مصاحبه - صفحه 11

مصاحبه

ایران با اتحاد شیعه و سنی هیمنه اسرائیل را فرو ریخت

رئیس اتحادیه آل‌محمد پاکستان با تأکید بر اهمیت وحدت شیعه و سنی گفت: این اتحاد نه تنها اقتدار ایران را افزایش داد، بلکه هیمنه اسرائیل را در منطقه شکست و پیام همبستگی ملت‌ها را به جهان رساند.
گفت‌گو با مادر شهیدِ جمعه سیاه:

پسرم برای نجات مجروحان از خانه بیرون می‌زند و برنمی‌گردد

در آن روز سیاه که گلوله‌های رژیم شاه بر پیکر مردم بی‌پناه فرود می‌آمد، نوجوان ۱۵ ساله‌ای از خانه بیرون زد تا به یاری مجروحان بشتابد؛ غافل از اینکه این آخرین بار است که پا از خانه بیرون می‌گذارد. حالا پس از دهه‌ها، مادرش با چشمانی اشک‌بار روایت می‌کند: «در خوابم می‌گه مادر، من اومدم دیگه نتونستم برگردم... گذشت کن». این روایت مادری است که آرزوی دیدن عروسی پسرش برای همیشه در سینه‌اش ماند.
گفتگو با آزاده سرافراز علی خواجه علی:

شهید دشتی قطع نخاع شده بود، بعثی ها شکنجه اش می کردند

علی خواجه علی درباره شهید غریب در اسارت محمدرضا دشتی رحمت آبادی چنین روایت می کند: در حالی که مجروح شده بود سوره الرحمن را با صوت بسیار دلنشینی می خواند. بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود و فقط قرآن می خواند مجذوب صوت دلنشینش می شدیم بسیار دلنشین و زیبا قرآن را تلاوت می کردند.

میزبانی اصفهان از رویداد ملی «شهدا در نگاه نسل نو»

استاندار اصفهان از میزبانی این استان از اولین رویداد ملی «شهدا در نگاه نسل نو» با تکیه بر هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین خبر داد.
جانباز ۷۰ درصد «تقی قشلاقی‌اصل» در گفت‌وگو با نوید شاهد قزوین:

از آغچه‌قشلاق تا سومار؛ قصه برادری که شهید شد و جانبازی که ایستاد

جانباز ۷۰ درصد «تقی قشلاقی‌اصل»، اهل طارم سفلی، سال‌هاست خاطرات شهادت برادرش در سومار و روز‌های سخت سربازی در پاسگاه‌های ارومیه را با خود دارد؛ این جانباز بزرگوار از کودکی ساده روستایی تا مجروحیت در راه وطن روایت می‌کند.

شاهد عینی شهادت شهید غریب در اسارت «ماشالله ابراهیمی‌پور»/ در سردی سولهٔ عراقی، تشنه لب به شهادت رسید

پایش را با دریل سوراخ کردند، اما روحش تسلیم نشد. محمدحسین حاصل‌فروش، رزمندهٔ آرپی‌جی‌زن عملیات کربلای۴، از آن سوی اروند روایت می‌کند: از روزی که تیر خورد و در نخلستان‌های شلمچه اسیر شد، از میله‌ای که بدون بی‌هوشی در پایش کوبیدند و از آخرین لحظات شهید ماشالله ابراهیمی‌پور که در کنارش در سولهٔ عراقی، تشنه لب، به شهادت رسید. اینجا روایتی است از سال‌های اسارتی که از یک نوجوان اهوازی، یک «آزاده» ساخت.
گفتگو با پدر و مادر شهیده «الهام فرهمند»

روایت یک «شهادت خانوادگی»/ فرزندان ما اولین شهدای تهران بودند/ شهادت بانویی در مسیر حضرت زهرا (س)

دخترم می گفت: بابا دعا کن خانوادگی شهید شویم، از این حرف همیشه متعجب می‌شدم گویا به او الهام شده بود که خانوادگی به شهادت می‌رسند، آنها این راه را از خدا خواسته بودند، خداوند هم نصیب آنها نمود. او طبق عادت همیشه دست من و پدرش را می‌بوسید، می‌گفت ما وظیفه داریم هر ماه به دیدن شما بیاییم. الهام بسیار آرام، متین، محجبه و معتقد بود، او راه حضرت زهرا (س) را ادامه داد.
گفتگو با مهدی اسفندانی برادر بانوی شهیده«فاطمه اسفندانی»/

