خاطرات شفاهی همسران شهدا - صفحه 7

آخرین اخبار:
خاطرات شفاهی همسران شهدا
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

بعضی وقت‌ها شهید را در خواب می‌بینم

همسر شهید «اردلان محمدی مزرعه‌» می‌گوید: «در جزیره لارک خدمت می‌کرد، وقتی شهید از مرخصی می‌آمد از خاطرات سربازیش تعریف می‌کرد و می‌گفت خیلی سختی می‌کشند، همسر خیلی خوبی بود، بعضی وقت‌ها شهید را در خواب می‌بینم.»
خاطرات شفاهی همسران شهدا؛

کاش می‌توانستم با شهید بیشتر صحبت کنم

همسر شهید «احمد رنجبری» می‌گوید: «مرد شریفی بود، تو دوران نامزدی بودیم که شهید گفت؛ انشاالله برم جبهه و وقتی که از جبهه برگشتم با هم ازدواج می‌کنیم، کاش می‌توانستم با شهید بیشتر صحبت کنم.»
گفتگوی تصویری با همسر شهید «علی سپهری کهریزی»

علی حاضر نبود خاک وطن را در خطر ببیند

«بانو سپهری کهریزی» می‌گوید: «یک روز شهید برگشت و گفت؛ من می‌خواهم به جبهه بروم که در جواب به او گفتم؛ شما که همیشه آماده باش هستی.» علی حاضر نبود خاک وطن را در خطر ببیند و همیشه برای جنگیدن با دشمن حاضر بود.

سه روز در محاصره| روایتی شنیدنی از همسر شهید«بخشعلی حیدری»

«مهوش امیری پریا» همسر شهید«بخشعلی حیدری»، می گوید: شهید به عملیات کربلای 9 اعزام می شود که سه روز به محاصره دشمن در می آیند همین که دشمن حمله می کند یک ترکش به تانک و بعد مستقیم به قلب همسرم اصابت و ایشان را به شهادت می رساند.
طراحی و تولید: ایران سامانه