شهادت خاموشی نیست؛ امتداد نوری است که راه را نشان میدهد
به گزارش نوید شاهد البرز، برخی انسانها نهتنها با زیستن، بلکه با شیوه رفتنشان تاریخساز میشوند. شهید پاسدار مهندس روحالله سالک خرامان از جمله جوانانی است که مسیر زندگیاش، از ایمان خانوادگی آغاز شد، با علم و مسئولیتپذیری قوام گرفت و در نهایت، با انتخاب آگاهانه میدان مقاومت، به شهادت انجامید. روایت خواهرش، رقیه سالک خرامان، تنها بازگویی خاطره نیست؛ بلکه روایتی زینبی از صبر، ایمان، شناخت و رسالتی است که پس از شهادت آغاز میشود.
این گفتوگو تلاش دارد تصویری جامع از ابعاد شخصیتی، تربیتی، فکری و اعتقادی شهید روحالله سالک خرامان ارائه دهد؛ تصویری که در آن، خانواده، ایمان، علم، جهاد فرهنگی، مسئولیت اجتماعی و در نهایت شهادت، بهعنوان اجزای یک منظومه واحد دیده میشوند.
خانواده؛ نخستین مدرسه ایمان
رقیه سالک خرامان در ابتدای گفتوگو، خانواده را نخستین بستر شکلگیری شخصیت شهید معرفی میکند و میگوید: خانواده ما با پیشینهای مذهبی و نظامی شناخته میشود. پدرم سرهنگ تمام سپاه پاسداران بوده و مادرم خانهدار و مسئول امور خانواده هستند. آقا روحالله در چنین خانوادهای رشد کردند و از همان ابتدا با آموزههای مذهبی و قرآنی آشنا شدند.
به گفته او، فضای خانواده نه بر اساس اجبار، بلکه بر پایه محبت، احترام و الگو بودن والدین شکل گرفته بود. همین شیوه تربیتی سبب شد مفاهیمی چون ایمان، مسئولیتپذیری و تعهد، بهصورت درونی در فرزندان نهادینه شود.
تولد و سالهای شکلگیری شخصیت
شهید روحالله سالک خرامان متولد نهم اردیبهشت سال ۱۳۷۵ در بیمارستان نجمیه تهران است. دوران کودکی و نوجوانی او در محیطی سپری شد که انس با قرآن، توجه به نماز، پایبندی به ارزشهای دینی و محبت به اهلبیت علیهمالسلام، بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره بود.
خواهر شهید در توصیف ویژگیهای اخلاقی برادرش میگوید: آقا روحالله شخصیتی وارسته، متواضع، بااخلاص و مهربان داشتند. آرامش خاصی در رفتار و گفتارشان بود که اطرافیان هم آن را حس میکردند.
تحصیل، تخصص و نگاه مسئولانه
شهید روحالله سالک خرامان دانشآموخته مهندسی نقشهبرداری از سازمان نقشهبرداری کشور بود. اما تحصیل دانشگاهی، برای او صرفاً بهمعنای کسب مدرک نبود. خواهر شهید در اینباره توضیح میدهد که نگاه آقا روحالله به علم، نگاهی مسئولانه و متعهدانه بود.
او باور داشت علم زمانی ارزشمند است که در خدمت جامعه قرار گیرد. دقت، نظم، تعهد و احساس مسئولیت، اصولی بودند که شهید در فعالیتهای تخصصی خود بر آنها تأکید داشت و تلاش میکرد آنها را در عمل به کار ببندد.
جهاد فرهنگی؛ مسیری همسنگ جهاد نظامی
در کنار فعالیت تخصصی، شهید روحالله از جهادگران فرهنگی و مروجان معارف اهلبیت علیهمالسلام به شمار میرفت. او اعتقاد داشت که دفاع از ارزشها تنها محدود به میدان نظامی نیست و جهاد فرهنگی، نقش مهمی در حفظ و گسترش آرمانها دارد.
