خاطرات شهید - صفحه 40

آخرین اخبار:
خاطرات شهید
خاطرات;

خاطراتی از شهید محمد درایی

شهيد محمد درايي در سال 1342 در خانواده‌اي مذهبي و فقير چشم به جهان گشود. جنگ كه شروع شد، شهيد به جبهه‌هاي نبرد ‌رفت ، در تاريخ 67/5/17 به شهادت رسید.
خصوصیات شهيد معظم يعقوب حيدري

خاطرات ماندگاری از شهید يعقوب حيدري؛ عاشق ثامن الائمه(ع) بود

شهید يعقوب حيدري خيلي انسان صادقي بودند و هميشه در برخورد و صحبتها و حركاتش، ‌صداقت و درستي را مد نظر داشت و هميشه به ما صداقت را توصيه مي كرد. شهيد حيدري فردي واقعاً باشهامت ، صادق، پرهيزكاري بود.
خاطراتی از زبان قربانعلي حنيفي، همرزم شهید (شهدای ماه محرم)

فرمانده ای که هر روز آرزوي شهادت می کرد/ شهيد «رضا علي كبيري»

رضا كبيری شهیدی بود که آرزوی شهادت در راه اسلام را داشت و هر روز از خداوند طلب شهادت مي كرد و به رزمنده ها مي گفت دعا كنيد كه من شهيد شوم.
شهید عمر بصیرتی به روایت همسر

آبادگر عادل و زحمتکش روستا بود/ عضو شورای روستا

شوراي روستای «ورده» بود و كارهاي آبادي را نظم مي داد و نسبت به تهيه ارزاق عمومي و گرفتن سهم مردم آن روستا و توزيع عادلانه در بين مردم با برادران سپاه، همكاري مي كرد.
خاطراتی از شهید ابراهیم هندوزاده؛

مسئولی که همیشه لباس کهنه می پوشید!

ابراهيم مسئول تداركات واحد اطلاعات و عمليات بود، با وجود اين لباس هاي مستعمل و وصله دار مي پوشيد، يك روز پرسيدم: همه‌ي لباس ها و امكانات دست خودت است، چرا لباس كهنه مي‌پوشي؟...
معاون گردان سپاه اشنويه

تا آخرين گلوله تفنگم از خون شهدا و وطن دفاع می کنم

گاهی سر دردِدل مادری می نشست و می گفت: «مادر جان به سرت قسم، تا عمردارم علاقه ام را از انقلاب و امام كم نمي كنم و قول مي دهم تا آخرين قطره خون و آخرين گلوله تفنگم از خون شهيدان و امر حضرت امام راحل(ره)و دفاع از وطن دست برندارم.»
خاطرات خانم قالسين ويسي

هدیه قلبش به امام/ شهید نادرپور به روایت مادر

زماني كه امام(ره) مريض بودند و مي گفت اگر قلب امام با اهدا قلب من سالم خواهد شد من حاضرم قلبم را به امام هديه كنم.
خاطرات;

من عاشق شده‌ام

شهید حاصل زارعی در سال ۱۳۴۵ در خانواده‌ای کشاور و در یکی از روستاهای تابع شهرستان گناوه بنام گاو سفید شهبازی چشم به جهان گشود.ایشان در راهپیمایی‌ها و سخنرانی‌هایی که بر پا می‌شد بطور فعال و خستگی ناپذیر شرکت داشت . سرانجام در تاریخ ۱۳۶۲/۰۷/۲۸ به دیدار معبود شتافت .

خاطرات شهید رضوی/به ما نمی‌آید، که آدم بشویم؟ (2)

همرزم شهید نقل می‌کند: او قبل از انقلاب، غیرمذهبی بود اما وقتی امام دستور ترک پادگان‌ها را داد، او هم از پادگان فرار کرده بود و می‌گفت: «به ما نمی‌آید، که آدم بشویم؟»
خاطرات;

این سفر ، سفر آخرین است

شهید کرم کره بندی در تاریخ 1339/6/1 در بوشهرمتولد شد و تحصیلات خود را تا دوره راهنمایی ادامه داد. و با شروع جنگ عازم جبهه های حق شد و در تاریخ 1361/7/3 به شهادت رسید.
خاطرات;

