خاطرات شهید - صفحه 42

آخرین اخبار:
خاطرات شهید
خاطرات;

من و محمد رضا پیش هم هستیم!

شهید علیرضا غلامی در سال ۱۳۴۰ در شهر گناوه متولد شد.جهت تداوم انقلاب با دیگر یاران خود به جبهه شتافت و به مدت چند ماه دلاورانه با مزدوران بعثی در جبهه قله کاوه زهرا در نوسود به نبرد پرداخت و سرانجام در تاریخ 1360/6/17 به شهادت رسید.
خاطرات;

شب فراق

شهید بهزاد بهزادی در دهم آذر ماه ۱۳۴۳ در روستای گاودار امامزاده حسن دیده به جهان گشود .با شروع جنگ تحمیلی در قسمت تخلیه مواد سوخت شرکت نفت فلات قاره نقش فعالی داشت .و سرانجام در تاریخ 1365/6/9 به شهادت رسید.

خاطره اي از شهيد غلامرضا اسماعیلی نژاد به نقل ازمادرش

ما بعد از مدتی خودمان را براي عمليات آماده كرده بودیم ، عطرزديم ، غسل شهادت کردیم ، دستهايمان را حنا گذاشتيم وبا شوق وصف ناپذيري عازم خط مقدم شديم .
خاطرات آقای فرمان امراهی

خاطرات نابی از غیرت و شهادت فرمانده شهيد «كريم امراهي»

گفت: من هرگز اسلحه عموزاده‌هايم را زمين نمی گذارم. من بايد اسلحه آنها را بردارم و با دشمنان دين بجنگم.
خاطرات آقای خسرو قنبرپور

دلاوریهای شهید کریم امراهی به روایت همرزم

كوههاي سر به فلك كشيده سرشاخان و مناطق پيرانشهر و مهاباد و سلماس همه و همه شاهد دلاوريهاي اين فرد خدائي بودند.
خاطرات همسر شهيد خانم صاحب طاهري

روایت همسرانه سردار شهید سيد جعفر طاهري

خدمت به خلق خداوند و دفاع از ميهن اسلام و نابودي عناصر ملعون گروهک ضد انقلاب از دلايل رفتن شهيد به جبهه بود. مي گفت انشاءا... پرچم اسلام را به اوج سربلندي مي رسانيم.

مرخصی داشت، رفت ماموریت و شهید شد/شهید محمد حسین خاكساري اشكذري

شهید محمد حسین خاكساري اشكذري سي ام خرداد 1342، در شهرستان اشكذر به دنيا آمد. پدرش عباسعلي، كشاورز بود و مادرش هاجر نام داشت. تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. نوزدهم دي 1364، با سمت جانشين دوم لجستيك در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش توپ به شهادت رسيد. مزار او در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

سعید عالم به عمل بود

او بعد از شهادت برادرش علي رضا حالي ديگر پيدا كرد وگفت من بايداسلحه برادرم را روی زمين نگذارم كه دشمن خيال كند اوكه رفت ديگركسي به جايش نيست .
روایتی خواندنی از همرزم گرامی شهید «مجید نزدیک بخش» در سالروز شهادتش می خوانید؛

سنگری پر از عطر گل محمدی !

سنگر پر از عطر گل محمدی شده ؛ دوباره مجید جانمازش را پهن کرده تا نماز بخواند . چهره اش نورانی شده ؛ اشک در چشمانش جمع شده ؛ می خواهد برود ! باید برود . گرد و خاک پوتین هایش را با دستمال پاک می کند . اسلحه اش را تمیز می کند . جانمازش را جمع می کند و در جیب پیراهنش جا می دهد . باید برود . همه همرزمانش جلوی سنگر جمع شده اند و همدیگر را در آغوش می کشند و حلالیت می خواهند .
خاطره ای از شهید محمدرضا جوانمردی؛

وعده ی شهادت از زبان مبارک پیامبر (ص) در سرزمین وحی

من و همسرم آماده می شدیم برای رفتن به حج سال 65. وقتی اسم ما در آمد رضا خیلی خوشحالی شد. می گفت:کاش من هم می توانستم به زیارت خانه خدا بیایم. گفتم: مادر، اگر عمر من به حج نرسید، وصیت می کنم شما به جای من مشرف بشوید!
خاطرات آقای عباسعلی تیمورزاده، همرزم شهید کریم امراهی

شجاعتی توصیف ناپذیر داشت

شهید امراهی در هر مسئولیتی که می یافت، خدمات بي سابقه و رشادتهاي زیادی از خود نشان می داد که بیان آنها مشكل خاطرات آقای عباسعلی تیمورزاده، همرزم شهید کریم امراهیو دور از توصیف زبانی است.
خاطرات آقای اروج کاظمی، همرزم شهید

رشادت و دلاوری فرمانده شهید کریم امراهی

شهيد امراهي فرماندهی بسیار شجاع و دلیر بود و در تمامی عملیاتها خود پیشتر می رفت تا روحیه مضاعفی برای رزمندگان ایجاد کند که در اکثر عملیاتها نیز با تدابیرش پیروزی را مدیون او می شدیم.
خاطرات آقای علی کاشفی

فرمانده شهيد «كريم امراهي» به روایت دوست و همرزم

فرمايشات امام رحمت ا... چنان در او مؤثر واقع شده بود كه ايشان كار و زندگي‌اش را در مبارزه و فعاليت در پايگاه ها و نگهباني در خيابانها مي گذراند.
خاطرات همسر شهيد سيد جعفر طاهري

منزلی به نام صاحب الزمان خریده بود

شهيد سيد جعفر در نيمه شب نيز به تدريس قرآن براي تمام مردم مخصوصا جوانان مي پرداخت، منزلي خريده بود به نام صاحب الزمان، كه همه را به راه اسلام و ايمان بكشاند.

خاطرات شهید احمد دشتي خويدك از زبان پدر و مادرش

شهید احمد دشتي خويدك بيستم مرداد 1345، در روستاي كمال آباد از توابع شهرستان خاش به دنيا آمد. پدرش غلامعلي، كشاورزي مي‌كرد و مادرش خديجه نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. كشاورز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. پنجم خرداد 1365، با سمت تك‌تيرانداز در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد. پيكر وي را در گلزار شهداي روستاي خويدك تابعه شهرستان يزد به خاك سپردند.
معرفی کتاب

یادهای یادگار/خاطراتی به نقل از همسر ، خانواده ، دوستان و همرزمان شهید حاج یادگار امیدی

شهید امیدی در طول جنگ تحمیلی بارها مجروح شد ولی هیچگاه یاس به خود راه نمی داد و با عزمی راسخ به سوی جبهه های نبرد رفت...
فرمانده بسيج عشايري منگور

خاطراتی شنیدنی از فرمانده شهيد «محمدامين احمدي»

مي گفت كه تنها آرزويش پاكسازي كردستان از لوث وجود ضدانقلاب است و جان خود را در اين راه فدا خواهد نمود.

شهیدی که چگونه بودن چگونه رفتن را دانست +عکس

شهید محمدابراهیم جعفري ندوشن ششم شهريور 1345، در روستاي شهيديه از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد. پدرش عباس، كشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه در رشته تجربي بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تك‌تيرانداز در هورالهويزه بر اثر اصابت تركش به سر و گردن، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي زادگاهش واقع است
خاطرات فرمانده بسيج عشايري منگور شهید «محمدامين احمدي»

لحظه ای از مبارزه نمي ايستاد

يك لحظه از مبارزه نمي ايستاد و روحية ‌او ضعيف نمي شد و اجازه نمي داد كه اسلحة آنها به زمين بيفتد و سنگر را خالي نمي كرد.
خاطراتی دیگر فرمانده شهيد «محمدامين احمدي»

ادامه دهنده راه سرخ شهدا باشید

شهادت براي مقام دنيائي نيست، بلكه براي كسب اجر خداوندي است و شهادت شهدا در روحيه خانواده ها تأثير بسزايي به جاي می گذارد، به طوري كه همه ادامه دهنده راه سرخ شهدا هستند.
طراحی و تولید: ایران سامانه