آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۸۱۹
۱۲:۱۰

۱۴۰۴/۱۱/۲۵

فرزندانم رو خودم به جبهه می‌فرستادم

مادر شهید غلامرضا آقاجانی زارم گفت: فرزندانم را خودم برای دفاع از خاک میهن به سپاه می‌بردم و می‌گفتم آنها را به جبهه بفرستید.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید غلامرضا آقاجانی زارم در سال ۱۳۴۶ در روستای چناربن زارم دیده به جهان گشود. او فرزند نخست خانواده‌ای مذهبی بود که پدرش هادی و مادرش گل‌خانم بودند. از همان کودکی در خانواده‌ای ساده‌زیست و مؤمن رشد یافت و با وجود شرایط سخت اقتصادی، با ایمان، تقوا و پایبندی به ارزش‌های دینی پرورش یافت.

فرزندانم رو خودم به جبهه می‌فرستادم

کودکی همراه با هجرت و تلاش

غلامرضا سال‌های کودکی خود را در مناطق مختلفی سپری کرد؛ از یک تا هشت سالگی در هزارجریب چناربن، ۹ تا ۱۰ سالگی در مشهد، ۱۱ تا ۱۳ سالگی در روستای چناربن و از ۱۴ سالگی به بعد در نکا ساکن شد. این جابه‌جایی‌ها، روحیه سازگاری، صبر و تلاش را در وجود او تقویت کرد.

وی دوران ابتدایی را بخشی در مشهد و بخشی در چناربن و نکا گذراند، مقطع راهنمایی را در مدرسه فردوسی و دبیرستان را در مدرسه ۱۷ شهریور در رشته تجربی ادامه داد و موفق به دریافت گواهینامه افتخاری سه‌ساله متوسطه شد. با این حال، عشق به جبهه و شوق شهادت، او را از ادامه تحصیل بازداشت و راهی میدان جهاد کرد.

سه اعزام و شش ماه حضور در جبهه

شهید آقاجانی از نوجوانی در تظاهرات شرکت می‌کرد و به توزیع اعلامیه، عکس و پوستر‌های انقلابی می‌پرداخت. در سن ۱۷ سالگی به عضویت پایگاه بسیج درآمد و خود را سرباز کوچک انقلاب اسلامی می‌دانست.

وی طی سال‌های ۱۳۶۳، ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ از سپاه نکا و لشکر ۲۵ کربلا به مناطق جنوب، کردستان، شط علی، هفت‌تپه و شلمچه اعزام شد و در مجموع حدود شش ماه در جبهه حضور داشت. مسئولیت‌هایی، چون امدادگر رزمی و مسئول پدافند را بر عهده داشت.

مجروحیت در کردستان؛ شهادت در کربلای ۵

این شهید بزرگوار در منطقه مریوان، دزلی و قله قندی از ناحیه سر و بر اثر پرت شدن از ارتفاع مجروح شد، اما با وجود آسیب دیدگی، دوباره به میدان نبرد بازگشت.

سرانجام غلامرضا آقاجانی زارم در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش در ۲۷ اسفند ۱۳۷۳ تشییع و در گلزار شهدای شهرستان نکا به خاک سپرده شد.

تولد در روز عید مبعث

گل‌خانم، مادر شهید غلامرضا آقاجانی در روایت شهادت فرزند خود، در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد اظهار کرد: پدرم روحانی و مادرم خانه‌دار بود. غلامرضا در روز ۲۷ رجب، عید مبعث به دنیا آمد. فرزند با ایمان و با خدایی بود و همیشه اهل نماز و عبادت بود.

ماندن در جبهه به فرمان رهبر

وی افزود: فرزندانم را خودم برای دفاع از خاک میهن به سپاه می‌بردم و می‌گفتم آنها را به جبهه بفرستید. غلامرضا فقط ۱۸ سال داشت، اما عشق به دین اسلام، انقلاب و رهبر در وجودش موج می‌زد. به فرمان رهبر، حتی در عید نوروز هم در جبهه ماند. بعد از عید برگشت و دوباره به شط علی رفت و سپس به عملیات کربلای ۵ در شلمچه اعزام و همان‌جا شهید شد.

گشت‌های شبانه با اسلحه

مادر شهید غلامرضا آقاجانی ادامه داد: همیشه اسلحه می‌گرفت و شب‌ها در کوچه‌ها گشت می‌زد. به او می‌گفتم اسلحه را در کوچه نبر مردم می‌ترسند، اما گوش نمی‌داد. یک بار اسلحه‌اش را پنهان کردم و بعد از شهادتش آن را به سپاه تحویل دادم. خیلی فعال بود و همیشه می‌گفت از خدا بخواه مرا با ایمان از دنیا ببرد و در قبر و عالم برزخ و قیامت شفاعتم کند. وقتی تابوتش را آوردند، بوسیدمش و گفتم از خدا می‌خواهم در قبر و برزخ و قیامت کمکت کند. در مراسم خاکسپاری هم آرام بودم و هیچ واکنش خاصی نداشتم؛ چون خودم را مادر شهید می‌دانستم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه