آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۹۳۸
۰۹:۲۴

۱۴۰۵/۰۶/۱۸

نامه‌ای از جبهه‌ی نور

دست نوشته‌ای که از جبهه‌ی نور به یادگار مانده، وصیت سربازی است که از خدا آمرزش خواست، از خانواده حلالیت طلبید و سفارش کرد به جای گریه بر او، بر مظلومیت شهیدان بگریند و فرزندش را مبارز و جهادگر بار آورند.


به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ شهید عبدالرسول سلیمانی در سال ۱۳۳۳ در یک خانواده مستضعف و مذهبی در روستای زیزار چشم به دنیا گشود، فردی ساده و با ایمان و خوش قلب و مهربان بوده و علاقه زیادی به خاندان نبوت و ائمه اطهار داشت.

هنگامی که از امام یاد می‌کرد می‌گفت: جانم فدایش؛ با اینکه خواندن و نوشتن نمی‌دانست ولی از نظر آگاهی دینی فرد فوق العاده‌ای بود و مدتی در کویت عمرش را به کارگری گذراند، در سن ۱۹ سالگی به ایران مراجعت کرد، در این زمان با همسری که مورد علاقه اش بود ازدواج کرد و در آن زمان حکومت پهلوی ایشان را به خدمت سربازی فرا خواند، سال‌ها تحت تعقیب رژیم بود، رژیم آخرین فعالیت خود را به وسیله افراد مزدورش جهت دستگیری ایشان به کار برد ولی هیچ نتیجه‌ای نداشت و بالاخره شهید سلیمانی خدمت زیر پرچم شاهی را انجام نداد. 

ایشان دوباره ناگزیر شد به کویت برود و در آنجا مدت چند سالی ماند و در سال ۱۳۵۶ به ایران بازگشت، تا اینکه انقلاب به حق امت مسلمان ایران به رهبری امام عزیز خمینی بت شکن به وقوع پیوست و نیز، چون دیگر روستاییان کار را تعطیل می‌کرد و برای راهپیمایی علیه رژیم خون خوار گذشته شرکت می‌کرد.

شهید سلیمانی سرپرست گروه مقاومت شهید زینبی را به عهده گرفت و فعالیت‌های خود را در این روستا انجام داد. از آن جایی که محیط روستا جواب گوی خواسته‌های معنوی او نبود در سوم ماه رمضان به شیراز اعزام و پس از دوره نظامی راهی جبهه‌های سر پل ذهاب شد. پس از نبرد چشمگیری همراه با همرزمان خود برای فتح قله‌های بازی دراز عازم شد و در عملیات بازی دراز شرکت کرد. پس از چند ماه به خانه آمد ولی طاقت در خانه ماندن نداشت و دوباره در تاریخ شانزدهم آبان ماه سال ۱۳۶۰ راهی جبهه‌های جنوب شد، مدت زیادی به نبرد با بعثیون پرداخت و در حمله‌ای که از سوی عراق به تنگه چذابه شد در تاریخ بیست و سوم بهمن ماه سال ۱۳۶۰ از ناحیه سر مجروح و به بیمارستان شیراز منتقل شد.

چند هفته‌ای پس از بهبودی، چون طاقت ماندن در خانه را نداشت و خیلی زیاد به جبهه علاقه‌مند بود دوباره در تاریخ بیستم خرداد ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شد و چند مدت با بعثیون به نبرد پرداخت و پس از چند ماه به خانه برگشت. ولی روح سرکش و مملو از عشق به الله چنان به او قوت داد که بی تابانه انتظار بازگشت به جبهه را می‌کشید؛ لذا پس از مدتی عاقبت در تاریخ ششم شهریور ماه ۱۳۶۱ راهی جبهه‌های جنوب شد و در آخرین نامه خود به خانواده اش نوشته بود که اگر من به توفیق شهادت نائل گشتم اگر همسرم فرزندی به دنیا آورد پسر بود نام او را حسین بگذارید و اگر دختر بود نام او را زینب بگذارید و بالاخره بعد از نامه اش در تاریخ شانزدهم آبان ماه سال ۱۳۶۱ در حین نبرد با بعثیون در حمله محرم که با رمز یا زینب (س) شروع شد، در جبهه موسیان بر اثر ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد.

   تصاویر دست نوشته شهید عبدالرسول سلیمانی: 

 

نامه‌ای از جبهه‌ی نور

نامه‌ای از جبهه‌ی نور

نامه‌ای از جبهه‌ی نور

نامه‌ای از جبهه‌ی نور


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه