وداعی به وسعت ایمان و سفارشهایی برای ماندن در مسیر حق
به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید محمود عزیزیوامرزانی» هشتم مرداد ۱۳۴۰ در شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. پدرش علیاکبر، نگهبان بود و مادرش صغرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمنماه ۱۳۶۴ در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به پهلو، شهید شد. مدفن وی در گلزار شهدای فردوسرضای زادگاهش واقع است.

فرازهایی از وصیتنامه شهید:
سلام و وداعی آمیخته با ایمان
«و اَنَّ اِلی رَبِکّ المُنْتَهَی؛ بدان به تحقیق که پایان و فرجام کار به سوی پروردگارت است.» [۱]
با سلام بر مناره نور و تک سوار جبهههای نور و قیام کننده علیه ظلم و جور و برقرارکننده قسط و عدل در سراسر پهنه گیتی و یار و همدم شب زندهداران و سنگرنشینان اسلام؛ پیشتاز و فرمانده سربازان قرآن و سلحشوران جبهههای نبرد حق علیه باطل و سلام بر نماینده واقعی او، حضرت امام خمینی(ره) این امید مستضعفان جهان و قوت قلب رزمندگان پرتوان اسلام که به قول امام عزیزمان با مناجاتهای خود فضای جبههها را عطرآگین کردهاند.
با سلام و درود بیکران به ارواح طیبه شهیدان، به خصوص ده تن شهیدان سردشت و یگانه دوست باوفایم، علی محمودزاده، تنها یار و همدمی که هیچگاه مرا تنها نگذاشت ولی او با ایمان قویاش توشه فراوان برگرفت و از من در پیوستن به پروردگارش سبقت گرفت.
علیجان! به عهد خویش وفا کن و مرا نزد خدا شفاعت کن و از او بخواه به همین زودی با بخشیدن گناهانم مرا با تو و در کنار ائمه(ع) محشورم گرداند!
سفارشها و آخرین آرزوها
امام(ره) را تنها نگذارید و نسبت به سرنوشت اسلام عزیز و خودتان بیتفاوت نباشید!
بازاریان عزیز! شما که در به ثمررسانیدن انقلابمان نقش مهمی را داشتید، خدای ناکرده گران فروشی و احتکار نکنید که تمام اینها دهن کجی به رسول خدا(ص) و پشت کردن به اسلام و قرآن عزیز است.
دوست دارم مثل حضرت ابوالفضل(ع) دو چشمانم با تیرهای دشمن کور گردد.
پدر و مادرم! اگر جسدم را آوردند شکر خدا را بجا آورید و من را در کنار برادر عزیزم، علی محمودزاده، دفن کنند.
**********
[۱] سوره نجم- آیه ۴۲