جامعهشناسی که شهادت را زیست و در هویزه جاودانه شد
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، ناصرالدین نیکنامی، متولد ششم بهمن ۱۳۳۳، در شهرستان میانه چشم به جهان گشود. پدرش خسرو، مغازهدار بود و مادرش صدیقه نام داشت. وی دانشجوی مقطع دکتری در رشته روانشناسی عمومی بود. در سال ۱۳۴۸ ازدواج کرد و ثمره این زندگی، سه فرزند بود. او بهعنوان بسیجی در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضور یافت و سرانجام در بیستویکم بهمن ۱۳۵۹، در منطقه هویزه و در مسئولیت فرمانده محور عملیاتی، بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد. تاکنون اثری از پیکر مطهرش به دست نیامده است.

دکتر نیکنامی در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی، در خانوادهای متدین و مذهبی در شهرستان میانه چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با موفقیت و درخشش پشت سر گذاشت و همواره از شاگردان ممتاز به شمار میرفت. در سال ۱۳۴۲ بهعنوان سپاه دانش عازم خدمت سربازی شد و پس از پایان خدمت، مدتی به شغل آزاد پرداخت؛ اما هیچگاه از مطالعه، خودسازی و تعمیق دانش علمی و دینی غافل نماند.
علاقه عمیق او به علم و اندیشه، سرانجام در سال ۱۳۴۹ وی را به دانشگاه تهران و رشته جامعهشناسی رساند. پس از اخذ مدرک کارشناسی، با فروش تمام دارایی خود، برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد و در سال ۱۳۵۷ موفق به دریافت دکترای جامعهشناسی از دانشگاه بوفالو در کارولینای شمالی گردید. نکتهای قابل تأمل آنکه عنوان رساله دکترای او «شهادت» بود؛ موضوعی که از عمق باورهای دینی، نگاه عرفانی و اندیشه والای اسلامیاش حکایت داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید نیکنامی بهعنوان مسئول امور بینالملل مدرسه عالی شهید مطهری فعالیت خود را آغاز کرد و در مدت تصدی این مسئولیت، در کنار علمای بزرگی همچون آیتالله امامی کاشانی، منشأ خدمات ارزشمندی شد. او مدتی نیز بهعنوان معاون سیاسی استانداری ارومیه ایفای نقش کرد، اما با آغاز تجاوز رژیم بعث عراق، آرام و قرار از او گرفته شد.
همزمان با شروع جنگ تحمیلی در اول مهرماه ۱۳۵۹، از سوی مدرسه عالی شهید مطهری راهی جبهههای جنوب کشور شد. در جریان نبرد و هنگام شکار تانکهای دشمن، از ناحیه پشت زانو مجروح و به بیمارستان امام خمینی(ره) تهران منتقل شد؛ اما هنوز بهبودی کامل نیافته بود که دوباره راه جبهه را در پیش گرفت تا از قافله مجاهدان عقب نماند.
خصوصیات اخلاقی و معنوی این شهید بزرگوار کمنظیر بود. ترس در قاموس او جایی نداشت و خلوص نیت، ایمان راسخ، وفاداری، استقامت، ایثار و شهامت، در وجودش تجلی یافته بود. در هر عملیاتی که فرماندهی و هدایت آن را بر عهده داشت، خود پیشتاز میدان بود و اگر مجروح میشد، آخرین نفری بود که جبهه را ترک میکرد. ایمان عمیق او به اسلام، قرآن و حقانیت انقلاب اسلامی، الهامبخش همرزمانش بود و عرفان و جاذبه معنویاش دلها را بهسوی او میکشاند.
شهید نیکنامی از کودکی پایبند به انجام فرائض دینی بود؛ تا آنجا که هنوز هم صدای اذان ضبطشده او از مناره مدرسه علمیه میانه به گوش میرسد. او «مدینه فاضله» خویش را یافته بود و در هر عرصهای که نیاز احساس میشد، صادقانه خدمت میکرد؛ چه در مسئولیتهای اجرایی و چه در میدان نبرد.
وی گاه بهعنوان مسئول هیئت حسن نیت وزارت کشور راهی مناطق غرب کشور میشد و در کنار شهید دکتر مصطفی چمران، یاریگری مخلص و شجاع بود. شجاعت و لیاقت او زبانزد همرزمانش بود. در یکی از مأموریتهای شناسایی به دست نیروهای عراقی اسیر شد، اما با معرفی خود بهعنوان خبرنگار خارجی، موفق به رهایی گردید. شایان ذکر است که او از بنیانگذاران شناسایی اطلاعات عملیات بهشمار میرفت و شخصاً در نقش نیروی اطلاعاتی به عمق مواضع دشمن نفوذ میکرد.
شهید دکتر نیکنامی بهخوبی از اهداف ددمنشانه رژیم بعث عراق آگاه بود و تمام وجود خود را وقف مقابله با متجاوزان کرده بود. در نبرد سوسنگرد، از ناحیه پا و چانه مجروح و به بیمارستان اهواز منتقل شد. پس از عمل جراحی و در حالی که پایش در گچ بود، با شنیدن خبر محاصره دانشجویان پیرو خط امام در عمق ۳۰ کیلومتری مواضع دشمن، از بیمارستان گریخت و در روز ۲۸ صفر، همراه با سه تن از همرزمانش برای یاری آنان شتافت.
او در این نبرد، شجاعانه جنگید و سرانجام در محور هویزه به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش در همان منطقه مفقود شد تا نامش در شمار شهدای جاویدالاثر ثبت گردد؛ شهیدی که اندیشه، قلم و سلاح را توأمان به میدان آورد.
امروز، در سالگرد شهادت این مجاهد اندیشمند، یاد و نام شهید دکتر ناصرالدین نیکنامی همچون چراغی روشن، مسیر ایمان، آگاهی و جهاد را پیش روی نسلها قرار میدهد.
خداوند او را با شهدای کربلا محشور فرماید.
انتهای پیام/