یک خانواده و پنج شهید؛ روایتی از عشق و تعهد به وطن

سحرگاه ۲۳ خرداد، موشک‌های دشمن خانه‌ی آن‌ها را نشانه رفتند و مادر به همراه سه فرزندش حسین، امیر عباس، حسنیه و داماد خانواده، مهدی اکبری نسب به شهادت رسیدند، اینک روایتی از مادری که داغ فراقش را به برادرش سپرد و با تمام هستی، به آرزوی دیرینه اش رسید.

ادای احترام فرمانده به ایثار سرباز شهید در جنگ ۱۲ روزه

نام سرباز شهید «حامد ربانی» مرا به یاد «حامد ربانی» فرزند شهید سرلشکر پاسدار حاج «مهدی ربانی» و شهیده بسیجی «سکینه ابراهیمی» انداخت؛ همان خانواده‌ای که در تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی در منزلشان به شهادت رسیدند.

روایت رئیس بنیاد شهید از ماجرای شکنجه‌گری که مدافع حرم شد

«کاظم» شیعه بود، اما با توجه به کینه‌ای که با اسارت و کشته‌شدن اقوامش از ایرانی‌ها داشت، حاج آقای ابوترابی را وسط حیاط اردوگاه تا حد کشت می‌زد، ما فقط با چشم گریان و لب دعاگو نظاره‌گر بودیم و کاری از دستمان برنمی‌آمد.

روایت آزاده جانباز از شهادت غریبانه هم‌رزمش در زندان‌های بعث؛ از "کشتند مرا" روی دیوار تا مراسم پنهانی اسرا

آزاده جانباز "محمدمهدی حاتمی‌پور" در گفت‌وگو با نوید شاهد البرز، برای اولین بار جزئیات تکان‌دهنده‌ای از چگونگی شهادت "شهید شاهپور صادقی" در بیمارستان تموز عراق روایت کرد؛ از نوشته به جا مانده از شهید با دسته قاشق روی دیوار گرفته تا مراسم مخفیانه اسرا در اردوگاه عنبر. او که خود با بیش از ۱۲ بار عمل جراحی در اسارت، شاهد عینی مقاومت‌های شهید صادقی بود، می‌گوید: «یادش برای همیشه در قلب ما زنده است».
فیلم/

واکنش فروشندگان لباس به پیشنهاد قیمت‌گذاری لباس شهید

فیلمی تاثیرگذار از بازتاب غیرتمندانه فروشندگان لباس در مواجهه با پیشنهاد قیمت‌گذاری لباس پاسدار شهید «محمدحسن صدری» از شهدای اصفهانی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی به میهن اسلامی منتشر شد.

گفت‌وگو با همسر سرلشکر شهید «محمد حسن  محققی»/ روایت صمیمی بانویی که ۳۵ سال همدم یک قهرمان بود

خانم زهرا کوثری همسر سرلشکر شهید «محمد حسن  محققی» روایت کرد: 35 سال با هم زندگی کردیم. حاج حسن بیش از ۴۰ بار عمل جراحی شد. بدنش پر از زخم بود، اما هیچ‌وقت شکایت نکرد. هیچ‌وقت خم به ابرو نیاورد. همیشه مهربان بود، لبخند می‌زد، اهل خانواده بود. با وجود تمام دردهای جسمی، روحیه‌اش قوی‌تر از همه بود. زندگی در کنار او برای من و فرزندانمان، نعمتی بزرگ بود.
خادم الرضا (ع)، پاسدار شهید «علیرضا نوری» به روایت برادر شهید

خادم الرضایی که به آرزویش رسید

اسماعیل نوری، از برادری می‌گوید که در هیاهوی حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به کشور عزیزمان ایران، به فوز عظیم شهادت نائل آمد. پاسدار شهید علیرضا نوری، مردی از تبار خادمان رضا (ع) که آرزوی شهادتش را از آستان ملکوتی امام رئوف طلب کرده بود و در اول تیرماه ۱۴۰۴، با صلابتی آسمانی، ستاره‌ای در آسمان عزت و غیرت ایران شد.
جانباز «مرتضی شعبانی» در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین:

از محاصره و ترس بین موجی‌ها تا پرواز با هلی‌کوپتر

بار‌ها مرگ را تجربه کرد؛ در باتلاق، در زیر آتش موشک‌های کرم‌ابریشم، در محاصره و ترس میان موجی‌ها و حتی در بیمارستانی که دشمن بمبارانش کرد. اما تقدیر این بود که جانباز 70 درصد «مرتضی شعبانی»، زنده بماند تا امروز داستان مقاومت و رنج خود را برایمان بازگو کند.
گفتگوی جانباز «شعبانی» با نوید شاهد قزوین:

نجات معجزه‌آسای غواص قزوینی در کربلای ۴؛ از وداع عاشورایی تا بیمارستان خونین خرمشهر

عملیات کربلای ۴ برای مرتضی شعبانی، جانباز ۷۰ درصد قزوینی، آغاز مرگ و تولدی دوباره بود. وی که از غواصان خط‌شکن این عملیات بود، در دل آب‌های خروشان اروند با بدنی زخمی و پایی قطع‌شده از مرگ گریخت، اما امروز با همان روحیه، روایتگر ایثار و ایمان است. این روایت، تنها خاطره‌ای از جنگ نیست؛ بخشی از تاریخ شفاهی ایران است که با خون و اراده نوشته شد.
گفتگوی جانباز ۷۰ درصد با نوید شاهد قزوین؛

سنگرساز بی‌سنگر دفاع مقدس؛ قصه جوانی که با بولدوزر راه می‌ساخت‌

می‌گویند «سنگرسازان بی‌سنگر»، در خط مقدم جاده می‌ساختند تا رزمندگان راهی برای عبور داشته باشند. جانباز 70 درصد «اسدالله آشوری»، یکی از همان‌هاست؛ جوانی که از دل خاکریز‌ها به بیمارستان تبریز رسید و امروز سند زنده‌ ایثار است.

یادواره شهدای روستای خچیره برگزار می‌شود

یادواره شهدای روستای خچیره پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۴ (مصادف با شب ۲۸ صفر)، پس از نماز مغرب و عشا خواهد بود. در این مراسم، امیر سرتیپ یدالله عسکری به سخنرانی و استاد مصطفی پژوهش به مداحی می‌پردازند تا حماسه‌های شهیدان این دیار را زنده نگه دارند.
به مناسبت ۲۶ مرداد/

روایتی دردناک از مصائب ۱۸۶ رزمنده اسیر در هفته اول جنگ/ رمادیه جهنم روی زمین بود

حیدر فتاحی تخت‌گاهی، آزاده جانباز ۶۵ درصد دوران دفاع مقدس در گفت‌و‌گو با نوید شاهد البرز درباره ۱۰ سال اسارت در زندان‌های مخوف رژیم بعث عراق گفت: ۹ ماه تمام در اصطبل اسب‌ها زندگی کردیم. بعد از آن ما را به موصل انتقال دادند. ۱۰ سال با این بدبختی‌ها گذراندیم. بعدا به رمادیه منتقل شدیم. آنجا جهنم روی زمین بود. نه سقف مناسبی داشتیم، نه بهداشتی. هر روز با تهدید اعدام دسته‌جمعی زندگی می‌کردیم. زمستان‌ها سرمای استخوان‌سوز و تابستان‌های گرمای طاقت‌فرسا داشت.

آزاده‌ای که از قلم و کاغذ مانند اسلحه نگهداری می‌کرد

آزاده و جانباز ۳۰ درصد «ابوطالب ناهیدی» در سالروز ورود آزادگان به کشور به بیان خاطرات خود پرداخته و می‌گوید: من در میان جمع به حفظ دعا‌های مختلف از جمله زیارت عاشورا، دعای کمیل، دعای عهد و دعاهای ایام هفته و ... می‌پرداختم و آن‌ها را به دیگران انتقال می‌دادم، من همچنین کاتب آسایشگاه خود بودم و قلم و کاغذ که حکم اسلحه را در آنجا داشت، نزد خودم حفظ کرده بودم.
طراحی و تولید: ایران سامانه