آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۷۹۸
۱۱:۴۰

۱۴۰۴/۱۱/۲۵

شهید بابایی قبل از اعزام به جبهه از من رضایت شهادت گرفت

زینب خلردی همسر شهید رمضان بابایی گفت: شهید از من رضایت شهادت گرفت و بسیار خوشحال بود؛ ما فقط هفت ماه کنار هم زندگی کردیم.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید رمضان بابایی فرزند صادق، پنجم مردادماه سال ۱۳۴۳ مصادف با ماه مبارک رمضان در روستای «گلما» از توابع شهرستان ساری چشم به جهان گشود. او دومین فرزند خانواده‌ای مذهبی بود که سه برادر و سه خواهر داشت و از همان کودکی در فضای سرشار از محبت، ایمان و تربیت دینی رشد یافت.

شهید بابایی قبل از اعزام به جبهه از من رضایت شهادت گرفت

نوجوانی آگاه و انقلابی

وی دوران ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و مقطع راهنمایی را در مدرسه عسگری سلیمی گذراند و سپس تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان شهید غفاری در رشته اقتصاد ادامه داد. همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردمی علیه رژیم طاغوت، رمضان نیز به صف مبارزان انقلاب پیوست و در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های انقلابی حضوری پررنگ داشت.

مسئول تبلیغات انجمن اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با نیرو‌های مذهبی در ایستگاه‌های بازرسی برای حفاظت از منطقه همکاری می‌کرد و سپس با تشکیل انجمن اسلامی محل، مسئولیت تبلیغات آن را برعهده گرفت. هوش، ذکاوت و تحلیل دقیق مسائل سیاسی و اجتماعی از ویژگی‌های برجسته این شهید بزرگوار بود.

از نخستین اعزام تا لباس پاسداری

با آغاز جنگ تحمیلی، آرام و قرار نداشت و نخستین‌بار از طریق سپاه ساری به جبهه اعزام شد و در عملیات رمضان شرکت کرد. در طرح جنگل برای مقابله با منافقین و گروهک‌های ضدانقلاب در ساری و سوادکوه نقش‌آفرینی کرد و در سال ۱۳۶۱ برای دوره‌های تخصصی آموزشی به محمودآباد اعزام شد. وی در سال ۱۳۶۲ ملبس به لباس پاسداری شد و پس از طی آموزش‌ها، در واحد اطلاعات و عملیات مشغول خدمت گردید. شهید بابایی در عملیات‌های متعددی همچون والفجر ۴، والفجر ۶ و قدس حضور مؤثر داشت و با روحیه‌ای سرشار از ایمان و اخلاص، جانانه در برابر دشمن بعثی ایستادگی کرد.

زندگی مشترک کوتاه، اما آسمانی

این پاسدار رشید اسلام در آذرماه سال ۱۳۶۳ با دختری مؤمن و متدین به از ساری به نام زینب خلردی ازدواج کرد. زندگی مشترک آنان کوتاه بود، اما سرشار از معنویت، محبت و گفت‌و‌گو‌های دینی و انقلابی.

شهادت بر عرشه قایق

سرانجام شهید رمضان بابایی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۶۴ در عملیات قدس، هنگام انجام مأموریت در منطقه هورالهویزه، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن بر کف قایق به فیض عظیم شهادت نائل آمد و روح بلندش به سوی ملکوت پرواز کرد. پیکر مطهرش پس از تشییع، در گلزار شهدای روستای گلما آرام گرفت.

خانواده‌ای ساده، ایمانی عمیق

زینب خلردی در روایت شهادت همسر خود شهید رمضان بابایی در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد، اظهار کرد: پدرم باغبان و کشاورز بود و مادرم خانه‌دار. خانواده شهید بسیار محترم و مذهبی بودند و فعالیت‌های مذهبی، سیاسی و فرهنگی شهید از مسجد محله آغاز شد.

رضایت برای شهادت

وی افزود: شهید از من رضایت شهادت گرفت و بسیار خوشحال بود. ما فقط هفت ماه کنار هم زندگی کردیم، اما همین مدت کوتاه سرشار از معنویت و آرامش بود. شهید به زبان عربی مسلط بود و برای خانواده‌اش جداگانه نامه می‌نوشت و برای من هم جدا. همیشه می‌گفت اگر شهید شدم، هر طور دوست داری زندگی کن، اما جویای حال پدر و مادرم باش. عطر خاص و چهره نورانی‌اش همیشه نشانه‌ای از شهادت داشت و از همان ابتدا حس می‌کردم مسیرش به آسمان ختم می‌شود.

شهادت در هورالهویزه

زینب خلردی افزود: در لشکر ۲۵ کربلای مازندران خدمت می‌کرد. ۲۵ خرداد سال ۶۴ در عملیات قدس در جزیره هورالهویزه همراه دوستانش روی قایق بودند که شناسایی شدند و به شهادت رسیدند. یکی از اقوام ابتدا خبر مجروحیت را داد تا ناراحت نشوم، اما خودم می‌دانستم شهید شده است. وقتی در سپاه او را دیدم، بسیار آرام بود. دست بر سرش کشیدم و شهادتی را که آرزویش بود، به او تبریک گفتم.

وصیت به صبر و گریه نکردن

همسر شهید خاطرنشان کرد: همیشه می‌گفت اگر شهید شدم گریه نکنید تا من آرامش داشته باشم. هر وقت دلم می‌گرفت، از خدا می‌خواستم اشکم را به شهیدم نرساند. شهدا فرشته‌های آسمانی روی زمین بودند که دوباره به سوی خدا برگشتند. روح شهید همیشه در کنار من است. او انقلاب اسلامی را بزرگ‌ترین نعمت الهی می‌دانست و معتقد بود باید از جان و مال خود بگذریم تا بتوانیم آن را حفظ کنیم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه