آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۱۱۳
۲۱:۵۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۰

آخرین سفرِ یک پدر به مقصدِ لاوان

شهید حسین صالح‌نژاد برای بازگرداندنِ پسرش به لاوان نرفت، او هم‌سفرش شد تا در جاده‌ی شهادت، درسِ بزرگِ ولایت‌مداری را برای همیشه به یادگار بگذارد.


به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ در میان هیاهوی دنیا، برخی زندگی می‌کنند تا برای یک لحظه، ابدی شوند. شهید حسین صالح‌نژاد، مردی که در قلب خانواده‌اش ستونِ مهر بود و در میدان جنگ، مظهرِ عزمِ راسخ، امروز پسری از او روایت می‌کند که چگونه عشق به وطن، مرز‌های ترس را درهم شکست و چگونه یک پدر، در جستجوی عاقبت‌بخیر شدن، مسیر آسمان را به سوی زمین کشید.

آخرین سفرِ یک پدر به مقصدِ لاوان

از زمین سبز تا میدان سرخ 

او فقط یک سرباز نبود، او بخشی از بافتِ این جامعه بود. از میدان‌های فوتبال که در آن مربی و پیشکسوتی بود و با جوانان گام برمی‌داشت، تا میادین هیئت‌های مذهبی که در اعیاد اهل‌بیت (ع) پیش‌قدم بود، همه جا رد پای او دیده می‌شد. 

پسر شهید صالح‌نژاد با نگاهی به خاطرات پدرش می‌گوید: پدر، بزرگ‌ترین درسش به ما احترام بود. او به هر انسانی، از کوچک و بزرگ، با نگاهی متعالی نگاه می‌کرد. صله‌رحم و پیوند با مردم، تنها یک وظیفه نبود، بلکه بخشی از نفس کشیدن او بود.

لاوان؛ وعده‌گاه پدر و پسر

اما داستان واقعی، از جایی آغاز شد که بوی باروت و جبهه به مشام رسید. وقتی پسر، با دل و جانی پر از اشتیاق، از تصمیم خود برای اعزام به جزیره لاوان سخن می‌گوید، با تصویری از یک پدرِ قهرمان رو‌به‌رو می‌شویم. پدر، نه با ترس از جدایی، بلکه با اشتیاقی وصف ناپذیر به استقبال این حماسه می‌رود.

او که می‌دانست راهِ جبهه، راهِ بی‌بازگشت است، به جای آنکه پسر را از رفتن بازدارد، از او خواست که با هم باشند. در میان اشک‌های مادر که میان رفتن یا ماندن هر دو عزیزش درمانده بود، شهید حسین صالح‌نژاد با صلابت تمام، معنای واقعیِ همراهی را تعریف کرد: «لذت این است که پدر و پسر با هم باشند، با هم بروند و اگر تقدیر چنین است، با هم به سوی آسمان بازگردند.» 
او حتی در برابر سختی‌هایی، چون نبودِ لباس نظامی، تسلیم نشد و با پیگیری‌های مداوم، راه خود را به سوی بسیج و جبهه باز کرد.

وحدت؛ بزرگترین دغدغه شهید 

امروز، در حالی که پسر بر کنار مزار پدر نشسته است، سنگینیِ کلام او را حس می‌کنید. او می‌گوید پدرش تنها برای جنگ نمی‌رفت، بلکه برای دفاع از یک آرمان می‌رفت. دغدغه‌ی اصلی او، حفظِ وحدت و تبعیت از ولایت بود. او همواره بر این باور بود که تفرقه، بزرگ‌ترین دشمنِ کشور است. 

پسر شهید تأکید می‌کند: شهید صالح‌نژاد، مردی بود که همیشه به دنبال عاقبت‌بخیر شدن بود و در نظر او، هیچ عاقبت‌بخیری برتر از شهادت در راهِ خدا و رهبری نبود.

خادمِ مادر؛ شکوهِ انسانی در سایهِ شهادت

اما شاید زیباترین تصویر از این مردِ حماسی، در خلوتِ خانه رقم می‌خورد. مردی که در جبهه، شیرِ میدان بود، اما در خانه، خادمِ مادرش بود. پیوند عمیق او با مادرش، درسِ بی‌نظیری از اخلاق است. 

پسرش با بغض از آن روز‌ها می‌گوید: پدر، حتی وقتی می‌خواست اعزام شود، از خواهرش حلالیت می‌خواست و تنها چیزی که برایش اهمیت داشت، این بود که رفتنش با رضایتِ خانواده و در مسیرِ حق باشد. او که برای وطن جان می‌داد، در خانه با علاقه فراوان لقمه در دهان مادرش می‌گذاشت، او قهرمانی بود که در عینِ قدرت، در عینِ مهر، فرشته‌وار زندگی می‌کرد.

شهادت؛ باشکوه‌ترین پایانِ یک مرد

شهید حسین صالح‌نژاد با رفتنش تنها یک نام در تاریخ نیست، او روایتی است از عشق و وفاداری و از مردی که معنای واقعی زندگی را در بندگی یافت. 
او رفت تا نشان دهد که اگر عشق به وطن با ایمان به ولایت گره بخورد، حتی لباسی که بر تن نیست، مانعِ پروازِ روح‌های بزرگ نخواهد شد.

 

خبرنگار: سارا طاهری


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه