روایتی از حافظ بیادعا، شهید «علی سعد» به نقل از همسرش
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید علی سعد در دوم مردادماه سال ۱۳۵۷ در خانوادهای مذهبی در شهر امام از توابع شهرستان دزفول دیده به جهان گشود. پدرش خشان نام داشت. وی کشاورزی ساده و روستایی بود که از جوانی خادم و ذاکر اهل بیت (ع) و پیش نماز مسجد روستا بود.

متن خاطره:
سرهنگ پاسدار شهید علی سعد دی ماه ۱۳۹۴ به مناطق عملیاتی سوریه رفته بود که در پنجم بهمن ماه همان سال در خانطومان به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید والامقام پس از ۴ سال به کشور بازگشت و در فروردین ماه سال ۱۳۹۸ در گلزار شهدای امامزاده اسحاق ابراهیم (ع) به خاک سپرده شد.
علی حافظ کل قرآن بود و هیچ کسی از این مسئله تا زمان شهادت او اطلاع نداشت.
من هم نیز به صورت بسیاری اتفاقی متوجه این مسئله شدم.
علی طبق عهده و عادتی که داشت هر شب قبل از خواب یک جزء قرآن باید تلاوت و بعد میخوابید و زمان بیداری برای نماز شب او نیز بین ۳:۳۰ تا ۴ شب بود.
یک شب که علی به خانه آمد، بسیار خسته بود به نحوی که به سختی چشمهای خود را باز نگه میداشت، طبق عادت و عهدی که داشت در اتاق رفت که به مانند هر شب قرآن بخواند.
پس از چند دقیقه بی صدا رفتم تا به علی سر بزنم.
متوجه شدم قرآن جلو علی باز بود و در حال قرائت بود اما از صفحههای قرآن بسیار جلوتر بود.
وقتی چشم باز کرد و مرا دید، نگاهش کمی ترسیده بود و گفت: «شما کی آمدی، چرا بدون اجازه وارد اتاق شدی»
به او گفتم:«علی شما حافظ قرآن هستید؟»
اول انکار کرد و گفت: «نه»
گفتم: «من متوجه شدم که بسیار جلوتر از صفحههای قرآن میخواندید»
سکوت کوتاهی کرد و با لحنی نگران گفت: «خب که چی حالا، میخواهی داد و بیداد راه بندازی که همسر من حافظ قرآن است»
گفتم:«به هیچ کس هیچ چیزی نمیگم.»
از او پرسیدم: «که چه سالی حافظ قرآن شدهاید.»
آهسته گفت: «من ۳ سال است که حافظ قرآن هستم»
سه سال هیچ کس حتی من نفهمیده بودیم هر شب که قرآن میخواند گویی با خدایش رازی را مرور میکرد رازی که حالا بر من نیز آشکار شده بود.
از آن شب سکوت ما درباره ی این راز بخشی از احتراممان به آن عهد شد، عهدی که او در سکوت با قرآن بسته بود و تا شهادتش کسی از آن باخبر نشد.
انتهای پیام/