خاطرات شهید - صفحه 47

آخرین اخبار:
خاطرات شهید

انقلابی بود، برای انقلاب تلاش کرد و انقلابی ماند

شهید ناصر دادرس سي ام مرداد 1339، در شهرستان يزد به دنيا آمد. پدرش محمدعلي، در كارخانه كارگري مي‌كرد و مادرش صفيه نام داشت. دانشجوي دوره كارشناسي در رشته صنايع بود. به عنوان پاسدار كميته انقلاب اسلامي در جبهه حضور يافت. دوم آبان 1360، با سمت فرمانده كميته مستقر در ايستگاه 7 آبادان و مسول كارگزيني كميته در آبادان بر اثر اصابت تركش خمپاره به دست و شكم، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي خلدبرين زادگاهش واقع است.
شهید تیرماه;

مختصری از زندگینامه شهید حسین صلاحی

شهید حسین صلاحی در سال ۱۳۴۴ در گناوه به دنیا آمد.پس از مدتها مبارزه و جنگ با دشمنان اسلام در مورخه ۶۵/۴/۲۶ به ملکوت اعلی پیوست .
خاطرات;

شهید حسین صلاحی از لسان برادر و خواهرزاده

شهید حسین صلاحی در سال ۱۳۴۴ در گناوه به دنیا آمد.پس از مدتها مبارزه و جنگ با دشمنان اسلام در مورخه ۶۵/۴/۲۶ به ملکوت اعلی پیوست .
شهید تیرماه;

زندگینامه و وصیت نامه شهید نادر گودرزی

شهید نادر گودرزی در سال ۱۳۲۹ در خانواده فقیر و مملو از رنج و محرومیت در قریه محمد صالحی چشم به جهان گشود.در اختلافات محلی ده سعی می‌کرد به اصلاح بین برادران روستائی خود داشت و هیچگاه کسی از او آزرده نشد.سرانجام در در شب قدر 1361/4/23 به شهادت رسید.
شهید تیرماه;

زندگینامه و خاطراتی از شهید مهدی مالکی

شهيد مهدي مالكي در سال 1349 در خانواده اي مذهبي و متدين به دين اسلام پا به عرصه وجود گذاشت.در تاريخ 67/3/19 به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل اعزام شد،در تاريخ 67/4/4 در اثر حمله دشمن به فيض عظماي شهادت نائل آمد.
شهید تیر ماه;

فرمانده گردان امام حسن (ع)

حسن بیژنی در سال 1341 در خانواده ای مذهبی در روستای «خیار زار» از توابع دشتستان پا به عرصه وجود گذاشت .اولین بار در تاریخ 11/ 8/ 1360 راهی میادین نبرد گردید و در منطقه ی گیلان غرب به دفاع از حریم اسلام و قران پرداخت ..ایشان در تاریخ 4/ 4/ 1367 در جزیره ی مجنون به آرزوی دیرینه ی خود که شهادت در راه خداوند بود نایل آمد.
خاطرات طلبه شهید حمید غفاري آذر به روایت پدر

آرزوی شهادت در ركاب امام زمان (عج) را دارم

نامه شهید: آرزوي زيارت امام راحل و شهادت در ركاب امام زمان(عج) را دارم و دوست دارم از بندگان صالح خدا باشم.
خاطرات پاسدار شهید

شهید محمد درستی به روایت پدر

پیام پدر شهید: با تمام توان و با نثار جانشان از انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام امت، خمینی بت شکن پاسداری و راه شهیدان گلگون کفن را ادامه دهند.
ترسیم زیبای یک صحنه جنگی در نامه خواندنی شهید احمدجعفرنژاد؛

تعداد زیادی ازمزدوران آمریکایی را کشتیم

خاطرات ناب از شهید والامقام احمدجعفرنژاد به قلم خود شهید ارسالی برای برادرشان
شهید تیر ماه;

زندگینامه و خاطرات شهید یوسف موسوی نسب

شهید عزیز سید یوسف موسوی نسب فرزند سید محمد در تاریخ ۱۳۴۸/۰۶/۰۵ در یک خانواده مذهبی در منطقه گماران دیده به جهان گشود.تحصیلات خود را تا سال اول راهنمایی ادامه داد سپس عازم جبهه گردید سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷/۰۴/۰۴ در جزیره مجنون شربت گوارا شهادت را نوشید.
خاطرات;

