آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۰۳۴
۱۰:۲۷

۱۴۰۴/۱۱/۲۷

امری را که انجام می‌دهم فرمان خداست

شهید «فرهاد آستان کوچکسرایی» در وصیت‌نامه خود می‌نویسد: عزیزانم از شما می‌خواهم که در مورد من نگران نباشید، چون امری را که انجام می‌دهم فرمان خداست و به فرموده مولایم علی (ع) جهاد دری از در‌های بهشت است که خداوند بر روی بندگان بخصوصش کشیده است، پس چه فرماندهی بهتر از خدا و چه مولائی بهتر از علی (ع) و چه امری واجب‌تر از امر خدا خواهد بود و در نتیجه آماده‌ام که جانم را فدای اسلام نمایم.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «فرهاد آستان کوچکسرایی» در هفتم آذر ۱۳۳۳، در شهرستان قائم شهر به دنیا آمد که سرانجام دربیست و ششم اسفند ماه ۱۳۶۴، در منطقه فاو بر اثر اصابت ترکش به بدن به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید بزرگوار در گلزار شهدای امام زاده صالح به خاک سپرده شد.

شما در معامله‌ای قرار گرفته‌اید که طرف حساب شما خداست

فرازی از وصیت نامه «شهید فرهاد آستان کوچکسرایی»:

به نام خدا و به یاری خدا از جانب خدا و به سوی خدا و آنچه خواست خداست و بهترین نام‌ها مخصوص خداست توکل کردم برخدا، وقتی خداوند متعال نظر افکند و دید که بندگان خویش از شهادت باکی ندارند و آن را به خوبی می‌پذیرند، برای آزمایش بندگان برگزیده اش این آزمایش را برگزید که بهترین عزیزانشان را با مرگ از آنها جدا می‌کند تا بیشتر آنها را بیازماید، باری عزیزانم از شما می‌خواهم که در مورد من نگران نباشید، چون امری را که انجام می‌دهم فرمان خداست و به فرموده مولایم علی (ع) جهاد دری از در‌های بهشت است که خداوند بر روی بندگان بخصوصش کشیده است، پس چه فرماندهی بهتر از خدا و چه مولائی بهتر از علی (ع) و چه امری واجب‌تر از امر خدا خواهد بود و در نتیجه آماده‌ام که جانم را فدای اسلام نمایم و شاید افتخار برای پدر و مادر و همسرم باشد.

آری خانواده عزیزم قبل از اینکه به برگشتنم بیاندیشید به آمرزش گناهانم فکر کنید که خدا از سر گناهانم در گذرد، من کاری نکرده‌ام برای اسلام، اما شاید باهدیه کردن جانم بتوانم کار برای مکتبم بکنم و شاید فکر کنید امانتی را که دستتان بوده به خدا پس داده‌اید؛ و شما در معامله‌ای قرار گرفته‌اید که طرف حساب شما خداست و چه از این بهتر که انسان با خدا معامله کند و سودی بس عظیم و عالی دریافت دارد خوب من آن کس نیستم که پیامی برای عزیزانم داشته باشم مقداری درد دلی است با عزیزانم می‌کنم، امیدوارم که از گفته‌های من هیچگونه ناراحت نشده باشید، مسئله مهم این است که چرا انسان دست به چنین افکاری می‌زند و چرا به خداگونه فکر می‌کند مگر تا حالا انسان راز و نماز با خدای خویش نمی‌کرد، مگر قرآن مطالعه نمی‌کرد؟ چرا می‌کرد ولی کورکورانه با چشم بسته با گوش کر، زمان آن رسیده که خمینی کبیر به این سرزمین پرنعمت آمد، ملت مسلمان ما را بیدار کرد، خداوند دید که چقدر ظلم و فساد زیاد شد و اورا مأمور هدایت ملت مسلمان ما کرد به راه راست هدایت کند، خدایا تورا شکر که چنین نعمتی به ما دادی و ملت مسلمان جهان را از گمراهی نجات دادی و ملت را به وحدت در مقابل جهانخواران، چون آمریکا و شوروی و ابرقدرت‌های دیگر به قیام کشاندی، آری چه از رهبر کبیرمان بگوئیم که گفتیم، پس بنابراین باید تا آخرین قطره خون از او حمایت کرد و با او همگام بوده تا ظهور مهدی (عج).

سخنی با پدرم:‌ای پدر مهربانم می‌دانم که چقدر زحمت کشیده‌اید و فرزندی تربیت کرده‌اید و حالا می‌دانی که وقت آن رسیده که فرزندانت را برای قیام کردن در راه اسلام دعوت کنی تا برای اسلام جهاد کنند تا این اسلام پا برجا بماند. آری پدرجان هیچ می‌دانی که لقمه نانی که داده‌اید از دست رنج خودت بود. جامعه ما ساخته شده از فرزندانی، چون کودک ۱۲ ساله که زیر تانک می‌روند و دشمن را نابود می‌کنند، زمان، زمان انسان سازی است شما بروید تک تک این خانواده‌های شهداء را سرکشی کنید و خصوصیات ان را بپرسید ما نمی‌گوییم که فقط پاسدار شهید می‌شود و اجرش را می‌برد حتی یک کارگر، حتی یک کشاورز در کارش صادق باشد او هم اجرش را می‌برد، حتی یک بقال بازار اگر گرانفروشی نکند ازجنسش ندزدد آن هم اجر شهید را می‌برد. خدمت به این انقلاب بکنید از کارتان ناامید نباشید اگر کسی سهل انگاری کند به حساب انقلاب نیاورید.

سخنی با مادرم:

مادرجان می‌دانم که شب‌ها بیداری کشیده‌ای، میدانم که چه زحمت‌ها کشیده‌ای می‌دانم که جگرگوشه ات را از دست می‌دهید، می‌دانم همه درد‌های شما چی است باز می‌دانم، ولی چه باید کرد اگر این انقلاب با خون ما جوان‌ها و دیگران که برای اسلام یاری می‌شود انجام نگیرد پس کی باید اسلام را زنده نگه دارد. یهودی‌ها با کافران هیچ کدام اینها به درد طبقه پایین نمی‌خورد آنها همیشه برای منافع خودشان دعوا دارند پس ما باید قیام کنیم تا اسلام پابرجا بماند تا حق بیچارگان را بگیریم.

سخنی با همسرم:

درک من این است که اسلام همین جاست پس باید بر علیه کفر قیام کرد، جهاد کرد. من خیلی به شما سفارش کردم که از مرگ نترس از مال دوری کن، چون به راه خلاف می‌کشاند، وظیفه شما این است که فرزندان را هم، چون راه حسین (ع) بیاموزی و بر علیه ظالم همیشه قیام کنند.

سخنی با فرزندان عزیزم:

رضا و روح الله و مهدی جان در این موقع از زمان که من این نامه را می‌نویسم شما کوچک هستید و از دنیا بی خبر، پسرانم، این یادنامه را هنگامی بخوانید که از دنیا چیزی فهمیده باشید. رضا، روح الله و مهدی آیا شما حسین (ع) را می‌شناسید آیا علی اصغر پسر حسین را می‌شناسید و ایا می‌دانید که اینها چطور به شهادت رسیدند آری پسرانم شما دیگر الان بزرگ شده‌اید و باید به خون من که در راه حسین (ع) و پسر حسین (ع) که همان الله است جهت دهید و این جهت دادن هاست که خودتان هم راه خود را پیدا می‌کنید و در این راه پیروز می‌شوید. پسرانم هرگز مگذارید که دشمن اسلام به شما غلبه کندو هرگز زیر بار زور و ستم نروید و پسرانم در همه جا به حرف رهبر و روحانیت مبارز گوش دهید که اینانند که به شما جهت می‌دهند. پسرانم تا آنجا که می‌توانیدبه درس خود ادامه بدهید و معلومات اسلام خود را بالا ببرید که به خدا قسم این راه شماست و تنها از همین راه پیروز می‌شوید و رضا و روح الله و مهدی دیگر عرضی ندارم جز اینکه شما راه حسین (ع) را بپیمایید.

سخنی با خواهرم:

خواهرجان، از اینکه می‌بینم در صف مبارزه هستید خوشحالم و راه زینب را می‌پیمایید و می‌دانم که همیشه غمخواری بودی، خواهرجان همانطور به دیگران گفتم شما هم عمل کنید و راه زینب (ع) را بپیمایید، دیگران را ارشاد کنید باید به خانواده ات نیرو بدهید با سخنان با تبلیغات از اسلام و انقلاب به آنها شناخت بدهید. دیگر من شما را سفارش نمی‌کنم امیدوارم که مرا ببخشید. برادران من، شما باید از حسین‌ها (ع) و علی‌ها (ع) درس بگیرید که چطور جنگ کردند و چطور مبارزه کردند، شما وظیفه دارید برای اسلام برای مکتب قیام کنید. برادرجان این را می‌دانم که مسلمان هستیم حضرت آدم که آمد تا حالا مسلمین در جهاد بودند و باید دراه اسلام خدمت کرد پس شما وظیفه دارید خودشان و دیگران را دعوت کنید که درراه اسلام مبارزه کنند من نباید شما را نصیحت کنم شما وظیفه شرعی را بهتر می‌شناسید شما خودتان فکر کنید که اسلام واقعی در دنیا اینجاست و عاشورا همین جاست پس باید قیام کرد بر علیه کفر، خدمتگزار اسلام باشید، همیشه محبت کنید برای مال فکر نکنید برای آخرت فکر کنید انشاءالله تا آخرین قطره خون از اسلام دفاع می‌کنید.

چند جمله با آشنایانم:

من در آخرین لحظه از شما می‌خواهم که امام را تنها نگذارید این امام امت است که ما را از اتش جهنم نجات داد و ملت مسلمان ایران را هدایت به خداشناسی راهنمائی کرد بعد از انبیاء او بود که ما را هدایت کرد و به راه راست کشاند،‌ای امت ایران امیدوارم که نگذارید خون هزاران هزار شهید پایمال شود و نگذارید که امام تنها بماند، به پیام‌های تاریخی او گوش فرا دهید، از مال و منال دوری کنید از غیبت گوئی کفر نعمت کردن پرهیز کنید، چون کشور احتیاج به زندگی دارد، باید همگام با این انقلاب و اسلام بود از روحانیت مبارز حمایت کنید آنهایی که به این انقلاب خط می‌دهند مثل آیت الله منتظری – رفسنجانی- خامنه‌ای- روحانیت مبارز حمایت کنید. خدایا به تو پناه می‌برم و از دست دشمن اسلام دور نگه دار، خدایا به این امت لطفی کن و به رهبرمان عمری باعزت و طولانی عطا کن و از دوستان و آشنایان طلب بخشش دارم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه