خاطرات شهدای فارس - صفحه 5

خاطرات شهدای فارس
خاطره شهيد قلی هوشيار «1»

خاطرات اعزام و مانور نیمه شب

شهيد «قلی هوشيار» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «يک شب که خواب بودم ناگهان نصف شب در ساعت 2الی3 آسايشگاه شلوغ شده بود، فورا بلند شدم تا همه می‌گويند گاز دودآور انداخته بودند...» متن کامل خاطره اول این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید هادی ساجدی «2»

آرزویی که به اجابت رسید

شهید «هادی ساجدی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «هنوز از در سپاه خارج نشده بودم که ناگهان صدايی به گوشم رسيد که می‌گفت «برادر هادی ساجدی و برادر حسن» پيش بيايند وقتی اين صدا را شنيدم ديگر طاقت خود را از دست دادم و بی‌اختیار و بی‌خود اشک از چشمانم جاری شد...» متن کامل خاطره دوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید محمدحسين جانبازی «8»

12 فروردین بنای حکومت اسلامی به جای حکومت جور

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «امروز روز دوازده فروردین روز بنای حکومت جمهوری اسلامی به جای حکومت دو هزار و پانصد ساله ظلم و جور و ستم شاهی پهلوی است. این روز بزرگ و...» متن کامل قسمت هشتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید محمدحسين جانبازی «7»

جام شهدای کوهمره سرخی و بازی با تیم چنارفاریاب

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «امروز در مسابقات جام شهدای کوهمره سرخی ما یک بازی با تیم چنارفاریاب داشتیم. صبح به اتفاق اعضای تیم با اتومبیل برادر نامجو و تراکتور سیدمحمود همراه با تماشاچی‌های زیادی به طرف ماصرم علیا محل برگزاری مسابقات حرکت کردیم. داور خیلی خوبی هم از سپاه آورده بودند و...» متن کامل قسمت هفتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

خاطره روز نوشت شهید جانبازی| خاطره هفتم فروردین

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «به دارالکتب شهید مطهری واقع در چهارراه زند جنب بسیج مستضعفین رفتم و کتاب‌ها را نگاه کردم و دو کتاب از استاد شهید سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد به نام‌های هستی بخش و مبارزه با جهل و مادیت را خریدم و...» متن کامل قسمت ششم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید جانبازی «5»

باخت از تیم ده‌سرو

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «دچی در دقایق اول گلی زد و طولی نکشید تیم بنگر حمله‌ای روی دروازه دچی کردند و توپی نزدیک دروازه بود معلوم نشد روی خط وسط دروازه بود یا این طرف یا آن طرف معلوم نبود و...» متن کامل قسمت پنجم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید جانبازی «4»

دروازه‌بان تیم فوتبال و رقابت با تیم شهید شاهین

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «امروز در دور مسابقات جام شهدا ما هم مسابقه‌ای داشتیم با روستای بنگر. صبح بعد از مقداری تمرین به اتفاق اعضای تیم به طرف محل برگزاری مسابقات فوتبال که روستای ماصرم علیا بود رفتیم و...» متن کامل قسمت چهارم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید جانبازی «3»

جام ملی شهدا

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: « امروز در دور مسابقات جام شهدا ما هم مسابقه‌ای داشتیم با روستای بنگر. صبح بعد از مقداری تمرین به اتفاق اعضای تیم به طرف محل برگزاری مسابقات فوتبال که روستای ماصرم علیا بود رفتیم و...» متن کامل قسمت سوم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره دوم فروردین شهید جانبازی

امامزاده بابا هفت تنان

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: « بعدازظهر با اتومبیل لندور همراه با برادر زمان الله و محمدعلی به زیارت امامزاده ای که آن را بابا هفت تنان می‌نامند رفته و مقداری راجع به مسائل روز بحث کردیم. بعد از مراجعت از بابا هفت تنان به بازی والیبال رفته و مقداری بازی کردیم و...» متن کامل قسمت دوم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید محمدحسين جانبازی «1»

روز اول عید و مهمان خانه شهید

شهید «محمدحسين جانبازی» در دفتر خاطرات خود می نویسد: «امروز روز اول فروردین است و من در مورجان هستم که به اتفاق برادر زمان الله بختیاری برای دیدار از خانواده شهید بهرام‌پور آمده‌ایم. آمد و رفت مردم خیلی زیاد بود و مردم گروه به گروه به دیدار خانواده‌ی شهید عزیز علی بهرام‌پور می‌آمدند...» متن کامل قسمت اول خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

ویژه‌نامه الکترونیکی| یلدا با شهدای فارس 2

به مناسبت شب یلدا خاطرات و معرفی شهدای 30 آذر ماه در سایت نوید شاهد تقدیم علاقمندان می‌شود.

اعلام برندگان مرحله دوم مسابقه کتابخوانی فرزند طوفان

معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس نفرات برتر مرحله دوم مسابقه کتابخوانی فرزند طوفان را اعلام کرد.
خاطره خودنوشت شهید رستمی «2»

تپه‌های ملائن

شهيد «هوشنگ رستمی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «ماموريت از روز 25 مهر 1359 شروع شده بود اما به علت مسائل و کارها و درگيری‌های زياد در روی پايگاه نتوانستم دفتر خاطراتی فراهم کنم...» متن کامل خاطره دوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «13»

دهکده‌ای همراه با خاطراتش ویران شد

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «بین راه در دهکده‌ای ما را پياده و در يک اتاق که اطراف آن همه خراب بوده... دهکده‌ای که سراسر پر از خاطره بود. تمام ساختمان‌های آن ويران که...» قسمت سیزدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «12»

بمب های خوشه‌ای دشمن بر سر سوسنگرد

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «هواپيماهای بعثی سوسنگرد را به بمب‌های خوشه‌ای بستند و هر جا را که توانستند بمب ريختند که در اثر بمب آن‌ها فقط...» قسمت دوازدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «11»

جنگ با نفس

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «احساس می‌کنم که با دشمن می‌جنگم. فکر می‌کنم اين جنگی که وجود مرا فرا گرفته جنگ با نفس خود است. تنها اميدم رسيدن به جبهه است و...» قسمت یازدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره روزنوشت شهيد منوچهر الهياری «9»

ميدان تير

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «اولين روز حرکت ما از ميمند فارس مورخه 27 مهر ماه 1360 بود که عازم فيروزآباد شديم و در فيروزآباد مستقر شديم و...» قسمت نهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «8»

درد، دل آدمی را بيدار می‌کند

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «پس از اين چند حمله باز هم به راه خود احساس می‌کنم که نزديکتر شده‌ام. من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می‌دهد و...» قسمت هشتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «7»

فکرم همه ستيز با دشمن و سپس شهادت در راه حق

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «قلبم هر لحظه به خدا نزديکتر می‌شد و همه فکر و ذکرم ستيز با دشمن و پس از آن هم شهادت در راه خدا بود تا اين که حمله رمضان آغاز شد. در دومين حمله رمضان گردان ما شرکت داشت و...» قسمت هفتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهيد منوچهر الهياری «6»

یاری امام زمان(عج) و پیروزی در عملیات

شهيد «منوچهر الهياری» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «آری آن روز برای من ثابت شد که اين امام زمان است که ما را تا قلب دشمن هدايت کرد و توان مقابله را از آن‌ها گرفت...» قسمت ششم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه