دانشکدة نفت آبادان شد.

ده خاطره شفاهی خواندنی از شهید سعید جان بزرگی

پرسيدم:«حالت چطور است.» گفت: «الحمدلله ....» خيلي سخت نفس ميكشيد نميتوانست چشمانش را باز نگه دارد پرستار اكسيژن به او وصل كرد. ديگر ساكت بود. همانجا نشستم درست كنار تخت و سير نگاهش كردم. به اندازه تمام سالهاي آشنايي،بايد تصويرش براي هميشه در چشمانم قاب ميشد ساعت 22 شب چهارشنبه ملائك گرداگرد سعيد جمع شدند و سعيد سه مرتبه نام زيباي اباالفضل العباس(ع)را بر زبان جاري ساخت

دست نوشته شهید احمدرضا احد؛ «چهره شجاع مردان»

خورشید کم کم خود را از مشرق نمایان می کرد که واقعه عجیبی رخ داد. دو نفر از برادران- رحمانی و مصطفی- گفتند که می خواهند به عراقی ها ضرب شستی نشان دهند. برای این منظور برادران عین الله و رضایی را با خودشان ببرند.

شهید سردار حسین همدانی که بود؟

سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی، در آغاز جوانی با تفکرات حضرت امام (ره) آشنا شده و از محضر درس مکارم اخلاق و احکام شهید محراب آیت الله مدنی که در همدان تبعید بودند.
طراحی و تولید: ایران سامانه