عشق به امام خمینی

شهید عبدالحمید محمدپور در سال ۱۳۴۰ در آبادان دیده به جهان گشود.در همان اوایل جنگ وارد صحنه رزم شد.او در تاریخ۱۳۵۹/۰۷/۰۲ در کربلای آبادان دومین را انتخاب کرد و به حد نهایی تکامل (شهادت) رسید .
خاطرات;

تبلیغ اسلام در روستا

شهید بهادر غلامعلی زاده در 1339 در فخرآوری دیده به جهان گشود.تحصیلات خود را تا دوره راهنمایی ادامه داد و با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه جنگ شدند و در عملیات سوسنگرد در تاریخ 1360/7/1 به شهادت رسید.
شهیدمهرماه;

زندگینامه و خاطراتی شهیده زهرا فارسی بندری

زهرا فارسی بندری در سال ۱۳۴۵ در شهرستان آبادان دیده به جهان گشود .دوران انقلاب شکوهمند اسلامی در چند مرحله در راهپیمائی‌ها با خواهرش شرکت می‌کردند و سرانجام در 1359/7/1 به شهادت رسید.
خاطرات;

فدا شدن مثل امام حسین (ع)

شهید پولاد شجاعی زاده در1328/5/3 در بندر ریگ به دنیا آمد.و در اثر بمباران هوایی خلیج فارس دذر 1359/7/1 به شهادت رسید.
شهید محمد علی دشتی

طاقت ماندن نداشت

شهید محمد علی دشتی 18 سال داشت كه در عمليات بدر در منطقه هورالهويزه در سال 1363 شهيد شد
انتشار همزمان با سالروز شهادت

زندگینامه سردار شهید هاشم بندار – حر زمان

هاشم بندار در تاریخ ۱۳۶۶/۰۶/۱۹ كه در منطقه‏ ى عملیّاتى بر اثر اصابت تركش مجروح شد، در تاریخ۱۳۶۶/۰۶/۲۱ در بیمارستان شهید كامیاب بسترى گردید. سرانجام در تاریخ۱۳۶۶/۰۷/۰۱ به درجه رفیع شهادت نایل گشت.

خاطراتی پیرامون شهید «علی ژاله»/ با نقشه تقلب همراهی نکرد

از او خواسته بودند كه پاسخ سؤالات را به آنها برسان، هر كار كردند كه او را همراه خود سازند، موفق نشدند كه نشدند.
روایتی خواندنی از شهید «سیدمصطفی هاشمی نژاد» در ادامه می خوانید؛

رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

هشت سال بعد ، وقتی آزادگان به میهن اسلامی بازگشتند ؛ مصطفی نیز جزو اسرای آزاد شده بود . او با چهره ای تکیده و اندام لاغر خود ، رد پای شکنجه های رژیم بعثی را به وضوح نشان می داد . او در اسارت آن قدر شکنجه شده بود که نای راه رفتن و پیاده شدن از اتوبوس را نداشت . از دیدن خانواده به وجد آمده بود ؛ اما نمی توانست جای زخمایش را به خانواده نشان دهد . نمی توانست درباره رویدادهای تلخ اسارت بگوید . مصطفی خود را خوشحال و شاد نشان می داد ؛ تا این که یک روز همه متوجه زخم های عمیق سید شدند .
خاطراتی پیرامون شهید «محمدمهدی يوسف‌زاده»:

مگر استاندار نماز نمی خواند؟!

یک نوجوان که هنوز محاسن نداشت با چهره ای بشاش و پر خروش فریاد زد مگر استاندار صدای اذان را نمی شنود، مگر استاندار نماز نمی خواند، وقت نماز است.
خاطرات شهیدبهادر محرمی

بخاطر اسلام و خدا شهید شد

خون او رنگین تر از خون حسین(ع) نبود که با تمام یاران و خانواده خود به شهادت رسید. شهید ما هم راه حسین(ع) را به خاطر اسلام رفته است و در بهشت جا خواهد گرفت.
طراحی و تولید: ایران سامانه