خاطره - صفحه 3

آخرین اخبار:
خاطره
خاطرات شفاهی جانبازان

در یکی از پاکسازی‌ها بر روی مین رفتم

جانباز ۵۰ درصد «محمدرضا ملک‌خواه» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در یکی از پاکسازی‌ها در شمالغرب کشور پایم بر روی مین رفت و همان جا قطع شد و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان

در نیمه‌های شب، ما را زیر آتش خمپاره و تیرباران گرفتند

جانباز ۴۵ درصد «بهرام حاجی بداقی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در عملیات والفجر مقدماتی عازم منطقه شدم و در نیمه‌های شب دشمن ما را زیر آتش خمپاره و تیرباران گرفت که من مجروح و در وسط میدان مین افتادم و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان

فرمانده آموزشی گفت؛ بعضی از شما دیگر برنمی‌گردید

جانباز ۵۰ درصد «احد اکملی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «فرمانده آموزشی در پایان دوره گفت بعضی از شما دیگر برنمی‌گردید، مفقود می‌شوید و یا اسیر می‌شوید و بعضی از شما خوابیده برمی‌گردید و...»
خاطره نگاری جانبازان

حمایت از رزمندگان در خط مقدم را با هدایت آتش نیمه سنگین انجام می دادم

جانباز 50 درصد «احد اکملی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «به عنوان مسئول هدایت آتش در خط دو مقدم، از رزمندگان در خط اول مقدم جبهه حمایت می کردم.»
خاطره نگاری جانبازان

پایم روی مین رفت و قطع شد

جانباز ۵۰ درصد «محرم کریملو» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در هنگام بازرسی از مرز بودم که قاچاقچیان را دیدم، ایست دادم و به سمت آنها دویدم که پایم روی مین رفت و قطع شد.»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

آخرین خمپاره قبل از آتش بس، به من اصابت کرد

جانباز ۵۰ درصد «باقر صفرعلیزاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در کنار سردار شهید درستی در منطقه سردشت در حال خدمت بودم که در عملیات تک دوپازا، آخرین خمپاره قبل از آتش بس عراق در منطقه به من اصابت کرد و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

اصابت خمپاره منجر به قطع پایم شد

جانباز ۵۰ درصد «غلامعلی صفرخان زاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «منتظر تعویض با نیروهای پشتیبانی بودم اما بدلیل بمباران شیمیایی مجبور شدم بیشتر در منطقه بمانم که در نهایت ساعت یک و نیم شب بود که بر اثر بمباران منطقه، خمپاره به نزدیک من اصابت کرد و منجر به قطع پایم شد و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

دستم را در بمباران پادگان از دست دادم

جانباز ۵۰ درصد «فریدون ایران پور» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در پادگان کرمانشاه بودم که عراق شروع به بمباران کرمانشاه و شهرهای غربی کرد و در بمباران پادگان دستم را از دست دادم و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

از وسط میدان مین عبور کردم

جانباز ۵۰ درصد «حمدالله نظری» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «به جنوب اعزام شدم و در عملیات فتح المبین پیاده بودم که بسیجی‌ها را دیدم و از وسط میدان مین عبور کردم تا به آن‌ها برسم و ...»

خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از سخنرانی مرحوم ابوترابی/ ویدیو

خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از سخنرانی مرحوم ابوترابی در حسینیه امام خمینی پس از آزادی از اسارت رژیم صدام را در نوید شاهد می‌بینید.
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

وظیفه زدن معبر در عملیات کربلای ۶ را داشتم

جانباز ۵۰ درصد «میراحمد سیدآقازاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در لشگر کرمانشاه مسئول دسته شناسایی شدم و در عملیات کربلای ۶ وظیفه زدن معبر را داشتم که متاسفانه تعدادی از رزمندگان هم شهید شدند و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

بر خود وظیفه دانستم که عازم جبهه‌ها شوم

جانباز ۶۰ درصد «صادق بیگلری» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «بر خود وظیفه دانستم که عازم جبهه‌ها شوم و به همین خاطر با دوستانم از مدرسه انصراف دادیم و در بسیج ثبت نام کردیم و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

جانبازانی که ماندند شهید زنده هستند

جانباز ۶۵ درصد «محمد علی صفر علیزاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «جانبازان و رزمندگانی که ماندند همه شهید زنده هستند، آنها همیشه زیر رگبار و بمباران بوده و هستند و ...»
جانباز ۵۰ درصد بیان می‌کند

فداکاری برای وطن به یاد فداکاری‌های رزمندگان دفاع مقدس

جانباز سرافراز «نجفعلی محمدی» با افتخار بیان می‌کند: «به همه جوانان توصیه می‌کنم پشتیبان ولایت باشند و با یاد فداکاری‌های رزمندگان، آنها هم برای فداکاری در راه وطن همیشه و در همه سنگر‌ها آماده باشند ...»

به خون شهدا فکر کنید که فدای این کشور شدند

جانباز سرافراز «مقصود ارجمند» در گفتگویی با افتخار بیان می‌کند: «دنبال علم بروید حتی در چین باشد ، در کنار علم برای آبادانی کشورتان تلاش بکنید و به فکر آینده باشند .حالا جوانان باید به این کشور فکر کنند و جوان باید به خون شهدا فکر کنید که فدای این کشور شدند،...»

شهدا و جانبازان زیادی برای امنیت این سرزمین فدا شدند

جانباز سرافراز «یعقوب رستمی» در گفتگویی با افتخار بیان می‌کند: «بسیار شهید و جانباز برای امنیت امروز این سرزمین فدا شدند. بدون اغراق می گویم باز هم برای دفاع از سرزمینمان میروم، این وطن مال ماست و ما باید این راه را برویم ...»

جانباز ۶۰ درصد: هرچه داریم در سایه امنیت است

جانباز سرافراز «یونس واحدی» در گفتگویی بیان می‌کند: «الان هم اگر باشد جوان‌ها می‌روند، چون ناموس و وطن انسان فرق دارد، امنیت خیلی مهم است و اگر امنیت نباشد دنیا به درد نمی‌خورد، می‌توان گفت هرچه داریم در سایه امنیت است ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

اصابت ترکش هنگام بمباران شهر

جانباز ۵۵ درصد «یوسف قاسم پور بالو» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «چون خط خوبی داشتم تابلونویسی می‌کردم و در روز بمباران در حال رفتن به محل کارم برای تابلو نویسی بودم که شهر را بمباران کردند و ترکشی به من اصابت کرد و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

تیر خلاص به مجروح و سربازی که در کنارمان بودند

جانباز ۲۵ درصد «هادی قلیزاده» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در میانه راه مهاباد به سردشت، به کمین گروه معاند حزب دموکرات برخورد کردیم و بعد از یک ساعت درگیری میان سپاه و گروه معاند، نارنجک پرتاب کردند که پدرم نابینا شد و سپس یک نفر به ما نزدیک شد و به مجروح و سربازی که در کنارمان بودند یک تیر خلاص زد و ...»
طراحی و تولید: ایران سامانه