خاطرات شهید از زبان خواهرزاده‌اش

شهید فضل الله حیاتی فرزند کهزاد در سال ۱۳۴۷ در خانواده‌ای مذهبی و متدین در شهرستان گناوه دیده به جهان گشود.به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت و در تاریخ ۱۳۶۷/۰۴/۰۴ در جزیره مجنون مفقود گردید.
شهید تیرماه;

شوق به جبهه رفتن

شهید والا مقام عزیز بیژنی فرزند محمد باقر در تاریخ ۱۳۴۹/۹/۱۰ در یک خانواده مذهبی در روستای چاهبردی به دنیا آمد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران روانه میدان های جنگ حق علیه باطل شد. در تاریخ ۱۳۶۷/۴/۴ در جزیره مجنون به اسارت در آمده و در زندانهای رژیم بعثی عراقی به علت بیماری به شهادت رسید
خاطرات;

خاطراتی از خانواده شهید حسن قدرتیان

شهيد «حسن قدرتيان» در تاريخ هشتم آبان ماه سال 1337 ه.ش در خانواده اي پاك و به تمام معني مذهبي، پا به عرصه ي وجود گذاشت.او در تمام تظاهرات و راهپيمايي هايي كه عليه طاغوت ستم شاهي برگزار مي شد، فعالانه شركت داشت. با اين كه متولدين سال 1337 ه.ش را از خدمت سربازي معاف كرده بودند، شهيد حسن قدرتيان داوطلبانه خواستار خدمت مقدّس سربازي شدسرانجام در حين انجام مأموريت خطيرش بود كه در منطقه ي جزيره ي «مجنون» در تاريخ 67/4/4 جاويدالاثر شد
شهدای نوجوان

خاطراتی تلخ و شیرین از شهيد «رسول رسولي»

با اینكه از سن و سال كمي برخوردار بود از لحاظ دين و ديانت ممتاز بود و هميشه نماز خودش را سر وقت مي خواند.
خاطرات تنی چند از همرزمان شهید والامقام احمدجعفرنژاد

چهار روایت ناب درباره شهید والامقام احمدجعفرنژاد

مسابقه بود بین کدام یکی لیاقت این رو داریم که به شهادت برسیم
خاطرات آقای علی اوسط غفاریان

شهید خلیل حضرتی به روایت دوست و همکار

همکاران اصرار می کردند شما که جانباز شده اید، دیگر شرکت نکنید، امداد به وجود شما نیاز دارد اما ایشان قبول نکردند.

خاطراتی از شهید «ایوب توانایی»/ تو نمی دانی شهادت چیست

ایوب می گفت: تو نمی دانی شهادت چیست، اگر انسان شهید بشود می تواند 40نفر را شفاعت کند، البته اگر شهید بشود نه اینکه اسمش شهید باشد، خدا می داند که عقیده و ایده اش چه بوده و برای چه آمده و برای چه کشته شده است .
شهید «حیدرعلی اوپرزوارم»

شهدا اینطور از بیت‌المال مراقبت می کردند: کاش دستم می شکست اما بادگیر نه !

در آموزش بودیم ،(حیدر ) در حال بالا رفتن از نردبان بود که ناگهان پایش لغزید و به زمین افتاد ، به سرعت بالای سرش رفتم و گفتم چه شد ؟ نگاهش به بادگیرش که سوراخ شده بود افتاد و گفت (( حاظر بودم دستم می شکست ولی بادگیر بیت المال سوراخ نمی شد))

خاطرات خواندنی از همرزم و پسر عموی شهید علی ظفری

واحدهای عملیاتی ما با هم فرق می کرد ، من در واحد تخریب بودم و ایشان آر پی جی زن در گردان بودند بعد از عملیات جویای حال ایشان شدم گفتند مجروح شده است . نگران بودم از واحدهای تعاون و انتقال مجروح جستجو کردم متجه انتقال وی به عقب شدم در بیمارستان صحرایی و اندیمشک فقط اسم و وظعیت مجرووحیت از ایشان بود تا اینکه پس از چند روز و به بهانه پیدا کردن ایشان مرخصی گرفتم متوجه شدم در بیمارستان شاهرود بستری است
طراحی و تولید: ایران سامانه