شهادت در راه خدا انسان را از قفس جسم آزاد می کند

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید «قامت بیات» سال ١٣۴٠ ، در شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش یحیی و مادرش مهپاره نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم بهمن 1361، در رقابیه بر اثر انفجارمین به شهادت رسید. پیکرش در مزار پایین زادگاهش به خاک سپرده شد. برادرش رحیم نیزبه شهادت رسیده است.
شهید قامت بیات از نگاه مادرش
شهید قامت پسر خیلی پاکی بود از کودکیش یک روز من او را به مکتب گذاشتم تا قرآن خواندن را بیاموزد شهید قامت صبح ها برای فراگیری قرآن به مکتب می رفت و بعد از ظهر به اکابر می رفت یک روز جشن ختم قرآن را برایش گرفتیم البته شهید بعد از آن تا ظهر جلسه قرآن می رفت و بعد از آن هم به اکابر و به مدرسه می رفت.
او بلاخره تحصیلات دبیرستان را به پایان رساند و موفق به اخذ دیپلم گردید یک روز دیدم که دوستانش را به خانه دعوت کرده وقتی از او پرسیدم پسرم این ها چه کسانی هستند؟ چرا از بچه های همسایه برای خود دوست انتخاب نکردی؟ اودر جواب گفت زیرا این ها از بچه های قرآن خوان هستند .
در دوران به ثمر رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی قامت نقش بسیار فعالی داشت. یک روز شوهر خواهرم که شاهد قضیه بود نقل می کرد که نیروهای پلیس و گاردهای رژیم مسجد ولی عصر را به محاصره در آورده بودند، در این هنگام قامت که یک دسته از مردم را رهبری می کرد گفت:چرا سینماها باز باشد ولی مسجدها بسته ؟! در این هنگام به سینماها حمله ور می شوند و شیشه ها را خرد می کنند. هنگام بازگشت به همراه یکی از دوستانش با هفت تن از نیروهای پلیس روبه رو می شوند و شهید با یورش به آنها یکی از آنها را به شدت مجروح کرده و بقیه از ترس متواری می شوند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قامت به عضویت سپاه پاسداران در آمد و بعد از دیدن آموزش های لازم جنگی خود نیز مشغول آموزش به نیروهای بسیجی و سپاهی شد و با شروع جنگ تحمیلی و حمله ناجوانمردانه رژیم بعثی عراق به ایران عزیز، قامت همراه با دوستانش برای نبرد با کافران به جبهه مقدم رفته و توانستند در مناطق غرب و جنوب پیشروی نیروهای عراق را بگیرند وی در منطقه دارخوئین و سلمانیه مسئولیت فرماندهی را داشتند .
قامت همواره به من می گفت اگر به خواست خدا راه کربلا را باز کردیم جهت زیارت خودم شما را به کربلا می برم ولی اگر شهادت نصیبم شد مادر ناراحت نباش زیرا شهادت در راه خدا انسان را از قفس جسم آزاد و به سوی آرزوهایش پرواز می دهد؛ من هم قفس تن خودم را آزاد و به سوی معبود و معشوقم پرواز می کنم .
قبل از شهادت چهره وی چنان نورانی شده بود که مشخص شده بود نور شهادت و نور الهی بر او تابیده و به ارزوی دیرینه خود همان لقاء به ملکوت الهی است خواهد رسید.