آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۸۰۲
۱۱:۵۱

۱۴۰۴/۱۱/۲۵

از حادثه در مأموریت اسکورت تا نجات معجزه‌آسا در ارومیه

جانباز سرافراز محمد مهدی خلیل ارجمندی از مازندران اظهار کرد: در یکی دیگر از مأموریت‌ها، یک سرهنگ رااسکورت کردیمو در مسیر بازگشت، خودرو دچار سانحه شد و پزشکان امیدی به درمانم نداشتند.


به گزارش نوید شاهد مازندران، جانباز سرافراز محمد مهدی خلیل ارجمندی، اهل کیاکلا، از جمله رزمندگانی است که در سال‌های دفاع مقدس با ایمان، تعهد و روحیه‌ای سرشار از مسئولیت‌پذیری راهی جبهه شد و امروز با زخم‌های ماندگار جنگ، روایت‌گر روز‌های سخت، اما پرافتخار آن دوران است. او پس از پایان جنگ، زندگی ساده‌ای را در پیش گرفت و به شغل مغازه‌داری مشغول شد، اما خاطرات جبهه و رنج جانبازی همواره با او همراه بوده است.

از حادثه در مأموریت اسکورت تا نجات معجزه‌آسا در ارومیه

محمدمهدی از دوران نوجوانی در فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی محل حضور فعالی داشت. او عضو پایگاه مقاومت مدرسه بود و در کلاس‌های قرآن، اجرای برنامه‌های فرهنگی و تئاتر و همچنین ایست‌های بازرسی محلی مشارکت می‌کرد. همین روحیه مسئولیت‌پذیری و دغدغه‌مندی نسبت به جامعه و ارزش‌های دینی، زمینه‌ساز حضور او در میدان دفاع از انقلاب اسلامی شد.

اعزام به مهاباد و مأموریت‌های تأمین امنیت

جانباز سرافراز محمد مهدی خلیل ارجمندی در روایت خضور خود در جبهه دفاع مقدس در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد، بیان کرد: با آغاز جنگ تحمیلی، گرچه پدرم اجازه نمی‌داد داوطلبانه به جبهه بروم، اما معتقد بودم دفاع از کشور و ناموس، وظیفه شرعی هر انسان مؤمن است و نباید از آن شانه خالی کرد. سرانجام نامم در خدمت درآمد و اولین بار به منطقه مهاباد اعزام شدم. در آنجا عملیات مرزی خاصی انجام نمی‌شد و مأموریت اصلی نیرو‌ها تأمین امنیت جاده‌ها و مسیر‌های ارتباطی بود. به همراه همرزمانم مسئولیت داشتیم روزانه سه وعده غذایی را به پایگاه‌های مستقر در منطقه برسانیم؛ مأموریتی ساده در ظاهر، اما پرخطر در دل ناامنی‌ها.

شبی که پایگاه هدف حمله کومله قرار گرفت

این جانباز سرافراز مازندرانی ادامه داد: یک روز صبح، به همراه هشت نفر دیگر با یک خودرو کالیپ و بی‌سیم راهی یکی از پایگاه‌ها شدیم. در آن پایگاه تنها هفت نیرو حضور داشتند که وظیفه نگهبانی، حفاظت از برجک و ارتباط با گروهان را بر عهده داشتند. شب پیش از آن مأموریت، نیرو‌های کومله به پایگاه حمله کرده بودند و یکی از رزمندگان را به طرز فجیعی به شهادت رسانده بودند. پس از تحویل غذا، پیکر آن شهید اهل مشهد را به پایگاه اصلی منتقل کردیم؛ صحنه‌ای که برای همیشه در ذهنم ماندگار شد.

حادثه مأموریت اسکورت و مجروحیت شدید

او ذکر کرد: در یکی دیگر از مأموریت‌ها، مأمور شدیم یک سرهنگ را برای بازرسی گردان اسکورت کرده و به مهاباد منتقل کنیم. در مسیر بازگشت، خودرو دچار سانحه شد و از مسیر منحرف گردید. چند نفر از نیرو‌ها به شدت مجروح شدند، یکی از آنان قطع نخاع شد و من از ناحیه سر آسیب جدی دیدم. به مهاباد منتقل شدم، اما پزشکان امیدی به درمانم نداشتند و عملاً مرا جواب کردند.

نجات معجزه‌آسا در ارومیه

خلیل ارجمندی بیان کرد: یکی از همرزمانم با مسئولیت شخصی خود مرا به ارومیه منتقل کرد. در بیمارستان، دکتر سمیعی به طور اتفاقی مرا در راهرو دید و بلافاصله دستور انتقال به اتاق عمل را صادر کرد. پس از عمل جراحی، مدتی در کما بودم، اما به مرور زمان به هوش آمدم و روند بهبودی‌ام آغاز شد. در اثر این حادثه، چشم راست خود را از دست داده و نابینا شدم، کتفم شکست و دچار مشکلات اعصاب و روان شدم که همچنان تحت درمان و مصرف دارو هستم. با وجود این آسیب‌ها، هرگز از مسیر ایمان و امید فاصله نگرفتم و زندگی خود را با صبر و توکل ادامه می‌دهم.

همسری که ستون صبر زندگی شد

او همواره از همسرش با قدردانی یاد می‌کند و می‌گوید که سال‌هاست با وجود بیماری‌های سخت، صبورانه در کنارش ایستاده و بزرگ‌ترین تکیه‌گاه زندگی‌اش بوده است.

این جانباز سرافراز مازندرانی تاکید کرد: همچنان نیازمند عمل جراحی چشم هستم و پزشکان بیمارستان فارابی تهران اعلام کرده‌اند که این عمل باید حتماً در خارج از کشور انجام شود، اما به دلیل نداشتن توان مالی، تاکنون امکان انجام آن برایم فراهم نشده است.

جانباز محمد مهدی خلیل ارجمندی امروز نه فقط یک مجروح جنگی، بلکه نمادی از ایثار، صبر و وفاداری به آرمان‌هایی است که جوانی‌اش را پای آن گذاشت و همچنان با افتخار از روز‌های دفاع مقدس یاد می‌کند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه