تکاور کوچک نیروی دریایی؛ روایتی از روح بزرگ یک نوجوان شهید
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ پدر شهید نوجوان مهدی بحرانی میگوید: ما همه سهم خداییم و او امانتی بود که خداوند به ما بخشید. من به عنوان پدری که شاهد رشد این نهال بودم، نه از سرِ احساسات شخصی، بلکه با نگاه به حقیقتِ وجودیاش میگویم؛ مهدی در امورات نظامی و اخلاقی، جهشی حرکت کرد. او از آن دست نوجوانانی بود که گویی برای پریدن، زمین برایش کوچک بود.

تکاور کوچولوی نیروی دریایی
خاطرات آن روزها هنوز در ذهن من و همرزمانش زنده است. در حالی که سن و سالش اندک بود، مسئولین بسیج و سپاه با دیدن لیاقت و آموزشپذیریاش، حکم رسمیاش را صادر کردند. تصور کنید نوجوانی را که اسلحه کلاشینکف و کلت تحویل میگرفت و در منطقه ساحلی «دیر»، از غروب تا صبح به تنهایی نگهبانی میداد. این اعتماد، تنها به خاطر شجاعت او نبود، بلکه ناشی از سنگینی و متانتی بود که در وجودش موج میزد. همه او را «تکاور کوچولوی نیروی دریایی سپاه» خطاب میکردند؛ لقبی که نه به تعارف، که به پاس عملکرد درخشانش در آموزش نیروها و مهارتش به عنوان ناجی غریق به او دادند.
رمز و راز یک سجده
خاطرهای در دلم مانده که هیچگاه از یاد نمیبرم؛ شبی در سنگر، مهدی پای مرا بوسید. وقتی با تعجب پرسیدم چرا این کار را میکنی، گفت: «بابا، شنیدم هر کس پای پدرش را ببوسد، به آرزویش میرسد.» آن روز نپرسیدم آرزویش چیست، اما امروز میدانم که آن آرزو، هرچه بود، او را به مقصد رساند.
الگویی برای نسل امروز
اگر بخواهم مهدی را برای نسل امروز، برای دانشآموزانی که در آستانه مهرماه هستند تعریف کنم، باید از سه ویژگی بگویم: «ادب، قانونمندی و بیحاشیه بودن». او اهل هیاهو و دعوا نبود. حتی در رانندگی با موتورسیکلتش، مراقب بود و قانون را رعایت میکرد. مهدی در مسجد، مؤذن بود و نوحهخوان؛ او پیوند عجیبی میان کارهای فرهنگی و جهاد برقرار کرده بود. رفیق بود، احترام معلم را نگه میداشت و در ورزش نیز، عضو متعهد تیم فوتبال بود.
فرزندم، تکاور کوچک جبههها بود؛ نه به خاطر قد و قامتش، که به خاطر وسعتِ روحش. او نشان داد که برای بزرگ بودن، شناسنامه ملاک نیست؛ آنچه تعیینکننده است، میزان ارادت به حق و ایستادگی در مسیر ارزشهاست. امروز جای خالی او با یاد و نامش در میان دوستان و همکلاسیهایش پر است و من، مفتخرم که پسری چنین آزاده را در مسیر شهدا تقدیم کردهام.
خبرنگار: سارا طاهری