در سال 62 براي ادامه تحصيل وارد حوزۀ علميه اصفهان شد تا به كسب علوم ديني و معارف اسلامي بپردازد و سرانجام در عمليات كربلاي 4 در جزيره ام الرصاص شربت شهادت را نوشيد.
در عمليات فتح المبين راوي تيپ 27 محمد رسول الله(ص) در قرارگاه تاكتيکي تيپ بودم. در شب دوم عمليات قرار بود شهيد محسن وزوايي فرمانده گردان حبيب بن مظاهر تيپ 27 وارد عمل شود.
تابستان سال 56همه فکر می کردیم می رود کلاس شنا در حالیکه ایشان در گردان غواص لشکر ثارالله (گردان 408) عضو شده بود، وظیفه ی او استفاده از آر پی جی و انهدام تانک بود.
دوست شهید « سید محمود زرگر» نقل میکند: « یکی از بچههای محلات به عطر حساسیت داشت و ایشان درست چند لحظه قبل از آن خمپاره، در حالی که داشت عطر میزد به شهادت رسید.»
دعای کمیل و دعاهای دیگر می خواند و آن را باعث روز افزون شدن رزق حلال برمی شمرد. کاملا مشخص بود که نماز شبش را هرگز ترک نمی کند. به واقع هر روز و شبش بهتر از روز و شب قبلش بود. آدم از رفتار و کردارش و از آن نورانیت در سیمایش از تواضع در برابر مردم و مؤمنین این رو خوب متوجه می شد من خودم به شخصه به خوبی حس می کردم که یک سیر تکاملی رو آقا سید دارد طی می کند.
اوايل سال پنجاه و نه بود. هر روز درگيري داشتيم. مخالفين جمهوري اسلامي هر روز در گوشه اي از مرزهاي ايران، آشوب برپا مي کردند. پس از کردستان و گنبد و سيستان، اينبار نوبت خوزستان بود.