به گفته خواهر شهید، آقا روحالله تلاش میکرد با رفتار، منش و سبک زندگی خود، مبلغ عملی ارزشهای دینی باشد؛ بیهیاهو، بیادعا و با اخلاص.
رابطهای صمیمی و الهامبخش
رابطه میان رقیه سالک خرامان و برادرش، فراتر از نسبت خانوادگی بود. او این رابطه را صمیمی، محترمانه و دوستانه توصیف میکند و میگوید: اغلب درباره آینده، اهداف و مسائل مختلف زندگی با هم گفتوگو میکردیم. این صحبتها معمولاً به درک متقابل، دلگرمی و ایجاد انگیزه برای ساختن آیندهای بهتر ختم میشد.
این گفتوگوها، به گفته او، نقش مهمی در شکلگیری نگاه مشترک نسبت به مسئولیتهای فردی و اجتماعی داشت.
نقش محوری پدر و مادر در تربیت
در پاسخ به این پرسش که چه عواملی بیشترین تأثیر را در تربیت فکری و اعتقادی شهید داشتهاند، خواهر شهید با تأکید میگوید: اصلیترین نقش تربیتی و فکری را پدر و مادرم ایفا کردند. آنها همیشه با محبت و احترام ما را هدایت میکردند.
انس با قرآن، تربیت دینی و محبت به اهلبیت علیهمالسلام، بهعنوان ارکان اصلی تربیت خانوادگی، تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت و باورهای شهید داشت.
تأثیر پدر نظامی و جانباز
داشتن پدری جانباز و نظامی باتجربه، به گفته رقیه سالک خرامان، نقش مهمی در شکلگیری نگرش روحالله نسبت به مسئولیت و تعهد ایفا کرد. او در چنین فضایی از نزدیک با مفاهیمی چون نظم، انضباط، مسئولیتپذیری و پایبندی به عهد آشنا شد؛ ارزشهایی که بهتدریج در شخصیت او نهادینه شدند.
انتخاب آگاهانه مسیر مقاومت
زمانی که خانواده از تصمیم شهید برای حضور در میدان مقاومت مطلع شدند، این انتخاب برای آنان غافلگیرکننده نبود. خواهر شهید میگوید: با توجه به شناختی که از ایشان داشتم، میدانستم این انتخاب نتیجه ایمان و باور عمیق ایشان به اهداف بزرگ است.
او به نقل از برادرش میافزاید: آقا روحالله میفرمودند این مسیر پرچالش است، اما نباید از عنایات خداوند در آن غافل شویم. ایشان بارها به آیه شریفه «یَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ» اشاره میکردند و آن را چراغ راه خود میدانستند.
آخرین تماس؛ آرامش پیش از آسمانیشدن
از تأثیرگذارترین بخشهای این روایت، بازگویی آخرین تماس تلفنی شهید است. رقیه سالک خرامان میگوید: بعد از سلام و احوالپرسی، با همان صدای آرام و مهربان پرسیدند بیدارتون که نکردم؟
او ادامه میدهد: در پایان گفتند نگران نباشید، اخبار ناگوار را دنبال نکنید، توکل کنید بر خدا، آرامشتان را حفظ کنید. ممکن است چند روزی نتوانم تماس بگیرم، اما هر زمان دسترسی داشتم دوباره تماس میگیرم.
تماسی که برای خانواده، به وداعی نانوشته تبدیل شد.
لحظه دریافت خبر شهادت
به گفته خواهر شهید، لحظه دریافت خبر شهادت، گویی تمام هستی خانواده در هم فرو ریخت. او میگوید: دنیا یکباره روی سرمان خراب شد و در آن لحظات، تنها آیات قرآن کریم تسلیدهنده دلها بودند.
بهویژه آیه ۱۶۹ سوره آلعمران که میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ».
شهادت؛ خاموشی یا تداوم نور
رقیه سالک خرامان شهادت برادرش را اینگونه معنا میکند: شهادت آقا روحالله خاموش شدن یک چراغ نیست؛ بلکه روشنتر شدن نوری است که دنیا طاقت درخشش بیغلوغش آن را نداشت.
او تأکید میکند: ارزش انسانها به سالهای عمرشان نیست، بلکه به صداقتی است که با آن زندگی کردند.
رسالت خانوادههای شهدا
از نگاه خواهر شهید، خانوادههای شهدا رسالتی فراتر از سوگواری دارند. او میگوید: رسالت خانواده شهدا یادآوری و زنده نگه داشتن یاد و راه شهید است؛ نشان دادن صبر، وفاداری و ایمان به ارزشهایی که شهید برای آنها ایستاد.
او انتقال این ارزشها به نسلهای بعد را از مهمترین وظایف بازماندگان شهدا میداند؛ وظیفهای که به زنده ماندن مفاهیمی چون ایثار، عدالت و انسانیت کمک میکند.
الگوی زینبی روایتگری
حضرت زینب سلاماللهعلیها، الگوی اصلی رقیه سالک خرامان در روایتگری است. او میگوید: حضرت زینب چراغ صبر و هدایت بودند که حقیقت کربلا را به جهان رساندند. من هم سعی میکنم از ایشان الگو بگیرم و راه برادرم را روایت کنم.
او روایتگری را تلاشی برای بیدار نگه داشتن وجدانها میداند؛ روایتی که هدفش تنها بازگویی خاطره نیست، بلکه انتقال پیام است.
سختی روایت و توکل
به گفته او، روایت راه شهید با دلتنگی همراه است، اما توکل بر خدا، ایمان به مسیر برادر و الهام از حضرت زینب سلاماللهعلیها، قوت قلب او برای ادامه این مسیر است.
علایق فرهنگی و ورزشی
شهید روحالله به کتابهایی با محور سیر و سلوک معنوی، رهنمودهای آیتالله بهجت، آثار دارای تقریظ رهبر معظم انقلاب و زندگینامه شهدا علاقهمند بود. در حوزه هنری، فیلمهای اکشن و رزمی را میپسندید.
او همچنین سالها در رشته جوجیتسو فعالیت داشت و بهعنوان داور در مسابقات گراپلینگ کیکبوکسینگ حضور پیدا میکرد؛ فعالیتهایی که نشاندهنده روحیه منظم، پرتلاش و هدفمند او بود.
یادگارهای ماندگار
برای خواهر شهید، پیامها، نوشتهها و یادداشتهای برادرش به یک پیمان شخصی تبدیل شدهاند؛ یادگارهایی که ایمان، شجاعت و پایبندی او به راه حق را نشان میدهند.
شهید وصیتنامه مکتوبی از خود به جا نگذاشت، اما دستنوشتهای کوتاه دارد که در آن، برکت زندگیاش را به حضرت زهرا سلاماللهعلیها میسپارد و با گفتن «یا علی مددی»، دل به راهی میدهد که به آن ایمان دارد.
صبر جمیل والدین
رقیه سالک خرامان صبر پدر و مادر را «صبر جمیل» توصیف میکند؛ صبری که در آن بغض، اشک و دلتنگی هست، اما شکایتی وجود ندارد. او با اشاره به روایات میگوید: ایمان بدون صبر معنا ندارد و انسان در امتحانهای الهی، با صبر سنجیده میشود.
آرزوهای ناتمام؛ مسئولیت امروز
به باور او، آرزوهای ناتمام شهدا، در حقیقت مسئولیتهایی است که به بازماندگان سپرده شده است. تقریباً همه شهدا آرزوی جهانی عاری از ظلم و ستم را داشتند و برای تحقق این آرزو از جان خود گذشتند.
او تأکید میکند: کار ناتمام شهدا تنها دفاع نظامی نیست، بلکه ساختن آیندهای همراه با مسئولیتپذیری، صداقت و پایبندی به ارزشهاست.
گفتوگو از اباذری