خاطرات شهید - صفحه 79

آخرین اخبار:
خاطرات شهید
آری باز هم سخن از شهادت است

خاطراتی خواندنی شهید والامقام غلامعلی صبوحی از زبان مادرشان

زمانی که قرار بود علی به دنیا بیاید شبی خوابی دیدم که بعد از گفتن جریان شخصی به من گفت که فرزندت که بزرگ میشه از همه فرزندانت نیز عزیزتر خواهد شد و این باعث دلگرمی من میشد تا اینکه در تاریخ هفتم مرداد سال 1344 موقع اذان صبح دیده به جهان گشود از آن تاریخ به بعد، در طول 18 سالگی خود را برای تولدی بزرگتر از تولد اول آماده میکرد. برای هجرت از دنیا به سوی نور، برای تولدی از رحم دنیا به جهان آخرت

هدف؛ آزادسازی بزرگترین قله غرب

حاج شیخ جواد قاسم پور آرانی از روحانیون شهیدی است که در شانزده عملیات مهم از سوسنگرد تا فتح المبین و از بیت المقدس تا والفجر 3و 4 حضور فعال و خستگی ناپذیری داشته است.
برشی از عملیات کربلای4 در کلام سردار سلیمانی؛

خاطره تکان دهنده از سردار حاج قاسم سلیمانی

جوی خون از چولان‌ها به سمت رودخانه جاری شده بود؛ حداقل ۱۰ ـ ۱۵ نفر از بچه‌ها در نقطه‌ای که بودیم، شهید شدند؛ وقتی که گردان ۳۰۰ نفره از ابتدای پل دریاچه ماهی به طرف انتها می‌آمد، به ۲۰۰ نفر می‌رسید؛ آنها مجروح یا شهید می‌شدند و اطراف پل می‌ریختند.

مأمور ويژه

احمد کشوری و حمیدضا سهیلیان دو دوست قدیمی و حمیدرضا همکار پروازی احمد بود. روایتی که می خوانیم شهادت حمیدرضا سهیلیان و شنیدن خبر شهادت و حال احمد کشوری است.

مثل کارگر ساده/ شهید ابراهیم مقبلی

او همراه با کارگران دستها را بالا زد و مثل یک کارگر ساده در این امر اجتماعی مشارکت نمود تا اینکه جاده آماده شد.
به مناسبت روز معلم/

همراه با شهید مطهری در آیینه خاطرات/ بعد از مرگم مرا خواهید شناخت

استاد شهید مطهری بارها می‌فرمودند: اینها من را می‌کشند و بعد از مرگم مرا خواهید شناخت. بعد از من مردم به این خانه می‌آیند و دربارة من با شما صحبت می‌کنند. حتی در خواب به یکی از دوستانشان فرموده بودند: سی سال بعد مردم مرا می‌شناسند.
برای اولین بار مزه گلوله عراقی را نوش جان کردم

خطراتی زیبا از زبان جانباز70 درصد شهید محمدعلی سنبله کار

بعد با اینکه در جنگ گلوله ای نوش جان کردم به عنوان یک مرد جنگی با تجربه به منطقه برگشتم پس از عملیات غرب در سوسنگرد به دهلاویه رسیدیم
ميد در زمان زندگيش خيلي فرزند خوب و ساكتي بود

خاطراتی خواندنی از شهید والامقام حمید رضا عسگری از زبان مادرش

هيچوقت گله از زندگي نمي كرد و هر وقت مي گفتم حميدجان ازدواج كن گفت مادرجان اصلاً شما صحبت ازدواج را با من نكن چون من بايد تا جنگ باشد من هم در جبهه باشم اگر انشاالله برگشتم ازدواج مي كنم
بمناسبت هفته معلم:

آخرين وداع با مادر و خانواده/ خاطراتی از معلم شهيد علي‌ اصفهاني‌نژاد

شهيد علي‌ اصفهاني‌نژاد فومني‌ فرزند احمد به‌ سال‌ 1339 در شهر شهيد پرور فومن‌، چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. و سرانجام مدتي‌ از حضور سبز او در ميادين‌ نبرد نگذشته‌ بود كه‌ اين‌ رزمنده‌ جان‌ بركف،‌ در سي‌ و يكم‌ تير 1361 در عمليات‌ رمضان‌ براثر اصابت‌ تير در جبهه‌ي‌ شط‌‌العرب‌ به‌ درجه‌ رفيع ‌شهادت‌ نايل‌ گرديد و آسماني‌ شد. ستاد معراج‌ الشهداي اهواز، پيكر پاكش‌ را تحويل‌ بنياد شهيد شهرستان‌ فومن‌ داد و در نهايت‌، بعد از مراسم‌ تشييع‌ توسط‌ اهالي‌ فومن‌، در زادگاهش‌ به‌ خاك‌ سپرده‌شد

شهید وزوایی در آیینه خاطرات ناب

در عملیات بازی دراز یکی از عراقی ها گفت: که فرمانده شما کدام است. بچه ها خواستند که احتیاط کنند یک نفر را نشان دادند عراقی ها گفتند نه فرمانده شما این نیست او سوار اسب سفید بود و ما هرچه به او تیر زدیم کارگر نمی شد. ما او ار می خواهیم.

شهید غلامرضا مولایی به روایت برادر

موقعی که دَرِ تابوت را باز کردند، من آن لبخند شیرین را بر لبانش دیدم و خدا این آرزویم را بر آورده کرد.
فرمانده عملياتي گردان در جبهه

هر ثانيه از جبهه خاطره ای فراموش نشدنی است؛ گاه شیرین و گاه تلخ

نفرت از ابرقدرت ها و دلسوزي براي اسلام عزيز و همچنين دفاع از ايران اسلامي و عشق و علاقه و ايمان به خدا و جهان آخرت بهلول را به سوي جبهه‎هاي حق باطل كشانيد.
خاطراتی از شهیدسعید یساولی بمناسبت سالروز شهادتش + آلبوم

از قهرمانی تا پهلوانی ... خاطرات شهید به روایت مادر

"شهيد سعيد يساولي” در سال 1351 در شهريار در خانواده‌اي متدين متولد شد و چند سالي از كودكي را در شهريار بود و بعد از آنجا به منطقه كرج نقل مكان كردند و ساكن شدند...

حماسه سرلشکر شهید ایرج نصرت زاد در محاصره ضد انقلاب

شهید نصرت زاد در اقدامی حماسی پس از گفتن وصیت برای مختصات محل مجروحیت و اسارتگاه خود درخواست آتش توپخانه کرد.
لحظاتی با شهید « حجت الاسلام مصطفی ردانی پور»

روحانی فرمانده / عمامه من کفن من است

شهید« حجت الاسلام مصطفی ردانی پور» از موسسین لشکر ۱۴ امام حسین و فرمانده قرارگاه فتح بود که با وجود دو بار مجروحیت و جانبازی از ناحیه دست لحظه ای هم رزمانش را تنها نگذاشت و همانطور که آرزویش بود جاوید الاثر شد .

شهيد قرنى گفت:آقاى ظهيرنژاد! همين الان بايد برويد ...

شهيد قرنى به آقاي ظهيرنژاد خيره مى شود و مى گويد : من به شما مى گويم كشور الان به شما احتياج دارد، شما مى گوييد فردا مى آييد؟ همين الان ... بايد برويد
راز یاسهای کبود

روایتی از بانوی شهید فاطمه قزوینی: «نذر»

شهیده فاطمه قزوینی، متولد 1340 در بمباران هوایی دشمن، روز بعثت پیامبر در 26/12/66 همراه دو فرزند خردسالش و 6 تن از اعضای خانواده بسیجی و مبارزش به درجه رفیع شهادت رسید.
حسين صبوري در كودكي به عكس و هنرعكاسي علاقه داشت

خاطره ای از شهید والامقام حسین صبوری از زبان برادرش

ولي قسمت ايشان خط اول مقدم جبهه شد گيلانغرب تپه شياكوـ همزمان با پاتك دشمنان و انجام جنگ تن به تن
برشی بر کتاب ارزشمند رندان جرعه نوش

سردار شهید قاسم میرحسینی؛ سلام مرا به حاج قاسم برسانيد

فشار دشمن زياد شده بود. شهيد مير حسيني در حال دويدن بود كه عراقي ها او را با تير زدند و استخوان پايش شكست، سريع بالاي سرش رفتم او گفت: سريع عقب برويد و سلام مرا به حاج قاسم برسانيد.
مکاشفه شهید

خاطره ای ز شهید والامقام بهرام نوری زاده از زبان پدرشان

آشنا هستم نگران نباش تا تو را هم به دوستانت محلق نمایم.
طراحی و تولید: ایران سامانه