خاطره/ دعای کمیل
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید مسعود گرگ زاده، بیستم شهریور ۱۳۴۴، در شهرستان دزفول به دنیا آمد. پدرش رضا، مغازه لوازم الکتریکی داشت و مادرش را زهرا مینامیدند. دانش آموز دوم متوسطه در رشته تجربی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیستم بهمن ۱۳۶۱، در فکه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

متن خاطره:
مسعود، دل بستهی دعای کمیل بود. انگار که قرار هفتگیاش با ائمه (ع) خواندن دعای کمیل بود.
هیچ پنجشنبهای نبود که بیتاب حضور در مجلس دعای کمیل نباشد.
گاهی که در دزفول بودیم، غروب پنجشنبه حال و هوایش عجیب میشد و میگفت: «بیا بریم اهواز، امشب حاج صادق آهنگران دعای کمیل میخواند.»
با تعجب به او میگفتم: «اما ما که وسیله نداریم»
با همان آرامش همیشگی، اما با چشمانی پر از اشتیاق جواب میداد: «اشکال ندارد با ماشین پدرم میرویم و بعد از دعا برمیگردیم.»
و همینطور هم میکرد راه طولانی را برای رسیدن به آن فضای ملکوتی طی میکرد.
اما نکتهی جالب بازگشتش از دعا بود، مسعودی که همیشه چهرهاش از نشاط و شوخ طبعی میدرخشید بعد از کمیل تا ساعتی سکوت عجیبی او را در بر میگرفت. کمتر حرف میزد و به کلی از شوخی خبری نبود.
یک بار تاب نیاوردم و پرسیدم: «چرا اینقدر ساکتی؟ انگار کسی را گم کردهای!»
نگاهی عمیق کرد و گفت: «تازه از میهمانی خدا برگشتیم... باید این حال دعا را، این صفای درون را تا میتوانیم در دل نگه داریم. حرف زدن زیاد گاهی این گنج را میدزدد.»
حرفش تمام شد و دوباره به سکوت رفت.
سکوتی که پر بود از صدای نجوای دلی که با معبودش رازها گفته بود.
انتهای پیام/